تبليغاتX
فاطیما... تجلی مریم مقدس در دهکده فاطیما - کاترین لبور و مدال معجزه آسا
چهارشنبه 5 تیر1387 | 16:12 | نویسنده : فاطیما - Մ ե լ ի ն ա

قصه زندگی کاترین را می خوانیم که قبل از انقلاب کبیر فرانسه ، مریم مقدس بر او ظاهر می شود و از طرف خداوند ماموریتی به او محول می کند . باکره مقدس از او می خواهد مدالهایی بسازد و آنها را بین مردم منتشر کنند و مردم این مدالها را از گردن خود بیاویزند . این مدالها دارای خاصیت اعجاب انگیزی بودند و انسانهای زیادی توسط این مدالها نجات پیدا کردند یا شفا یافتند . مریم مقدس با دو ظهور مجزا ، طرح روی دو طرف مدال را به کاترین نشان می دهد و کاترین با توجه به منظره ای که مشاهده کرده و از روی الگوی داده شده ، مدالها را منقوش و منشر می کند . کلیسا این تجلی باکره مقدس را تایید کرده است . و لقب مقدسه به کاترین اهدا شده است . قبر کاترین ، 57 سال پس از مرگش نبش می شود و جسد سالم او از دل تابوت بیرون می آید . او هم به زمره مقدسین می پیوندد . این داستان شیرین در چند قسمت ارائه می شود ...

 

 

مریم مقدس ، عهد  مریمی را افتتاح می کند .

 

شب 18 جولای 1830 ، شبی بود که تاریخ را دگرگون کرد . شبی بود که حضرت مریم ، دوره و عهد جدید مریمی را بنیان نهاد . طلیعه عهد مریمی از اینجا آغاز شد . از زمان آخرین ظهور مریم مقدس تقریبا 300 سال می گذشت . آخرین ظهور مریم مقدس در سال 1531 میلادی در گوادالوپ رخ داده بود و به نام

 

Our Lady of Guadalupe

 

شناخته شده بود . حال مریم مقدس آمده بود که دوره نوینی از عهد مریمی را آغاز کند . در این شب 1830 یک سری مسلسل وار تازه ، از ظهورات مریمی شروع شد . تجلیات و ظهوراتی از آن زمان تا به زمان ما ، پی در پی اتفاق افتاده است . از جمله

( تجلی مریم مقدس بر برنادت سوبیرو در 1858 میلادی)

(تجلی مریم مقدس بر کودکان فاطیما در 1917 میلادی )

(تجلی مریم مقدس بر هزاران نفر در شهر زیتون مصر در 1968 میلادی )

و به خوبی در میابیم که چرا پاپ پل ششم گفت که عهد ما را باید یک عهد و دوره مریمی نامید .

آن شب ، شب 18 جولای شب مقدسی بود . مادر مقدس خداوند ، طرح و نقشه اش را با یک راهبه نوآموز 24 ساله در صومعه خواهران نیکوکار شروع کرد . این راهبه در رو دو باک در شهر پاریس زندگی می کرد .

 

Rue due Bac

 

 

 راهبه نوآموز که کاترین لیبور نام داشت در خوابگاه ، کنار بقیه نوآموزان خوابیده بود که توسط فرشته نگهبانش از خواب بیدار شد . فرشته کوچک چندیدن بار او را به آرامی صدا کرد . کاترین از خواب بیدار شد و فرشته نگهبانش را دید . او یک فرشته کوچک فوق العاده زیبا بود که حدود پنج سال سن داشت . لباسش به زیبایی می درخشید . فرشته گفت : به دیر بیا . باکره مقدس آنجا در انتظار توست .

کاترین وقتی به دنبال فرشته کوچک راه می رفت تعجب کرد که چراغ همه راهروها روشن است . مانند این بود که نیمه شب 24 دسامبر است و کلیسا برای اجرای مراسم کریسمس و عشای ربانی ، شب زنده داری می کند . او به طرف محراب کلیسا هدایت شد و آنجا در کنار صندلی مخصوص سخنران با احترام زانو زد . و ناگهان صدایی شبیه به خش خش لباس ابریشمین به گوشش خورد و بانوی بسیار زیبایی را دید که به طرف او می آید . بانو ، ردایی به رنگ عاج فیل بر تن کرده بود و شنلی آبی رنگ روی شانه اش انداخته بود و سرش را با یک حجاب سفید پوشانده بود که تا روی شانه هایش آمده بود . او بر روی صندلی مخصوص سخنران ، کنار کاترین نشست . فرشته کوچولو به کاترین گفت که این بانو حضرت مریم باکره مقدس هستند . کاترین دستهایش را بر روی دامان بانو گذارد و چشمان او خیره شد .

محیا کردن کاترین برای ماموریتش

مریم مقدس فرمودند :

فرزندم : خدای خوب خواسته است که ماموریتی را بر عهده تو بگذارد .

مریم باکره به کاترین گفت که برای انجام دادن ماموریتش لازم است امتحانات سختی را متحمل شود . اما به او تسلی داد و گفت سختی هایی که متحمل می شوی در راه جلال دادن به نام  قدوس خداوند است . خداوند با تو خواهد بود و تو را راهنمایی می کند . به او تسلی داد و گفت نگران مباش مشکلات و سختی هایت در زمان آینده برطرف خواهد شد .

 

مریم مقدس به کاترین گفت صومعه « جماعت وینسنتی ها » را دوست دارد و قول داد که از آنها حمایت کند . اما از اینکه آنها در رعایت  قوانین سهل انگار هستند ناراضی بود . و گفت که آنها باید با شور و اشتیاق بیشتری دعا کنند و نام خداوند را حمد و تسبیح گویند و در زندگی هایشان میل به دنیا پرستی نداشته باشند .
پیشگویی اوضاع نابسامان فرانسه

 

تصویر جسد کاترین لبور . در کنار او یک صندلی به چشم می خورد . این همان صندلی است که حضرت مریم در اولین ظهورش به کاترین بر روی آن نشست

 

بانو ادامه داد اوضاع و شرایط بدی پیش روست . مصیبت و سختی بر فرانسه سایه خواهد افکند . حکومت واژگون خواهد شد . صلیب مسیح اقتدارش را از دست خواهد داد و لگد مال خواهد شد . لباس روحانیت اسقف اعظم را از تن او در خواهند آورد خون در خیابانها جاری می شود . و پهلوی خداوندمان یک بار دیگر زخم می شود . همه دنیا به رنج و محنت مبتلا خواهد شد .

باکره مقدس هنگام ادای جمله آخر به قدری محزون بود که به سختی می توانست سخن بگوید . اما برای نشان دادن راه نجات به کف محراب اشاره کرد و گفت : به محراب کلیسا بیایید . از اینجا به همه کسانی که فیض و برکت را درخواست می کنند هدایای الهی داده خواهد شد . فیوضات به سوی افرادی که آن را درخواست می کنند روانه خواهد شد .

بانوی ما مصیبتها و محنتهایی که در صدد آمدن هستند را برای کاترین بازگو کرد و گفت : افرادی از بین روحانیون قربانی خواهند شد . اسقف فرانسه به قتل خواهد رسید و کل دنیا در اندوه و ماتم خواهند بود و بعد به کاترین گفت برخی از این اتفاقات در آینده نزدیک واقع خواهد شد و بقیه چهل سال بعد به وقوع می پیوندد .

پیشگویی بانوی ما به واقعیت پیوست . در هفته بعد مورخه 27 جولای 1830 انقلاب فرانسه بر پا شد . امپراطور فرانسه ، چارلز پنجم برکنار شد . مردم نسبت به کلیسا بی حرمتی کردند . مجسمه ها را خراب کردند و صلیب ها ار پایین آوردند و آنها را لگد مال کردند . اسقف ها و کشیش ها به زندان انداخته شدند . آنها مغلوب شدند و به قتل رسیدند . اسقف پاریس آقای

Hyacinth de Quelen

مجبور به فرار شد و برای نجات جانش پنهان شد .

در یک انقلاب دیگر در سال 1848 میلادی پادشاه فرانسه لوئیس فلیپ بر کنار شد و به تبعید فرستاده شد . اسقف اعظم فرانسه آقای

Affre

 زمانی که داشت برای برپایی صلح در پشت سنگر تلاش می کرد هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد .

سپس چهل سال بعد در سپتامبر 1870 میلادی یک پادشاه فرانسوی دیگر واژگون شد . امپراطور لوئیس ناپلئون سوم در جنگ کشته شد . شش ماه بعد انقلابی در شهر پاریس به وقوع پیوست . این انقلاب فقط دو ماه طول کشید اما قبل از تمام شدنش تمام آن محنت و رنج و دشواریی که بانوی ما پیشگویی کرده بود اتفاق افتاد و به عنوان یک فاجعه تاریخی ثبت شد . خیلی از کلیساها در پاریس هتک حرمت شدند . من جمله کلیسای بانوی ویکتوریای ما. به مقدسات توهین و بی حرمتی شد . آنها حتی از قبور و جنازه های دورن آن هم نگذشتند . خیلی از روحانیون دستگیر شدند که در بین آنها هم اسقف ها بودند و هم کشیش ها و روحانیون راهب . و سرانجام چهل تن از آنان به اعدام محکوم شدند و شهید شدند . و اسقف داربوی

Darboy

هم اعدام شد . ولی طبق وعده مریم مقدس ، صومعه جماعت وینسنتها در امان ماند اگر چه خواهران راهبه آنجا اوقات و شرایط بسیار سختی را پشت سر گذاشتند .

 

مریم باکره مقدس بعد از اینکه این رویدادها را برای کاترین توضیح داد سخنان دیگری هم به کاترین گفت که جنبه خصوصی داشت و فقط برای خود او بود و به او مربوط می شد . و بعد ناپدید شد و فرشته راهنمای کاترین او را تا خوابگاه بدرقه کرد و او هم ناپدید شد . وقتیکه ساعت ، دو ضربه به نشانه ساعت دو نیمه شب نواخت ، پایه های ماموریت کاترین گذارده شده بود .
ماموریت خداوند برای کاترین اعلام شد

 

ماموریتی که خداوند به کاترین محول کرده بود در 27 نوامبر 1830 به او اعلام شد . او می بایست مدال « باکره آبستن » و یا « لقاح مطهر » را بسازد و بین مردم پخش کند . آن روز ، یک روز شنبه بود و فردایش اولین  یکشنبه

Advent

بود

 

Advent (چهار يكشنبه‌ قبل‌ از ميلاد مسيح‌)

خواهران راهبه طبق معمول برای انجام دعای دسته جمعی در صومعه گرد هم آمده بودند . ساعت پنج و نیم عصر بود که ناگهان مریم مقدس بر کاترین ظاهر شد . در ابتدا حضرت مریم در حالی ظاهر شد که بر روی یک گوی کروی شکل ایستاده بود و یک ردای سراسر سپید بر تن کرده بود و شال سفید بلند هم بر سر داشت که تا پایین پایش می رسید . باکره مقدس یک گوی زرین را در دستانش گرفته بود و گوی را در ارتفاع شانه اش نگاه داشته بود و به نظر می رسید که آن را به سوی عرش و خداوند تقدیم می کند . زیرا نگاهش رو به آسمان بود . در انگشتانش انگشترهای گرانبهایی به چشم می خورد که نگین ها و جواهرات نفیسش با تلالو زیبایی می درخشیدند و بی نهایت اشعه های درخشان از خود ساطع می کردند که شعاعهای تابناکش به گوی کروی شکل زیر پای باکره می رسید . و آنقدر نورانی بود که پاهای بانو تقریبا دیده نمی شدند . مریم مقدس چشمانش را به پایین دوخت و به چشمان کاترین خیره شد . او هیچ حرفی به زبان نیاورد اما کاترین پیام او را از طرق تله پاتی دریافت کرد .

 

 

( کره ای که زیر پای من می بینی نمودی از کره زمین و همه انسانهای روی آن است . بخصوص فرانسه و ساکنان آن . و این اشعه های نورانی به معنای فیض و برکاتیست که من به هر که آن را تقاضا کند می بخشم . نگین هایی که نوری از خود ساطع نمی کنند به مثابه برکاتیست که می توانست نصیب کسی شود اما از این جهت که هرگز درخواست نشده ، به کسی عطا نشده است . و بعد منظره بانو تغییر شکل داد و موقعیت دیگری به خود گرفت .

 

 


این بار بانوی ما در یک لباس سفید ظاهر شد که یک شال آبی بر روی شانه اش انداخته بود و یک روسری بلند سفید بر روی سرش انداخته بود که روی شانه هایش را پوشانده بود . او این بار هم بر روی یک گوی کروی ایستاده بود . و یکی از پاهایش روی سر مار بزرگی بود . مار زیر پای او روی کره چمبره زده بود روی کره عدد 1830 نوشته شده بود. دستهایش رو به زمین بود و شعاعهای تابنده نورانی از هر دو دستش مانند آبشاری از پرتوهای نور به توپ زیر پایش جاری شده بود . یک قاب بیضوی شکل اطراف منظره بانو را احاطه کرده بود . و در لبالب قاب بیضوی این دعای زیبا با حروف طلایی به چشم می خورد .

ای مریم مقدس که بدون گناه باردار شدی ، به تو متوسل می شویم برای ما دعا کن.

این طرف رویی مدال بود .

 

 


بعد منظره شروع به چرخش کرد تا  روی دیگر مدالرا  به نمایش دهد . کاترین یک علامت صلیب مشاهده کرد که در پایینش یک خط بود و پایین خط هم  یک حرف

M

حکاکی شده بود حرف « ام » از داخل خط به صورت مارپیچی رد شده بود . پایین حرف ام هم قلب عیسی مسیح و مریم مقدس به چشم می خورد که بالای هر دو قلب مشعل آتش بود . که نمایاننده آتش محبت مسیح و مریم است . از میان یکی از قلبها یک تاج خاری رد شده بود و قلب دیگر با شمشیر سوراخ شده بود . دور تا دور قاب بیضوی هم دوازده تا ستاره به ردیف چیده شده بود .

 

شرح طرف رویی مدال : پیامها و سیمبلها

 

در طرف رویی مدال ، تصویر حضرت مریم را می بینیم که  در کتاب پیدایش از او به عنوان شهبانوی پیروز نام برده شده  . مار نمودی از اهریمن است . خداوند خواست که بین حضرت مریم و ابلیس جنگ و خصومت باشد . مقدر شد که این جنگ به طور مداوم برقرار باشد و این جنگ یک پیکار تاریخیست در برابر قدرت تاریکی ها .  در این جنگ بزرگ ، مبارزه با تاریکی باید همواره ادامه داشته باشد . و در تمام طول تاریخ بشر هم ادامه داشته است .

روی مدال تصویر مریم پاک را در حالی مشاهده می کنیم که با یکی از پاهایش سر مار را له کرده است . او که سراسر وجودش لبریز از فیض و بخشش است ، آمده که مادر مسیح باشد . او مادر خداوند است . او همان بانوییست که در کتاب پیدایش در موردش گفته شده . مادر عیسی مسیح . مادر منجی . « در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه جسم پوشید »  در اسناد دولتی کلیسای رومن کاتولیک و کتابهایی که در مورد مقدسین نگاشته شده می بینم که از مریم مقدس به عنوان بانوی غالبی یاد شده که با افتخار سر اهریمن را زیر پا خورد می کند . او بانوی پیروز میدان است .

کتاب مقدس پر است از داستانهای عیسی نجات دهنده . در سرتاسر کتاب مقدس ،  از کتاب پیدایش گرفته  تا مکاشفات یوحنا به مریم مقدس اشاره می کند که مادر منجیست و با عیسی مسیح و اهداف او پیوند نا گسستنی دارد .

بر روی کره در پایین مدال سال 1830 حک شده است و به روشنی واضح است که حامل چه پیامی است . این عدد به وضوح نشان دهنده سال 1830 میلادی ، و  سالیست که در آن ، مرحله آخر جنگ مریم مقدس با ابلیس شروع می شود .  ستیزه بین پاکی و پلیدی . این عدد نشان دهنده سال آغاز « عهد مریمی » است . از این تاریخ به بعد است که تجلیات مریم مقدس در اقصی نقاط دنیا شروع می شود . از این تاریخ به بعد حضرت مریم در جاهای مختلف ظاهر شده و معجزاتی نشان داده که به تایید کلیسای رومن کاتولیک رسیده است .

بانوی ما بر روی کره زمین ایستاده است . و کاترین کره زمین و الی الخصوص فرانسه را می بیند . می توانیم مریم مقدس را به هم صورت بانوی پیروز و هم  بانوی هر دو جهان ببینیم .

از دستهای مریم مقدس شعاعهای نورانی مانند آبشاری از نور ، به سوی کره زمین روان است . و نشان می دهد که  او فیض و برکات عظیم خود را بر ما جاری می کند و می خواهد الطاف خود را مانند باران بر سر ما بپاشد . او مشتاق نجات ماست او حامی و پشتیبان ماست او زنیست که واسطه بین انسان و خداوند است . او یک شفیعه است .

گرداگرد لبه های قاب بیضوی این حروف به چشم می خورد :

آه ای مریم باکره که بدون گناه باردار گشتی . به تو متوسل می شویم برای ما دعا کن .

در این دعای کوتاه ، دو نکته حائز اهمیت وجود دارد .

اول اینکه حضرت مریم ، لقاح مطهر است و بدون گناه بار دار شده . او یک باکره آبستن است .

دوم اینکه او دارای قدرت شفاعت است و می تواند بین ما و خداوند واسطه شود و برای هر کس که کمک او را بطلبد ، شفاعت کند .


شرح طرف دیگر مدال

 

در طرف  دیگر مدال علامت صلیب را می بینیم که نمادیست از قربانی شدن عیسی مسیح بر روی صلیب در تپه جلجتا یا

Carvary

که برای گناهان ما و نجات و رستگاری ما بر روی صلیب رفت . در پایین صلیب یک خط به چشم می خورد که نمایاننده پای صلیب است . در داخل خط هم حرف بزرگ

M

دیده می شود که نشان دهنده حضرت مریم مقدس است زیرا حرف اول نام مقدس اوست . و نشان می دهد که هنگامیکه مسیح برای نجات ما بر روی صلیب قربانی شد ، مریم باکره هم پای صلیب او بود و در قربانی شدن پسرش او هم سهیم است . می بینیم که حرف ام در پایین خط است . حرف ام در پای صلیب است و این نقش فرمانبرداری و مطیع بودن مریم مقدس را نسبت به عیسی مسیح نشان می دهد . این اتحاد و یگانگی مادر و پسرش در امر فدا شدن ، بر روی تپه جلجتا به حد اعلای خود می رسد . عیسی مسیح بر روی تپه جلجتا خودش را به صورت بره ای پاک و بی عیب و نقص به حضور خداوند تقدیم می کند . و مریم مقدس آنجا در پای صلیب به خاطر از دست دادن پسر یگانه اش به شدت در اندوه و ماتم است . او با قلب مادرانه اش خود را با این  قربانی شدنش پسرش در هم آمیخته و با عشق و محبت قبول کرد که فرزند یگانه اش بر روی صلیب به خاطر گناهان ما فدا شود .

 

و باز آنجا در پای صلیب ، عیسی مسیح مادرش به حواری محبوبش یوحنا سپرد که مادر او باشد و حواری محبوب مسیح برای ما سرمشقیست که باید از او پیروی کنیم مانند او مریم را وارد خانه هایمان کنیم وارد قلبهایمان کنیم او را وارد زندگی خود کنیم . درست مثل یک مادر .

و به این صورت است که حرف ام نه تنها بر مریم مقدس دلالت می کند بلکه نشان و سمبل مادر هم هست . این نقش جدید مادرانه مریم ، ثمره محبت نوینیست که آنجا در پای صلیب به سر حد اعلای خود رسید . و باعث شد که او هم در فدا شدن پسر یگانه اش روی صلیب سهم داشته باشد .

از آنجا که صلیب ، سمبل قربانی شدن مسیح برای رستگاری ماست ، سمبلی از عشای ربانی ( راز قربان ) هم در مدال به چشم می خورد . عیسی مسیح در شام آخر ، برای زنده نگه داشتن خاطره فدا شدنش در همه قرون ، مراسم عشای ربانی را تاسیس کرد . عشای ربانی برای ما خاطره قربانی شدن بره پاک خداوند و قیام او را زنده می کند که برای بخشایش گناهان ما بر روی صلیب جان خود را فدا کرد . مسیح عشای ربانی را بر پا کرد و این مراسم را به کلیسای رومن کاتولیک واگذار کرد . و کلیسا هم همواره این آیین مذهبی را زنده نگاه داشته . و از آنجا که « مشارکت مقدسین » جزو اصول اعتقادی ما مسیحیان است ، عشای ربانی  یاد همه مقدسین ، و الخصوص مریم مقدس را زنده می کند . در هر اجرای مراسم عشای ربانی کلیسا ، همیشه نام مریم باکره هم مطرح هست . زیرا که او قهرمانانه در پای صلیب مسیح حاضر بود . و رنجهایش را با فداشدن پسر یگانه اش به هم پیوند زد . در همه ظهورات تایید شده مریم باکره ، نشانی از عشای ربانی به چشم می خورد . زیرا او در اکثر مواقع درخواست می کند که کلیسایی بر پا شود و مراسم عشای ربانی در کلیسا حرف اول را می زند و عشای ربانی یادآوری کنند خون بره پاک خداست که به خاطر گناهان ما بر روی صلیب ریخته شد . مریم مقدس همیشه ما را به سوی مسیح راهنمایی می کند و مسیح همواره در هر مراسم عشای ربانی حضور دارد .

روی مدال ،  پایین صلیب و حرف ام ، دو قلب دیده می شود . قلب مقدس عیسی مسیح با یک تاج خاری احاطه شده . و قلب مریم باکره با یک شمشیر سوراخ شده . و مشاهده می کنیم که پیشگویی شمعون مقدس به وقوع می پیوندد .

( شمعون پسر یعقوب پیامبر است )

Simeon

شمعون می گوید پسری بر روی صلیب فدا می شود و قلب مادر آنجا در پای صلیب ، از شدت درد سوراخ می شود و افراد زیادی ایمان می آورند .

و اتحاد قلب معصوم مسیح و مریم باکره ، دلالت می کند بر پیام فاطیما . زیرا لوسیا سانتوس در دست نوشته هایش نوشته که قلب معصوم عیسی می خواهد که قلب معصوم مریم مقدس هم در کنار او محترم شمرده شود . و باز ، مریم مقدس در ظهورش در فاطیما گفته بود که خداوند می خواهد تقدیس و احترام قلب معصوم مرا در جهان برپا کند .

 

بالای هر دو قلب یک مشعل فروزان به چشم می خورد که نمادیست برای عشق سوزان مسیح و مریم باکره برای به انجام رساندن رسالتشان که هر کدام از راه مخصوص به خود این رسالت را به انجام رساندند . و بالاترین درجه عشق این است که فردی جان خود را در راه نجات دیگری فدا کند . مسیح عاشق کلیسای رومن کاتولیک بود و جان خود را به خاطر آن داد .

 

در لبه های قاب بیضوی شکل مدال ، دوازده ستاره به چشم می خورد که گرداگرد مدال چیده شده اند  و صلیب و حرف ام و دو قلب داخل مدال را احاطه کرده . و این ستاره ها اشاره ایست به آیاتی از کتاب مکاشفات یوحنا که در آنجا نوشته شده :

بانویی با لباسی درخشانتر از خورشید که ماه در زیر پای اوست و روی سرش تاجی از دوازده ستاره هست .

بانویی که برای پیکاری عظیم با اژدهای بزرگ سرخ گمارده شده است اژدها همان مار ازلیست که او را شیطان یا ابلیس می نامند . او شهبانوی مقدس است . مادر مسیح مادر کلیسا . این پیکار بزرگ با شیطان ، که از بدو خلقت مقدر بوده است ، در مکاشفات یوحنا هم تایید شده است . و از او به عنوان بانویی درخشانتر از خورشید اشاره شده است . مریم ، که مادر « کلمه جسم پوشیده » است در مرکز این جنگ بزرگ با شیطان قرار دارد . پیکاری که در تمام طول تاریخ زندگی بشر بر روی زمین ادامه دارد .

 

پس در همین مدال کوچک ، همه تاریخ رستگاری ، از پیدایش تا مکاشفات یوحنا گنجانده شده است . و نقش حیاتی شهبانوی مقدس را در مرحله نهایی پیکار با ابلیس می بینیم . بسیار شگفت انگیز است که خداوند توسط همین مدال کوچک ، درسهای بزرگ و عمیقی به ما می دهد . در مقابل این همه برکات عظیم خداوندی ، بر ماست که متواضعانه در مقابل فرامین او سر تعظیم فرود آوریم . همان طور که مریم این کار را کرد . و در اعماق وجودمان آن را گرامی بداریم و روی آن تفکر کنیم . همانطوری که مریم این کار را کرد .

 

مدالی مانند این بساز و داشته باش

 

کاترین صدایی را شنید که می گفت از روی این نمونه یک مدال تهیه کن و با خود داشته باش . هر کس از این مدال داشته باشد فیض عظیم دریافت خواهد کرد . مردم باید این مدال را به گردنشان بیاویزند . به کسانی که این مدال را با اعتقاد قلبی به گردن بیاویزند برکات فراوانی داده خواهد شد . بله .. و این ماموریتی بود که بر عهده کاترین نهاده شد . که الگو را ببیند و از روی آن مدال را بسازد و بین انسانها منتشر کند . این منظره تجسمی و  وحی ، در بین سالهای 1830 و 1831 حدود شش بار دیگر هم  جلوی چشمان کاترین ظاهر شد که او را در به انجام رساندن ماموریتش دلگرم کند . کاترین در انجام ماموریتش رنج فراوان برد اولین مشکلش این بود که باید مدالها را می ساخت و دوم اینکه مجبور بود تا پایان عمر خود را پنهان کند . او تا زمان فوتش در سال 1876 میلادی خود را به مدت 46 سال پنهان کرد .

 

 

کاترین تلاشش را شروع می کند.

 

کاترین در مورد رویت و ماموریتش به هیچ کس چیزی نگفت و موضوع را فقط با راهنمای روحانیش جناب کشیش جان ماری آلادل

John Marie Aladel

 در میان گذاشت . آن موقع در سال 1830 این کشیش فقط سی سال سن داشت و این مسئولیت خطیری بود که به او محول شده بود . او و کاترین تا زمان ضرب اولین سکه ( مدال ) در ژوئن 1832 ،  کشمکش و ستیز زیادی داشتند . حتی به درخواست او ، کاترین سه مرتبه مشاهداتش را با جزئیات یاداشت کرد و به او داد . او دختری با عقل سالم و کامل بود . جزئیات طرح را به دقت مشاهده کرده بود و  استعداد خوبی  هم در بازگو کردن مشاهدات و شنیده هایش داشت .

پس از حدود دو سال  کشمکش بین کاترین و پدر آلادل ، سرانجام پدر آلادل موافت کرد که به دیدار اسقف پاریس برود . او در ژوانیه 1832 میلادی به ملاقات اسقف پاریس جناب

Hyacinth de Quelen

 رفت و بابت دیر اقدام کردنش عذر خواهی کرد  و قصه ظهور حضرت مریم بر کاترین و  درخواست باکره مقدس مبنی بر ضرب مدالها طبق الگوی ارائه شده ، صحبت کرد . جناب اسقف  هم با دقت به حرفهایش گوش کرد و از پدر آلادل خواست جزئیات را بیشتر توضیح دهد و نهایتا موافقش را با ضرب مدالها اعلام کرد . او به شخصه ارادت خاص و ویژه نسبت به باکره مقس « لقاح مطهر » داشت . و درخواست کرد که یکی از اولین مدالهای قالب زده شده به او تعلق گیرد .

 

اولین سری مدالهای ساخته شده که حدود دوهزار تا بود در ژوئن 1832 میلادی تحویل داده شد . انتشار مدالها بین مردم خودش نوعی معجزه بود . اولین محموله خیلی سریع پخش شد . پاپ گریگور شانزدهم

Pope Gregory XVI

 یکی از مدالها را پایین صلیب روی میز تحریرش قرار داد .

 

 

داستانهای شفا ها و کارهای اعجاب بر انگیز این مدال به سرعت منتشر شد و باعث شده بود که مدالها با سرعت باور نکردنی همه جا منتشر شوند .  . در سال 1836 ، شرکت واچت

Vachette

میلیونها مدال را به فروش رسانده بود . یازده کارخانه ضرب مدال هم در پاریس مشغول کار بودند . و چهار شرکت هم در لیونز

Lyons

به سختی از عهده تقاضاهای زیاد مردم بر می آمدند .

 

تحقیقات قانونی

اسقف اعظم

de Quelen

 در یازدهم فوریه 1836 ترتیب یک بازجویی قانونی در مورد مشاهدات کاترین لبور را داد . نتیجه تحقیقات ثابت کرد که مدال از یک سرچشمه ماورا الطبیعی نیرو می گیرد  و عملکردها و کارهای بزرگی که این مدال انجام می دهد ، اصیل و حقیقیست . این تحقیقات و بازجویی ها سرانجام باعث شد که این ظهور حضرت مریم از طرف مقر پاپ تاییدیه دریافت کند و در سال 1895 میلادی به احترام مدال اعجاز برانگیز ، روز عیدی ترتیب داده شد .  و کاترین لبور به زمره مقدسین پیوست .

 

کارهای خارق العاده مدال معجزه آسا

 

آقای بارون دومینیکه

Baron Dominique de Riom de Frolhiac de Fourt de Pradt

یکی از کافران و گناهکاران  معروف بود که به هیچ وجه حاضر به توبه نبود . او در بستر مرگ متبدل شد و از گناهان گذشته خود پشیمان شد . اسقف اعظم آقای دی کوئلن

de Quelen

توبه عجیب او را به معجزه مدال شگفت انگیز نسبت داد . جناب اسقف چندیدن بار برای ملاقات بارون دومینیکه رفته بود  و بارون دومینیکه هرگز حاضر به پذیرفتن او نشده بود . سرانجام برای بار آخر جناب اسقف مدال خارق العاده را با خود برداشت و به ملاقات بارون دومینیکه رفت و این بار در کمال حیرت اجازه ملاقات به او داده شد . بارون دومینیکه تحت اعجاز مدال ، توبه کرد و به گناهان گذشته اش اعتراف کرد . برکت مدال معجزه آسا چنان در زندگی او اثر کرده بود  که درست در روز بعد ،  آیین دینی خود را نزد اسقف به جای آورد و در سال 1837 میلادی از دنیا رفت .

یکی دیگر از کارهای شگفت انگیز مدال معجزه آسا ، توبه آقای آلفونس رتیسبون

Alphonse Ratisbonne

در بیستم ژانویه 1842 بود . او در پانزدهم ژانویه ، خود را متقاعد کرد که  مدال جادویی را به گردن بیاویزد و دعای روی آن را بخواند .

 

 

 آلفونس یک یهودی متعصب بود و ضدیت عجیبی با کاتولیکها داشت . ولی با این حال در روز بیستم ژانویه بود که آلفونس شبح باکره مقدس را با آن شکوه و جبروت خیره کننده اش داخل مدال مشاهده کرد و کل زندگیش دستخوش تغییر و تحول شد . کاردینال پاتریزی

Patrizi

که کشیش رم بود ، بعد از یک تحقیق و جستجوی دقیق آلفونس را در 31 ژانویه 1842 در کلیسا پذیرفت . به او غسل تعمید داد و اولین مراسم عشای ربانی اش را انجام داد . آلفونس کشیش شد و و 30 سال از عمرش را در سرزمین مقدس به عنوان مبلغ مذهبی به مردمش خدمت کرد .

 

درگذشت کاترین و شکوه و جلال او

 

خواهر کاترین لبور در 31 دسامبر 1876 درگذشت . در سال 1895 میلادی مبحث متبرک بودن او به میان آمد . ( طبق قوانین کاتولیک ، اولین مرحله در دادن عنوان مقدس به یک فرد متوفی ، دادن عنوان متبرک به اوست )  و در 28 می 1933 رسما ملقب به لقب متبرکه شد . 57 سال بعد از تاریخ فوتش ، نبش قبر انجام شد و جسد او کاملا سالم و پاک از داخل تابوت بیرون آمد

 

 

و در 27 جولای 1947 رسما به زمره مقدسین پیوست و لقب مقدسه دریاف نمود . و این تصویب کلیسای رومن کاتولیک ، در حقیقت مهر تاییدی بود بر ظهور بانوی مدال معجزه آسا . و بدین وسیله ظهور حضرت مریم بر کاترین لبور از طرف واتیکان تایید شد .

 

بیوگرافی کاترین مقدس ... قسمت اول

منبع 

 

 تقدس به خاطر خدمت عاشقانه

 

 

این موضوع که کاترین دستهایش را به روی دامان مریم پاک تکیه داد و با او صحبت کرد ، باعث مقدس شدن او نشد . کاترین به شخصه معجزه ای انجام نداد و مثل مقدسین دیگر هم کارهای خیر خواهانه حماسی که به چشم بیاید انجام نداد . او از نظر مادی مانند بچه های فاطیما و برنادت سوبیرو فقیر نبود . او در خانواده ای بالاتر از متوسط متولد شد . پدرش مردی فرهیخته و با سواد بود که در دهکده ای در فین لس مونتریس

Fain-les-Moutiers

در نزدیکی

DiJon

به کشاورزی مشغول بود . قدوسیت او به خاطر نیم قرن خدمت عاشقانه اش به عنوان یک راهبه عادی است . او بیش از چهل سال از بهترین اوقات زندگیش را صرف پرستاری و مراقبت از سالمندان و معلولین کرد .

 

 

فرزند مریم مقدس

 

Angelus 

 

در آیین کاتولیک ، سه مرتبه در روز دعایی در یادبود تولد عیسی مسیح از مریم باکره خوانده می شود که این آیین آنجلوس نام دارد . و برای اعلام وقت دعای آنجلوس ، زنگهای کلیسا سه بار در روز به صدا در می آید .

 

کاترین در دوم می 1806 میلادی از پیتر و لوئیس لبور متولد شد . او درست در لحظه ای متولد شد که زنگهای کلیسا برای اعلام دعای عصرانه آنجلوس به صدا در آمد .  او نهمین فرزند یک خانواده یازده نفری بود . یک ربع پس از تولد ، نامش در بایگانی شهر ثبت شد . و روز بعد هم در روز عید صلیب ،  غسل تعمید گرفت . اینطور به نظر می آید که تولد او در لحظه نواخته شدن زنگهای آنجلوس اتفاقی نبوده است و او مورد عنایت خاص خداوند بوده است . زنگهای بانوی ما به دنیا آمدن او را به همه اعلام می کرد و او قدیسه ای بود که حضرت مریم بسیار دوستش می داشت .

 

 

  این موضوع که نام او خیلی سریع ثبت شد هم اتفاقی نبوده . بی شک مادر مقدس کاترین ( مریم باکره ) در این کار اشراق داشته و لوئیس مادله لبور را هدایت کرده که خیلی سریع عالم را از به دنیا آمدن فرزند منتخبش آگاه کند و نام او را در اداره شهر ثبت کند . حتی انطباق جشن غسل تعمید کاترین با روز عید صلیب هم عجیب بود . زیرا او در همه دورانهای زندگیش عنایت خاصی به صلیب داشت و الهام  رمزآلودی از صلیب داشت .

 

 

هنگامیکه کاترین فقط نه سال داشت ، مادر پرهیزگارش چشم از جهان فرو بست و کاترین بعد از مراسم خاکسپاری به اتاقش رفت . کاترین کوچک روی صندلی رفت و به تمثال حضرت مریم روی دیوار چشم دوخت آن را بوسید و گفت ای بانو از حالا به بعد شما مادر مقدس من خواهید بود .

 

 

بیوگرافی کاترین مقدس ... قسمت دوم

نقشه خداوند برای زندگی کاترین

 

منبع 

 

کاترین پس از فوت مادرش ، یک سال در پاریس نزد عمه مارگارتش زندگی کرد و بعد دوباره به خانه پدریش بازگشت که به امور خانه رسیدگی کند . او برای پدرش عزیزترین بچه بود . و به برکت وجود او بود که این کشاورز از وضعیت مالی خوبی برخوردار بود و جزو طبقه متوسط جامعه به حساب می آمد . کاترین در 25 ژانویه 1818 اولین مراسم عشای ربانی اش را به جا آورد . از آن روز به بعد او همیشه ساعت چهار صبح از خواب بیدار می شد و تا کلیسا چندین مایل پیاده می رفت تا در مراسم عشای ربانی و دعا ، کمک و همراهی کند .

 

 یک روز او خواب دید که مرد پیری مراسم عشای ربانی را اداره می کرد .

 

 بعد از اتمام عشای ربانی ، آن مرد پیر به کنار کاترین آمد و با انگشت به شانه اش زد و او را صدا کرد . اما کاترین به عقب رفت و نگاهش را از او برداشت . بعد خودش را در اتاق یک بیمار دید و همان پیر مرد را آنجا دوباره دید که به او گفت :

فرزندم نگهداری از بیماران کار پسندیده ایست . تو حالا از من فرار می کنی اما روزی خواهد رسید که از اینکه مرا دیدی بسیار خوشحال خواهی بود . خداوند برای تو نقشه دارد . این را فراموش نکن .

 

کاترین از خواب بیدار شد و معنی آن را نفهمید .

مدتی بعد او به طور اتفاقی از بیمارستان وابسته به صومعه « خواهران نیکوکار » بازدید کرد و آنجا روی دیوار عکس پیرمردی را دید

 

 

و از یک خواهر راهبه پرسید که این عکس کیست ؟ و او در جواب گفت ایشان موسس این صومعه آقای وینسنت دی پال هستند .

Vincent de Paul.

و این عکس دقیقا متعلق به همان پیرمردی بود که کاترین در خواب دیده بود .

خواهر کاترین ،  راهبه صومعه « خواهران نیکوکار »

 

کاترین در ژانویه 1830 نامزد ورود به بیمارستان « خواهران نیکوکار » شد . و سه ماه بعد دوباره به پاریس بازگشت که در مدرسه علوم دینی « خانه مادری »  وابسته به صومعه  « خواهران نیکوکار » ثبت نام کند . و مدتی بعد وارد خانه تازه اش شد . مدت کوتاهی بعد از ورودش به خانه جدید ، خداوند چندیدن مرتبه هدایایی از رویتهای شگفت انگیز ماورایی اهدا کرد .

او در سه روزِ پشت سر هم در جعبه مخصوص نگداری اشیای مقدس ، که یادگارهای وینسنت مقدس در آن نگهدای می شد ، قلب وینسنت مقدس را مشاهده کرد . هر بار از یک زاویه دید همین صحنه را مشاهده می کرد . و یک مرتبه هم در حین مراسم نان و شراب ، خداوندمان را شماهده کرد .

 








+ نوشته شده در چهارشنبه 5 تیر1387 ساعت 16:12 توسط فاطیما - Մ ե լ ի ն ա





CopyRight © 2007 All Rights Reserved