در شماره قبل ماهنامه تحت عنوان «رویکرد غرب و مسیحیتبه معنویت و مهدویت» در مورد الهاماتی که هر از چندی در اروپا و غرب رخ میدهد و نیز از مکانهایی چون «مجوگوریه»، «کوههای راکی» و غیره سخن به میان آوردیم.
شاید یکی از جالب توجهترین تجلیاتی که در این میان صورت گرفته است تجلی حضرت مریم ، در ناحیه «مجوگوریه» بر پدر روحانی عالیجناب «گبی» باشد. در این تجلی حضرت مریم پس از ذکر مطالبی خطاب به پدر روحانی به ارائه نشانهها و علائم چندی درباره ظهور حضرت عیسی میپردازد که در انجیل نیز آمده است اما نسبتبه آنها بیتوجهی شده است.
معجزه خورشید در سال 1950
باید دانست که معجزات همیشه هم دارای جنبه های مثبت نبوده و چه بسا ادعای روئیت چیزی و یا شبحی منجر به ایجاد برخی مشکلات می گردد . هر سخن و یا مضمون اسرار آمیز غالبا از سوی بسیاری از مردم مورد توجه قرار می گیرد و همین توجه باعث می شود که حتی مخفی ترین مضامین که بر رویش کلمه « خیلی محرمانه » زده شده است از سوی انسانهای جسور افشا شود و یا از روی کنجکاوی بررسی گردیده و به گوش غالب انسانها برسد .
اغلب مردم سعی دارند از نایافته ها ، مجهولات ، کشف نشده ها ، مسائل محرمانه و اسرار آمیز سر درآورده و راز آنها را دربیابند . همشه چنین مسائلی از جذابیت خاصی برخوردارند و حتی امور مربوط به جاسوسی و کارهای مخفیانه نیز در انظار مردم از نوعی تفاوت برخوردار است . کارهای جاسوسان و یا انسانهایی که در خفا چیزهایی را دارند و یا انجام می دهند برای عموم مردم جذابیت دارد . . همین جذابیت هنگامیکه توام با انحصار فکری و یا عملی نماد پیدا کند چه بسا اسرار آمیز تر و یا هیجان انگیزتر گردد .
هیجان ناشی از این مسائل نیز خود به خود انسان را به سویی می کشاند که نهایتا آدمی پی به سرنخهایی می برد که در آخر مجهولات و اسرار آشکار می گردد .
همه ما می دانیم که بچه ها بیش از بزرگترها عاشق و شیفته اخبار اسرار آمیز و هیجان انگیز هستند . آنان به لحظار پاکی سرشت و خوی خود هر چیزی را باور می کنند . اخباری را که دریافت می دارند با صداقت تمام و از روی هیچ نیت زشتی به گوش همگان می رسانند . انگار بچه ها نقطه تلاقی اخبار و مبدا انتقال رخدادهای مختلف جهانی هستند . در تاریخ حوادثی قید گردیده که بانی و باعث این حوادث کودکان بوده اند .
تینا مالینا کودکی دوازده ساله از روستای آکوواویوای پلاتینی جزیره سیسیل ایتالیا روزی در هنگام بازی در کنار مزرعه شان ناگاه متوجه شبح زنی می شود . این حادثه در دره ای که به نام کاسالیچیو معروف است اتفاق می افتد و مزرعه پدر تینا نیز در آنجا قرار داشت . تینا ابتدا آنچه را که دیده بود باور نمی کند و در نظرش آن شبح را حاصل خیالش می پندارد . اما زمانی که به شبح خیره می شود و حتی چندیدن بار چشمانش را می مالد تا از آنچه دیده اطمینان حاصل نماید دیگر یقین پیدا می کند که شبح واقعی را رویت کرده و آن شبح نیز مربوط به زنی است . این حادثه حدود سه دقیقه به طول می انجامد . و تینا زمان بازگشت به خانه آنچه را که دیده بود برای والدین و سایر افراد خانواده بیان می کند . همین افشای قضیه باعث می شود که تینا نیز بسان سایر افراد مورد توجه قرار گیرد و از چهار سوی سیسیل و حتی ایتالیا برای دیدنش به آن روستا بیایند . در تاریخ 15 آوریل 1950 گروه عظیمی از افراد به همراه تینا به محل ظهور شبح می روند شبح زن چند روز پیش قول داده بود که بعد از ظهر چنان روزی ظاهر خواهد شد و پیام خاصی را ابلاغ خواهد نمود . همه منتظر بودند که شبح ظاهر شود و تینا معجزه خود را نشان دهد . اتفاقا حادثه نیز به وقوع پیوست و مردم حاضر در آنجا ناامید بازنگشتند .
ناگهان هوا ابری شد و بعد از دقایقی ابرهای سیاه انگار از هم ترک خورده و از لابلای ابرهای تیره ستاره ای روشن و خیره کننده ظاهر گردید . بعد از لحظه ای این نور درخشان به راست و چپ چرخی زد و با حرکت زیگزاگ گونه ای به سوی زمین نزدیک شد . اما هنوز در نزدیکی زمین قرار نگرفته بود که بسان توپ در جایش بالا و پایین رفت و دوباره به سرعت به سوی آسمان عروج نمود . برا اساس اظهارات شاهدان عینی همین نور در نزدیکی ابرها به سوی به صورت چیزی دسک گونه در آمد و با ساطع نمودن انواری ملون در پس ابرهای تیره ناپدید شد . این حادثه در ساعت شانزده و بیست و یک دقیقه همان روز نیز تکرار گردید .
آیا بعد از این حادثه روستای محل سکونت تیینا و یا محل وقوع حادثه مثل سایر نقاط ظهور شبح به مکانی مقدس تبدیل گشت یا نه ؟ گرچه این حادثه زمینه ایجاد کلیسا و یا تجمع زائران مسیحی را فراهم نیاورد ولی تا به امروز این حکایت زبان به زبان نقل می شود و حتی در میان مافیای سیسیل نیز همین ماجرا تایید می گردد .
ظهور باکره مقدس به عنوان یک حادثه اجتماعی
حادثه دیگر در شهر باناکس بلژیک اتفاق افتاد این شهر کوچک با ۳۵۰ خانوار در قسمت شرقی لوتلیچ در منطقه آردنلر واقع است .
در سالهای ۱۹۳۰ خانواده بکو با هشت سر عائله در طبقه دوم خانه ای کارگری زندگی می کردند .
پدر بکو از لحاظ ایمانی اصلا امتیازی نداشت . و کاتولیک مومنی به حساب نمی آمد . حتی با اینکه فرزند دوازده ساله اش ماریت اصرار داشت که به فراگیری دروس دینی برود اما پدر به او چنین اجازه ای نمی داد.
در ادامه مطلب بخوانید ...
ظهور حضرت مریم در تپیاک
مردی نو کیش بود که تازه غسل تعمید
گرفته بود . او کسی بود که بانوی گوادالاپJaun Diegoجان دیگو
« حضرت مریم » بر او ظاهر شد .
زمانیکه بانوی ما در سال 1531 در تپه تپیاک نزدیک مکزیکو سیتی و در کنار یک
عبادتگاه غیر مسیحی بر او ظاهر شد ، او 57 سال داشت . همسر او در سال 1529 چشم از
جهان فروبسته بود . در نهم دسامبر که روز جشن بانوی لقاح مطهر « از القاب حضرت
مریم » بود ، جان هنگامیکه عازم مراسم عشای ربانی بود دختر جوان بسیار زیبایی را دید که غرق در نور بود .
یک بانوی درخشنده ! بانوی زیبا به جان گفت که چقدر به مردم مکزیک علاقه دارد و از
او خواست نزد اسقف ناحیه
برود و از او بخواهد کلیسایی در آن محل
ساخته شود . جان دیگو هم Jaun de zumarraga
مطابق درخواست بانو به نزد اسقف رفت و درخواست حضرت مریم را
به او گفت .

برای اینکه هویت بانوی فاتیما برای ما روشن شود به گفته های خود خانم لوسیا رجوع می کنیم .زیرا مریم مقدس خود را بر او مکشوف نمود . این خانم یک عمر راهبه زندگی کرد و در سال 1385 هم راهبه از دنیا رفت و با لباس رهبانیت به خاک سپرده شد . برخی ادعا دارند که پاپ او را به زور در صومعه حبس کرد که لطمه ای به دنیای مسیحیت نخورد . اما این ایده بسیار دور از ذهن به نظر می رسد که بانویی مقدس بر شخصی خود را مکشوف نماید که اعتمادی به او نیست و از ترس جانش در صومعه پنهان می شود ! در خاطرات لوسیا می خوانیم که بچه های فاطیما تا چه حد بر روی گفته های خود اصرار داشتند و حبس و هتک حرمت و تهدید ها هم آنها را از گفتن حقایق باز نداشت و همواره از تجلی حضرت مریم سخن می گفتند و بر روی گفته های خود پافشاری می کردند . ایشان زندگی نامه خود و تمام وقایع فاطیما را در کتابی به نام فاطیما از زبان لوسیا نوشته اند . و ما هم با استنادبه گفته های همین راهبه کاتولیک پیش می رویم :


باکره تسبیح به تجلی مریم (مادر عیسی) بر دومینیک اسما در ۱۲۰۸ (میلادی) اشاره میکند. مریم طی این ظهور استفاده از تسبیح را توصیه میکند. [۱]
قصه
زندگی کاترین را می خوانیم که قبل از انقلاب کبیر فرانسه ، مریم مقدس بر
او ظاهر می شود و از طرف خداوند ماموریتی به او محول می کند . باکره مقدس
از او می خواهد مدالهایی بسازد و آنها را بین مردم منتشر کنند و مردم این
مدالها را از گردن خود بیاویزند . این مدالها دارای خاصیت اعجاب انگیزی
بودند و انسانهای زیادی توسط این مدالها نجات پیدا کردند یا شفا یافتند .
مریم مقدس با دو ظهور مجزا ، طرح روی دو طرف مدال را به کاترین نشان می
دهد و کاترین با توجه به منظره ای که مشاهده کرده و از روی الگوی داده شده
، مدالها را منقوش و منشر می کند . کلیسا این تجلی باکره مقدس را تایید کرده است . و لقب مقدسه به کاترین اهدا شده است .
قبر کاترین ، 57 سال پس از مرگش نبش می شود و جسد سالم او از دل تابوت
بیرون می آید . او هم به زمره مقدسین می پیوندد . این داستان شیرین در چند
قسمت ارائه می شود ...

بانویی که در فاطیما ظاهر شدند خود را بانوی تسبیح معرفی کرد . بر خلاف عقیده رایجی که وجود دارد و گاها افراد فکر می کنند بانو خود را فاطیما معرفی کرده است . در حالیکه همه منابع موجود نوشته اند که بانو خود را بانوی تسبیح معرفی کرد و بعدها به نام بانوی فاطیما شناخته شد زیرا در شهر فاطیما ظهور کرده بودند . ولی معرفیی که از زبان خودشان در دست هست این است که من بانوی تسبیح هستم .
I AM THE LADY OF ROSARY
بانوی تسبیح یا بانوی تسبیح مقدس یک لقب برای حضرت مریم است .تسبیح یک روش دعا است و بانوی تسبیح هم به همین موضوع دلالت دارد . علت و منشا این لقب برای حضرت مریم هم بر می گردد به ظهور مریم مقدس بر دومینیک مقدس در کلیسای پرویل در سال 1208 میلادی
Marian apparition to Saint Dominic in 1208 in the church of Prouille.
در سال 1208 میلادی حضرت مریم در کلیسایی بر دومینیک ظاهر شد و تسبیحی به او داد و به همین دلیل لقب بانوی تسبیح به مریم مقدس داده شد .
و جالب اینجاست که پاپ پل دوم روز عید بیرون راندن مسلمانان از اروپا را به نام روز بانوی تسبیح نامگذاری کرده اند .
مریم مقدس در خیلی از مکانها بر تعدادی بیشماری از افراد ظاهر شده اند و متناسب با این تجلیات ، القاب متناظری به بانوی ما منسوب می شود . برای مثال ظهور مریم مقدس در لورد فرانسه بر برنادت سوبیرو باعث شد که لقب بانوی لورد
Our lady of Lourdes
به مریم مقدس داده شود . در جدول زیر نام بعضی از ظهورات حضرت مریم نوشته شده و در هر سطر از جدول می توانید اطلاعات جالبی پیدا کنید . در قسمت منبع هم لینکی هست که می توانید اطلاعات بیشتری از آن تجلی را ببینید .
|
سال تجلی مریم مقدس |
مکان ظهور |
نام افرادی که مریم مقدس بر آنها ظاهر شد |
منبع |
|
1917 |
فاطیما ، پرتغال |
لوسیا سانتوس ، جاسینتا , فرانچسکو |
بانوی فاطیما همین وبلاگ |
|
1858 |
لوردز، فرانسه |
برنادت سوبیر |
|
|
1981 |
مجوگوریه،بوسنی و هرزگوین |
بر شش نوجوان |
|
|
1830 |
پاریس ، فرنسه |
کاترین لبور |
|
|
1208 |
پرویل ، فرانسه |
دومینیک مقدس |
|
|
1968-1971 |
زیتون ، مصر |
هزاران نفر |
لیست کامل تجلیات مریم مقدس
در رابطه با بانوی تسبیح یک پیشینه تاریخی جالب وجود دارد .
در سال 1571 میلادی ، پاپ پیوس پنجم به مناسبت پیروزی لپانتو ،
Lepanto
یک جشن بزرگ سالانه را به نام جشن بانوی پیروزی ترتیب داد
Our Lady of Victory
این پیروزی به مریم مقدس نسبت داده زیرا در روز پیروزی مردم به مانند مهره های تسبیح در میدان سنت پیتر رم ، در صفوف منظم جشن گرفتند و همین تشابه باعث شد روز پیروزی را به نام بانوی تسبیح بشناسند . و در این روز لگوی مقدس
Holy League
موفق شد نیروهای مسلمین متجاوز را که اروپا ی غربی را به تصرف خود در آورده بودند بیرون براند . و به مناسبت این پیروزی در میدان پیتر مقدس در رم یک جشن بر پا شد و مردم در آن روز در صفوف منظم به مانند مهره های تسبیح شرکت کردند و از این رو این فتح به بانوی ما مریم مقدس نسبت داده شد زیرا از چهار قرن پیش لقب بانوی تسبیح به مریم مقدس اهدا شده بود و شرکت مردم در صفوفی منظم به مانند مهره های تسبیح ، یاد آور بانوی تسبیح بود . و در سال 1573 پاپ گریگوری سیزدهم نام این روز را به تسبح
the rosary
تغییر داد . در 1969 پاپ پل ششم نام این جشن را به بانوی تسبیح
Our lady of rosary
تغییر داد . یعنی روز جشن غلبه بر مسلمانان به نام بانوی تسبیح نامگذاری شد .
جالب است که بانوی ما مریم مقدس در شهری به اسم دختر پیامبر مسلمین ظاهر می شود و خود را بانوی تسبیح معرفی می کند .این همان نامی که بعدا بر روی جشن عقب راندن مسلمین از اروپا نهاده شد . و جالبتر اینکه نام شهر فاطیما دارای پیشینه تاریخی عجیبیست چند قرن قبل از معجزه فاطیما یعنی در زمانیکه پرتغال در تصرف مسلمین بود فرمانده شهر فاطیما ( که در آن زمان اسم این شهر عبدگاس بود ) عاشق دختر امیر عرب به اسم فاطمه می شود . بله این دختر هم نام دختر پیامبر مسلمین بود . در همین زمان مسلمانان مغلوب می شوند و از پرتغال بیرون رانده می شوند . ولی فاطمه که عاشق پادشاه شهر فاطیما بود با سایر مسلمین نمی رود . همانجا می ماند و قلب خود را به عیسای مسیح باز می کند غسل تعمید می گیرد و به آیین مسیحیت می گرود و با فرمانروای عبدگاس ازدواج می کند و فرمانده عاشق هم به افتخار همسر جوانش نام این شهر را از عبدگاس به فاطیما تغییر می دهد . جالب است حضرت مریم چند قرن بعد دقیقا همین شهر را برای ظهور انتخاب می کند و به او لقب بانوی فاطیما داده می شود . تا همه انسانها در قرنهای آینده حضرت مریم را با نام بانوی فاطیما بشناسند . شاید به این وسیله مسلمین که احترام زیادی برای بانوی ما قائل هستند ترغیب شوند و قلب خود را به روی پسرش عیسای مسیح بگشایند . وباز هم جالبتر است که چند سال بعد از معجزه فاطیما که روز جشن بیرون راندن مسلمین از اروپا نامگذاری می شود ، نام بانوی تسبیح برای این روز در نظر گرفته می شود .
قسمتی از متن بالا از اینجاترجمه شده .
باکره تسبیح به تجلی مریم (مادر عیسی) بر دومینیک اسما در ۱۲۰۸ (میلادی) اشاره میکند. مریم طی این ظهور استفاده از تسبیح را توصیه میکند. [۱]
تصویر اعطای تسبیح به دومینیک بر سر کلیسای تسبیح