متن زیر از کتاب معجزه خدایان گرفته شده است :
حادثه ای عجیب در روستای فاتیما از ایالت استرهمادورا
در کشور پرتغال نظر بسیاری از مردم را به خود جلب کرد . سه بچه چوپان در 13 ماه مه 1917 برای اولین بار حضرت مریم را مشاهده کرده و تا ماه اکتبر سه بار به طور مکرر توانسته بودند حضرت مریم را ملاحظه نمایند . بچه ها پس از اینکه از جانب حضرت مریم موظف شده بودند که پیام لازم را به گوش بزرگان روستا برسانند آنگاه پیام مریم را به گوش والدینشان رسانده و متذکر شده بودند که حضرت مریم جایی را در صحرا نشان داده و تاکید کرده که حتما در آنجا کلیسای کوچکی بنا نهند . این حادثه گرچه ابتدای امر از جانب برخی مردم مورد پذیرش قرار نگرفت ولی بعدها با درک موقعیت سنی بچه ها و پیامی که آورده بودندباعث گردید که بیشتر مردم روستا حرف آنها را بپذیرند . و حتی ماجرای آن دهان به دهان به گوش بسیاری از مردم پرتغال رسید .
ابتدای امر زمینه ارتباط تنها آن سه کودک بودند . اما در اندکی زمانی وضعیت بدین منوال پیش نرفت . برخی از راهبه ها نیز در خواب آن سه کودک را دیده و یا پیام حضرت مریم را را در حالت رویا اخذ کردند . همین جریانها دست به دست هم داده و باعث گردیدکه آن سه کودک به عنوان کودکان مورد مهر مریم مقدس شناخته شوند و از چهار گوشه پرتغال برای دیدن آنها و حتی زیارت محلی که مریم مقدس آنجا را نشان داده بود به سوی روستا روان گردند .
البته همان نقطه کلیسا ساخته شد و هر ساله در سیزدهم اکتبر مردم پرتغال جهت زیارت به آن روستا می آیند و کاروانهای زائران در کنار قبرهای آن کودکان نیز به بسط نشسته و دعا و نیایش می کنند . با اینکه دولت پرتغال ابتدای امر مخالف بود ولی امروزه همین مسئله برای خود دولت زمینه جلب توریست و کسب منافع مادی نیز شده است .
برگرفته از کتاب معجزه خدایان صفحه 51
نوشته اریک فون دنیکن
ترجمه : دکتر قدیر گلکاریان
حروفچینی : محقق
بازبینی و ادیت : ح.عظیمی
چاپ : حیدری
انتشارات علمی.
پی نوشت:
فاتیما ، اسم روستایی است که حضرت مریم باکره مقدس در آنجا ظهور فرموده اند .و قبل از تجلی مریم مقدس در روستای فاتیما هم اسم این روستا همین بوده است . برای اطلاعات بیشتر در مورد شهر فاتیما می توانید اینجا یا اینجا را ببینید که صفحاتی از ویکی پدیای پارسی هستند .
حضرت مریم مقدس در اقصی نقاط دنیا ظهور پیدا کرده اند . از جمله در لورد فرانسه بر برنادت سوبیرو ، بر کاترین لبور و ماجرای مدال معجزه آسا - مجوگوریه در بوسنی و هرزگوین بر شش نوجوان ، واتیکان ، مصر ، ایتالیا ، گاراباندل و .... خیلی جاهای دیگر. در وب زیر لیست کامل تجلیات حضرت مریم به صورتی جدول نمایش داده شده است .
. در همان جدول در سال ۱۹۱۷ می توانید تجلی فاطیما را هم ببینید .
در دنیای کاتولیک واژه بانوی ما ، یک لقب استاندارد برای حضرت مریم است و ارتباط تنگاتنگی با تجلیات حضرت مریم دارد . در هر تجلی مریم مقدس متناسب با شرایط خاص آن تجلی بخصوص ، لقبی به باکره مقدس داده می شود که به خاطر آورنده آن تجلی خاص باشد . برای مثال هنگامیکه مریم مقدس خود را بر کاترین لبور مکشوف نمود و طرح مدالی را به وی نشان داد ، لقب بانوی مدال معجزه آسا به مریم مقدس داده شد . و یا در تجلی مریم مقدس در لورد فرانسه بر برنادت ، مریم مقدس ملقب به لقب بانوی لورد شد زیرا در شهر لورد فرانسه بود . و یا در تجلی سال 1208 بر دومینیک ، بانوی ما تسبیحی به دومینیک داد و لقب بانوی تسبیح یا بانوی صاحب تسبیح به مریم مقدس داده شد .
بانوی لورد ما ، بانوی مدال معجزه آسا ، بانوی گاراباندل بانوی فاتیمای ما و غیره ... همه دلالت بر یکی از تجلیات باکره مقدس دارد .
در نت هم می توانید این اسامی را به این صورت سرچ بفرمایید .
Our lady of
Our lady of miraculous medal
Our lady of Medjugorje
Our lady of grace
و بالاخره
Our lady of
و کلا نام بانوی ما برای کاتولیکها دلالت می کند به نام مقدس مریم باکره .
مطلب اخیر هم از کتاب معجزه خدایان بود که مشاهده فرمودید .در این کتاب به تجلی حضرت مریم در روستای فاتیما در کنار صدها تجلی دیگر از حضرت مریم پرداخته شده .
در مورد سه کودک چوپان در معجزه فاطیما دو کودک دو و سه سال بعد از دیدن مریم مقدس از دنیا رفتند و آخرین آنها که خانم لوسیا سانتوس بودند در سال ۸۳ هجری شمسی بعنی سه سال پیش از دنیا رفتند . بنابراین معجزه فاتیما بسیار معاصر است . خانم لوسیا داس سانتوس همه عمر خود راهبه بودند . راهبه زندگی کردند و راهبه هم از دنیا رفتند . ایشان یک راهبه کاتولیک بودند . و ماجرای زندگی خود را به صورت کتابی منتشر کرده اند قسمتهای زیادی از کتاب ایشان در پیوندهای روزانه این وب موجود است . ایشان مکرارا در کتابشان خاطر نشان کرده اند که حضرت مریم مقدس را دیده اند و فرشته ای که به سه کودک چوپان ظاهر شده بود برای آنها مراسم عشای ربانی ( نان و شراب ) را انجام داده بود .

مطالب از زبان خود خانم لوسیاست و منابع همه مطالب هم ذکر شده است .
بانویی که در روستای فاتیما تجلی فرمودند خود را بانوی صاحب تسبیح نامیدند .ایشان دقیقا این جمله را به کار بردند
I AM THE LADY OF ROSARY
و بانوی تسبیح لقبی یکی از القاب حضرت مریم است و پیشینه تاریخی آن بر می گردد به تجلی سال 1208 بر دومینیک و توضیح مختصری درباره این تجلی برای شما می آورم :
بانوی تسبیح یا بانوی تسبیح مقدس یک لقب برای حضرت مریم است .تسبیح یک روش دعا است و بانوی تسبیح هم به همین موضوع دلالت دارد . علت و منشا این لقب برای حضرت مریم هم بر می گردد به ظهور مریم مقدس بر دومینیک مقدس در کلیسای پرویل در سال 1208 میلادی
Marian apparition to Saint Dominic in 1208 in the church of Prouille.
در سال 1208 میلادی حضرت مریم در کلیسایی بر دومینیک ظاهر شد و تسبیحی به او داد و به همین دلیل لقب بانوی تسبیح به مریم مقدس داده شد .
و هیچ کجا نفرموده اند که من فاتیما هستم . اصولا رسم بر این است که مریم باکره را متناسب با مکانی که در آنجا ظهور فرموده اند یا مشخصه خاص هر تجلی می نامند . حضرت مریم القاب بی شماری دارند که دلالت می کند بر مکانی که ظاهر شده اند . مثل :
Our lady of
Our lady of miraculous medal
Our lady of Medjugorje
Our lady of grace
. فاتیما صرفا اسم دهکده ای بود که حضرت مریم در آنجا ظاهر شدند و از این رو نام بانوی فاتیمای ما
OUR LADY OF
به ایشان اطلاق می گردد . که معنی آن بانویی است که در فاتیما ظاهر شدند . در پست قبلی در تجلی ششم شرح داده شد که چطور حضرت مریم خود را بانوی تسیبح معرفی می کنند .
مسیحیان هم از تسبیح استفاده می کنند و فروشگاههای آنلاین خیلی زیادی تسبیحهای مسیحی را می فروشند . با سرچ کلمه
rosary
می توانید تسبیحهای مسیحی را ببینید . و خیلی جاها هم آموزش ذکر تسبیح داده می شود مثل این سایت کاتولیکی
حضرت مریم در راز دوم فاتیما عقاید کمونیستی روسیه را به عنوان تهدیدی جدی برای بقیه کشورها نامیدند و خواستند که روسیه به قلب معصوم ایشان وقف گردد که بعدها پاپ این وقف را انجام داد . ولی دیر شده بود ! و فرمودند اراده خداوند بر این است که روسیه به قلب معصوم من تخصیص یابد . متن راز دوم فاتیما در آرشیو موجود است . این نوع تخصیص به قلب معصوم مریم باکره یا
Immaculate Heart of Mary
یک عقیده صد در صد کاتولیکیست .
مشاهده یک فیلم کوتاه از خانم لوسیا در کنار پاپ
شاید بسیار عجیب و باورنکردنی باشد که حضرت مریم در شهری به نام فاطیما « فاطمه » تجلی پیدا می کنند و نام بانوی فاطیما بر ایشان هست . در قسمت تاریخچه نامگذاری شهر فاطیما شرح داده شد که چه اتفاقی افتاد که ششصد سال قبل از واقعه فاتیما « قبل از معجزه فاطیما » اسم روستا را فاطیما گذاشتند . اسم روستا از قبل عبد گاس بود که قبل از واقعه فاطیما نام روستا را فاطیما گذاشتند .گفته شد که چرا اسم بانو را بانوی فاطیما گذاشتند . حضرت مریم در مکانهای بی شماری ظهور پیدا کردند . و این ظهورات باکره مقدس در قرن جدید بیشتر شده به گونه ای که پاپ ژان پل دوم گفتند که ما در عهد مریمی زندگی می کنیم . در عهدی که زندگی می کنیم مریم مقدس در کشورهای مختلف و بر افراد مختلف ظهور می کنند . و گاها متناسب با شهری که حضرت مریم در آنجا دیده شده لقب متناظری به بانوی ما داده می شود که مشخص کننده آن تجلی بخصوص باشد . مثل بانوی لورد بانوی گاراباندال بانوی فاطیما بانوی مجوگوریه بانوی کارمل بانوی زیتون و ...
چهره نگران حضرت مریم در تجلی فاطیما هم به خاطر شدت اهمیت موضوع است. زیرا بانو آمدند که بگویند خداوند به خاطر افکار کفر آمیز روسیه کمونیستی بسیار خشمگین است و در صدد مجازات نوع بشر می باشد .
سوال بود که چرا بانو تسبیح به دست داشتند . مسیحی ها هم از تسبیح استفاده می کنند و پیشینه آن باز می گردد به سال ۱۲۰۸ میلادی که مریم مقدس در تجلی خود بر دومینیک تسبیح به او داد و استفاده از آن را توصیه کرد . و کلیسا لقب بانوی تسبیح را به مریم مقدس اهدا نمود. تسبیح را rosary می گویند و تسبیح مسیحی بسیار معمول هست و به انتهای آن صلیبی متصل است . سوال بود که چرا بانو چادر به سر داشتند که این هم نوع پوشش مردم روستایی پرتغال هست که پوششی هم بر سر دارند .
سوال بود که چرا اون بانو خود فاطمه معرفی کرده . بانو خود رو فاطمه معرفی نکردند . خود را بانوی تسبیح نامیدند و بعدا کلیسا لقب بانوی فاطیما را بر ایشان گذاشتند زیرا این تجلی در شهر فاطیما صورت گرفت . عطف به سخنان خانم لوسیا ، بانویی که در فاطیما تجلی یافتند مریم باکره بودند . خانم لوسیا در لابه لای کتاب خود بارها اظهار کردند که حضرت مریم را مشاهده نمودند . معجزه فاطیما بسیار معاصر است و جای انکار ندارد چون هفتاد هزار نفر حرکت و چرخش خورشید را در آسمان مشاهده کردند. هنور عمر این معجزه به صد سال نرسیده .بانو برای معرفی خود دقیقا این جمله را فرمودند:
من بانوی تسبیح هستم.
و بانوی تسبیح لقبی یکی از القاب حضرت مریم است و پیشینه تاریخی آن بر می گردد به تجلی سال 1208 بر دومینیک و توضیح مختصری درباره این تجلی برای شما می آورم :
بانوی تسبیح یا بانوی تسبیح مقدس یک لقب برای حضرت مریم است .تسبیح یک روش دعا است و بانوی تسبیح هم به همین موضوع دلالت دارد . علت و منشا این لقب برای حضرت مریم هم بر می گردد به ظهور مریم مقدس بر دومینیک مقدس در کلیسای پرویل در سال 1208 میلادی
Marian apparition to Saint Dominic in 1208 in the church of Prouille.
در سال 1208 میلادی حضرت مریم در کلیسایی بر دومینیک ظاهر شد و تسبیحی به او داد و به همین دلیل لقب بانوی تسبیح به مریم مقدس داده شد .
و هیچ کجا نفرموده اند که من فاتیما هستم . اصولا رسم بر این است که مریم باکره را متناسب با مکانی که در آنجا ظهور فرموده اند می نامند . حضرت مریم القاب بی شماری دارند که دلالت می کند بر مکانی که ظاهر شده اند . مثل :
Our lady of Lourdes
Our lady of miraculous medal
Our lady of Medjugorje
Our lady of grace
و همینطور
OUR LADY OF FATIMA
و به ایشان لقب بانوی فاطیمای ما داده اند . این لقبیست که بعدها از طرف کلیسا به حضرت مریم داده شد . به خاطر اینکه محل ظهور شهر فاطیما بود . بانو هرگز خود را فاطیما معرفی نکردند .
باکره فاتیما عنوانی است که مدعیان مشاهده مریم (مادر عیسی) (یا به اصطلاح مدعیانِ تجلی مریم) در فاتیما به او اطلاق میکنند.
این ادعا مربوط به سال ۱۹۱۷ است. سه کودک روستایی در آن سال ادعا کردند که مریم در دشتی در بیرون شهر فاتیما در پرتغال بر آنها ظاهر شد. که از نام «بانوی تسبیح» یا «بانوی فاتیما» نیز برای اشاره به آن بانو استفاده می شود. از آن به بعد شهر کوچک فاتیما زیارتگاه مومنان مسیحی شده است.
در سیزدهم ماه مه سال ۱۹۱۷ دو کودک ۹ ساله و یک کودک ۷ ساله پرتغالی به هنگام کار در مزرعهای واقع در منطقه روستایی فاتیما در آن کشور تن نورانی زنی با لباس سفید را مشهده کردند. آنان در توصیف مشخصات این زن گفتهاند که او میدرخشید و از پرتوی نوری که در آسمان می جهید پدیدار شد. زن سپیدپوش گفتهبود که از بهشت آمده است و از بچهها خواسته بود که سیزدهم هر ماه به آنجا بازگردند.
بزودی ساکنان منطقه از این خبر مطلع شدند و در نخستین روز سیزدهم بعدی٬ جماعتی برای تماشا گرد آمدند. با این حال تنها سه کودک با نامهای جاسینتا٬ فرانسیسکو و لوسیا بودند که زن را میدیدند ولی مردم تنها وقایع حیرت انگیز جوی را مشاهده نمودند.
تا ماه سپتامبر بیش از بیست هزار نفر این پدیده را مشاهده نمودند. به گفته شاهدان٬ گویی درخشان در میان آسمان از شرق به غرب به حرکت در میآمد.
در سیزدهمین روز ماه اکتبر٬ بچهها دقیقاً به هنگام ظهر بدن این زن را مشاهده کردند. در حالی که جمعیتی حدود هفت هزار نفر به عینه ناظر این واقعه بودند٬ یکی از دختر بچهها گفت که خانواده مقدس را در آسمان می بیند.[۱] جماعت به آسمان نگاه کردند آنان شاهد بودند که خورشید در هوا هب چرخش در آمدهاست. در ابر بارانزایی که در آسمان دیده می شد٬ روزنهای پدیدار شد. قرص خورشید همچون یک صفحه مدور چرخان٬ تابش و گرمای عظیم خود را به سوی زمین فرستاد و سپس با حرکتی دورانی رو به بالا بازگشت. پس از ماه اکتبر نمودهای بصری برای همیشه متوفق شدند.
کودکان همچنین ادعا می کنند که بانوی درخشنده سپید پوش که همواره تسبیحی در دست داشت٬ حوادثی از آینده را با آنها در میان گذاشته است. یکی از پیشبینیهایی که از طریق کودکان کودکان انتقال یافت٬ مربوط به واقعه قریب الوقوع انقلاب روسیه بود و دیگری به جنگ جهانی دوم مربوط میشد و پیش بینی سوم که متن آن تا مدتهای مدید در پاکتی مهرو موم شده در واتیکان نگهداری میشد سرانجام در سال ۲۰۰۰ میلادی افشا شد. یکی از مواردی که در پیش بینی شرح داده شده بود ماجرای اقدام به قتل پاپ ژانپل دوم بود که در سال ۱۹۸۱ به وقوع پیوست.[۲]
در 13 مى1967 پاپ ژان پل ششم در پنجاهمين سالگرد آئين فاطيما شركت كرد.
در 13مى1982 پاپ ژان پل دوم براى تشكر از حفظ جان خود به زيارت شهر فاطيما آمد.
کاردينال تارسيسيو برتون، نماينده پاپ طي سخناني اين موضوع را که کليسا پيش بيني هاي مريم مقدس در مورد آخرالزمان را به صورت محدود منتشر کرده است رد کرد. فاتيما نام محلي در پرتغال است که 90 سال پيش در آن مريم مقدس بر سه کودک چوپان ظاهر شد و با آنها سخن گفت. «رازهاي فاطيما» نام کتابي است که يکي از اين کودکان، «لوسيا داس سانتوس» که بعدها راهبه شد در مورد اتفاق آن روز نوشت و در پاکتي مهر و موم شده به واتيکان فرستاد. دو راز از رازهايي که گفته مي شود مريم مقدس براي آن سه کودک روايت کرد در اختيار عامه مردم قرار گرفت که پيش بيني هايي در مورد جنگ هاي جهان در قرن 20، ديکتاتوري رايج و روي آوري مجدد روسيه کمونيستي به مسيحيت را در برداشت. پاپ ژان پل دوم سعي کرد به افکار عمومي بقبولاند راز سوم، دربردارنده پيش بيني سوءيقصدي بود که در سال 1981 به جان وي شد. اما اين ادعا نتوانست طرفداران نظريه توطئه را که معتقد بودند کليسا تنها بخشي از پيشگويي سوم را فاش کرده است راضي کند.
آنتونيو سوسي، خبرنگار کاتوليک و نويسنده کتاب «راز چهارم فاطيما» گفت که ابتدا حرف پاپ را پذيرفته بود، اما با انجام تحقيقات به اين نتيجه رسيد که پاپ تمام حقيقت را فاش نکرده است. او افزود بخش پنهان راز چهارم، يک بحران ايمان در غرب را پيش بيني مي کند و مي گويد با بروز موجي از کفر و ارتداد امپراتوري کليسا فرو خواهد ريخت. مارکوتوساتي، يکي از نيروهاي واتيکان و نويسنده کتابي به نام «پيش گويي هاي فاطيما» نيز در اين مورد گفته است به نظر مي رسد واتيکان موضوعي را پنهان مي کند و در مورد موضوعي که بايد،به ميليون ها مسيحي مومن هشدار نمي دهد طي روزهاي گذشته در نودمين سالگرد ظهور مريم مقدس و پيشگويي هاي او، ده ها هزار نفر در فاطيما، در 130 کيلومتري شمال ليسبون در پرتغال گرد هم آمدند و کاردينال برتون در جمع اين افراد به تاکيد گفت سخن از رازي که گوياي فجايع عظيم جهاني يا سقوط کليساي کاتوليک است صرفاً زاده تخيلات افراد بدبين است.
کاردينال برتون با حمله به تئوري هاي بدبينانه يي که کليسا را متهم مي کنند از جمله کتاب و فيلم «راز داوينچي» آنها را انباني از دروغ خواند. برتون در کتاب «آخرين پيشگويي فاطيما: ديدار من با خواهر لوسيا» نوشت خواهر لوسيا )يکي از کودکاني که پيشگويي مريم مقدس را شنيده بود( پيش از مرگش در سن 97 سالگي توضيح پاپ ژان پل دوم پيرامون راز سوم را تصديق کرده بود.
کاردينال برتون تصريح کرد: «راز چهارمي در کار نيست. همه آنچه اتفاق افتاد به طور کامل چاپ و منتقل شد.» و افزود تئوري هاي منفي بافانه منشايي جز افراد و گروه هاي ضدمسيحي ندارند. پيش بيني هاي فاطيما چنانکه منتشر شده اند به شرح زيرند:
«بانوي ما دريايي از آتش به ما نشان داد که زير زمين افروخته شده بود. شياطين و ارواحي با ظاهر انسان در آتش بودند و از هرم آتش به رنگ سياه درآمده بودند...»
-«اگر سخنان مرا به گوش بگيريد، روسيه بازخواهد گشت و صلح دوباره برپا خواهد شد، اگرنه اين هشدار به سرتاسر دنيا منتشر خواهد شد و جنگ و آشفتگي در کليسا را در پي خواهد داشت.»
-«اسقفي ملبس به رداي سفيد... چنانکه گويا گلوله باران شده است از آسمان به زمين خواهد افتاد.»