قصه
زندگی کاترین را می خوانیم که قبل از انقلاب کبیر فرانسه ، مریم مقدس بر
او ظاهر می شود و از طرف خداوند ماموریتی به او محول می کند . باکره مقدس
از او می خواهد مدالهایی بسازد و آنها را بین مردم منتشر کنند و مردم این
مدالها را از گردن خود بیاویزند . این مدالها دارای خاصیت اعجاب انگیزی
بودند و انسانهای زیادی توسط این مدالها نجات پیدا کردند یا شفا یافتند .
مریم مقدس با دو ظهور مجزا ، طرح روی دو طرف مدال را به کاترین نشان می
دهد و کاترین با توجه به منظره ای که مشاهده کرده و از روی الگوی داده شده
، مدالها را منقوش و منشر می کند . کلیسا این تجلی باکره مقدس را تایید کرده است . و لقب مقدسه به کاترین اهدا شده است .
قبر کاترین ، 57 سال پس از مرگش نبش می شود و جسد سالم او از دل تابوت
بیرون می آید . او هم به زمره مقدسین می پیوندد . این داستان شیرین در چند
قسمت ارائه می شود ...

مریم مقدس ، عهد مریمی را افتتاح می کند .
شب 18 جولای 1830 ، شبی بود که تاریخ را دگرگون کرد . شبی بود که حضرت مریم ، دوره و عهد جدید مریمی را بنیان نهاد . طلیعه عهد مریمی از اینجا آغاز شد . از زمان آخرین ظهور مریم مقدس تقریبا 300 سال می گذشت . آخرین ظهور مریم مقدس در سال 1531 میلادی در گوادالوپ رخ داده بود و به نام
Our Lady of Guadalupe
شناخته شده بود . حال مریم مقدس آمده بود که دوره نوینی از عهد مریمی را آغاز کند . در این شب 1830 یک سری مسلسل وار تازه ، از ظهورات مریمی شروع شد . تجلیات و ظهوراتی از آن زمان تا به زمان ما ، پی در پی اتفاق افتاده است . از جمله
( تجلی مریم مقدس بر برنادت سوبیرو در 1858 میلادی)
(تجلی مریم مقدس بر کودکان فاطیما در 1917 میلادی )
(تجلی مریم مقدس بر هزاران نفر در شهر زیتون مصر در 1968 میلادی )
و به خوبی در میابیم که چرا پاپ پل ششم گفت که عهد ما را باید یک عهد و دوره مریمی نامید .
آن شب ، شب 18 جولای شب مقدسی بود . مادر مقدس خداوند ، طرح و نقشه اش را با یک راهبه نوآموز 24 ساله در صومعه خواهران نیکوکار شروع کرد . این راهبه در رو دو باک در شهر پاریس زندگی می کرد .
Rue due Bac

راهبه نوآموز که کاترین لیبور نام داشت در خوابگاه ، کنار
بقیه نوآموزان خوابیده بود که توسط فرشته نگهبانش از خواب بیدار شد .
فرشته کوچک چندیدن بار او را به آرامی صدا کرد . کاترین از خواب بیدار شد
و فرشته نگهبانش را دید . او یک فرشته کوچک فوق العاده زیبا بود که حدود
پنج سال سن داشت . لباسش به زیبایی می درخشید . فرشته گفت : به دیر بیا .
باکره مقدس آنجا در انتظار توست .
کاترین وقتی به دنبال فرشته کوچک راه می رفت تعجب کرد که چراغ همه راهروها روشن است . مانند این بود که نیمه شب 24 دسامبر است و کلیسا برای اجرای مراسم کریسمس و عشای ربانی ، شب
زنده داری می کند . او به طرف محراب کلیسا هدایت شد و آنجا در کنار صندلی
مخصوص سخنران با احترام زانو زد . و ناگهان صدایی شبیه به خش خش لباس
ابریشمین به گوشش خورد و بانوی بسیار زیبایی را دید که به طرف او می آید .
بانو ، ردایی به رنگ عاج فیل بر تن کرده بود و شنلی آبی رنگ روی شانه اش
انداخته بود و سرش را با یک حجاب سفید پوشانده بود
که تا روی شانه هایش آمده بود . او بر روی صندلی مخصوص سخنران ، کنار
کاترین نشست . فرشته کوچولو به کاترین گفت که این بانو حضرت مریم باکره
مقدس هستند . کاترین دستهایش را بر روی دامان بانو گذارد و چشمان او خیره
شد .
مریم مقدس فرمودند :
فرزندم : خدای خوب خواسته است که ماموریتی را بر عهده تو بگذارد .
مریم
باکره به کاترین گفت که برای انجام دادن ماموریتش لازم است امتحانات سختی
را متحمل شود . اما به او تسلی داد و گفت سختی هایی که متحمل می شوی در
راه جلال دادن به نام قدوس خداوند است . خداوند
با تو خواهد بود و تو را راهنمایی می کند . به او تسلی داد و گفت نگران
مباش مشکلات و سختی هایت در زمان آینده برطرف خواهد شد .

بانو ادامه داد اوضاع و شرایط بدی پیش روست . مصیبت و سختی بر فرانسه سایه خواهد افکند . حکومت واژگون خواهد شد . صلیب مسیح اقتدارش را از دست خواهد داد و لگد مال خواهد شد
. لباس روحانیت اسقف اعظم را از تن او در خواهند آورد خون در خیابانها
جاری می شود . و پهلوی خداوندمان یک بار دیگر زخم می شود . همه دنیا به
رنج و محنت مبتلا خواهد شد .
باکره
مقدس هنگام ادای جمله آخر به قدری محزون بود که به سختی می توانست سخن
بگوید . اما برای نشان دادن راه نجات به کف محراب اشاره کرد و گفت : به
محراب کلیسا بیایید . از اینجا به همه کسانی که فیض و برکت را درخواست می
کنند هدایای الهی داده خواهد شد . فیوضات به سوی افرادی که آن را درخواست
می کنند روانه خواهد شد .
بانوی ما مصیبتها و محنتهایی که در صدد آمدن هستند را برای کاترین بازگو کرد و گفت : افرادی از بین روحانیون قربانی خواهند شد . اسقف فرانسه به قتل خواهد رسید و کل دنیا در اندوه و ماتم خواهند بود و بعد به کاترین گفت برخی از این اتفاقات در آینده نزدیک واقع خواهد شد و بقیه چهل سال بعد به وقوع می پیوندد .
پیشگویی بانوی ما به واقعیت پیوست . در هفته بعد مورخه 27 جولای 1830 انقلاب فرانسه بر پا شد . امپراطور فرانسه ، چارلز پنجم برکنار شد . مردم نسبت به کلیسا بی حرمتی کردند . مجسمه ها را خراب کردند و صلیب ها ار پایین آوردند و آنها را لگد مال کردند . اسقف ها و کشیش ها به زندان انداخته شدند . آنها مغلوب شدند و به قتل رسیدند . اسقف پاریس آقای
Hyacinth de Quelen
مجبور به فرار شد و برای نجات جانش پنهان شد .
در یک انقلاب دیگر در سال 1848 میلادی پادشاه فرانسه لوئیس فلیپ بر کنار شد و به تبعید فرستاده شد . اسقف اعظم فرانسه آقای
Affre
زمانی که داشت برای برپایی صلح در پشت سنگر تلاش می کرد هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد .
سپس چهل سال بعد در سپتامبر 1870 میلادی یک پادشاه فرانسوی دیگر واژگون شد . امپراطور لوئیس ناپلئون سوم در جنگ کشته شد .
شش ماه بعد انقلابی در شهر پاریس به وقوع پیوست . این انقلاب فقط دو ماه
طول کشید اما قبل از تمام شدنش تمام آن محنت و رنج و دشواریی که بانوی ما
پیشگویی کرده بود اتفاق افتاد و به عنوان یک فاجعه تاریخی ثبت شد . خیلی از کلیساها در پاریس هتک حرمت شدند . من جمله کلیسای بانوی ویکتوریای ما. به مقدسات توهین و بی حرمتی شد . آنها حتی از قبور و جنازه های دورن آن هم نگذشتند . خیلی از روحانیون دستگیر شدند که در بین آنها هم اسقف ها بودند و هم کشیش ها و روحانیون راهب . و سرانجام چهل تن از آنان به اعدام محکوم شدند و شهید شدند . و اسقف داربوی
Darboy
هم اعدام شد . ولی طبق وعده مریم مقدس ، صومعه جماعت وینسنتها در امان ماند اگر چه خواهران راهبه آنجا اوقات و شرایط بسیار سختی را پشت سر گذاشتند .
ماموریتی
که خداوند به کاترین محول کرده بود در 27 نوامبر 1830 به او اعلام شد . او
می بایست مدال « باکره آبستن » و یا « لقاح مطهر » را بسازد و بین مردم
پخش کند . آن روز ، یک روز شنبه بود و فردایش اولین یکشنبه
Advent
بود
Advent (چهار يكشنبه قبل از ميلاد مسيح)
خواهران راهبه طبق معمول برای انجام دعای دسته جمعی در صومعه گرد هم آمده بودند . ساعت پنج و نیم عصر بود که ناگهان مریم مقدس بر کاترین ظاهر شد . در ابتدا حضرت مریم در حالی ظاهر شد که بر روی یک گوی کروی شکل ایستاده بود و یک ردای سراسر سپید بر تن کرده بود و شال سفید بلند هم بر سر داشت که تا پایین پایش می رسید . باکره مقدس یک گوی زرین را در دستانش گرفته بود و گوی را در ارتفاع شانه اش نگاه داشته بود و به نظر می رسید که آن را به سوی عرش و خداوند تقدیم می کند . زیرا نگاهش رو به آسمان بود . در انگشتانش انگشترهای گرانبهایی به چشم می خورد که نگین ها و جواهرات نفیسش با تلالو زیبایی می درخشیدند و بی نهایت اشعه های درخشان از خود ساطع می کردند که شعاعهای تابناکش به گوی کروی شکل زیر پای باکره می رسید . و آنقدر نورانی بود که پاهای بانو تقریبا دیده نمی شدند . مریم مقدس چشمانش را به پایین دوخت و به چشمان کاترین خیره شد . او هیچ حرفی به زبان نیاورد اما کاترین پیام او را از طرق تله پاتی دریافت کرد .

( کره ای که زیر پای من می بینی نمودی از کره زمین و همه انسانهای روی آن است . بخصوص فرانسه و ساکنان آن . و این اشعه های نورانی به معنای فیض و برکاتیست که من به هر که آن را تقاضا کند می بخشم . نگین هایی که نوری از خود ساطع نمی کنند به مثابه برکاتیست که می توانست نصیب کسی شود اما از این جهت که هرگز درخواست نشده ، به کسی عطا نشده است . و بعد منظره بانو تغییر شکل داد و موقعیت دیگری به خود گرفت .
این
بار بانوی ما در یک لباس سفید ظاهر شد که یک شال آبی بر روی شانه اش
انداخته بود و یک روسری بلند سفید بر روی سرش انداخته بود که روی شانه
هایش را پوشانده بود . او این بار هم بر روی یک گوی کروی ایستاده بود . و
یکی از پاهایش روی سر مار بزرگی بود . مار زیر پای او روی کره چمبره زده
بود روی کره عدد 1830 نوشته شده بود. دستهایش رو به زمین بود و شعاعهای
تابنده نورانی از هر دو دستش مانند آبشاری از پرتوهای نور به توپ زیر پایش
جاری شده بود . یک قاب بیضوی شکل اطراف منظره بانو را احاطه کرده بود . و
در لبالب قاب بیضوی این دعای زیبا با حروف طلایی به چشم می خورد .
ای مریم مقدس که بدون گناه باردار شدی ، به تو متوسل می شویم برای ما دعا کن.
این طرف رویی مدال بود .

بعد منظره شروع به چرخش کرد تا روی دیگر مدالرا به نمایش دهد . کاترین یک علامت صلیب مشاهده کرد که در پایینش یک خط بود و پایین خط هم یک حرف
M
حکاکی شده بود حرف « ام » از داخل خط به صورت مارپیچی رد شده بود . پایین حرف ام هم قلب عیسی مسیح و مریم مقدس به چشم می خورد که بالای هر دو قلب مشعل آتش بود . که نمایاننده آتش محبت مسیح و مریم است . از میان یکی از قلبها یک تاج خاری رد شده بود و قلب دیگر با شمشیر سوراخ شده بود . دور تا دور قاب بیضوی هم دوازده تا ستاره به ردیف چیده شده بود .

شرح طرف رویی مدال : پیامها و سیمبلها

در طرف رویی مدال ، تصویر حضرت مریم را می بینیم که در کتاب پیدایش از او به عنوان شهبانوی پیروز نام برده شده .
مار نمودی از اهریمن است . خداوند خواست که بین حضرت مریم و ابلیس جنگ و
خصومت باشد . مقدر شد که این جنگ به طور مداوم برقرار باشد و این جنگ یک
پیکار تاریخیست در برابر قدرت تاریکی ها . در این جنگ بزرگ ، مبارزه با تاریکی باید همواره ادامه داشته باشد . و در تمام طول تاریخ بشر هم ادامه داشته است .
روی
مدال تصویر مریم پاک را در حالی مشاهده می کنیم که با یکی از پاهایش سر
مار را له کرده است . او که سراسر وجودش لبریز از فیض و بخشش است ، آمده
که مادر مسیح باشد . او مادر خداوند است . او همان بانوییست که در کتاب
پیدایش در موردش گفته شده . مادر عیسی مسیح . مادر منجی . « در ابتدا کلمه
بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه جسم پوشید » در
اسناد دولتی کلیسای رومن کاتولیک و کتابهایی که در مورد مقدسین نگاشته شده
می بینم که از مریم مقدس به عنوان بانوی غالبی یاد شده که با افتخار سر
اهریمن را زیر پا خورد می کند . او بانوی پیروز میدان است .
کتاب مقدس پر است از داستانهای عیسی نجات دهنده . در سرتاسر کتاب مقدس ، از کتاب پیدایش گرفته تا مکاشفات یوحنا به مریم مقدس اشاره می کند که مادر منجیست و با عیسی مسیح و اهداف او پیوند نا گسستنی دارد .
بر روی کره در پایین مدال سال 1830 حک شده است و به روشنی واضح است که حامل چه پیامی است . این عدد به وضوح نشان دهنده سال 1830 میلادی ، و سالیست که در آن ، مرحله آخر جنگ مریم مقدس با ابلیس شروع می شود . ستیزه
بین پاکی و پلیدی . این عدد نشان دهنده سال آغاز « عهد مریمی » است . از
این تاریخ به بعد است که تجلیات مریم مقدس در اقصی نقاط دنیا شروع می شود
. از این تاریخ به بعد حضرت مریم در جاهای مختلف ظاهر شده و معجزاتی نشان
داده که به تایید کلیسای رومن کاتولیک رسیده است .
بانوی
ما بر روی کره زمین ایستاده است . و کاترین کره زمین و الی الخصوص فرانسه
را می بیند . می توانیم مریم مقدس را به هم صورت بانوی پیروز و هم بانوی هر دو جهان ببینیم .
از دستهای مریم مقدس شعاعهای نورانی مانند آبشاری از نور ، به سوی کره زمین روان است . و نشان می دهد که او
فیض و برکات عظیم خود را بر ما جاری می کند و می خواهد الطاف خود را مانند
باران بر سر ما بپاشد . او مشتاق نجات ماست او حامی و پشتیبان ماست او
زنیست که واسطه بین انسان و خداوند است . او یک شفیعه است .
گرداگرد لبه های قاب بیضوی این حروف به چشم می خورد :
آه ای مریم باکره که بدون گناه باردار گشتی . به تو متوسل می شویم برای ما دعا کن .
در این دعای کوتاه ، دو نکته حائز اهمیت وجود دارد .
اول اینکه حضرت مریم ، لقاح مطهر است و بدون گناه بار دار شده . او یک باکره آبستن است .
دوم اینکه او دارای قدرت شفاعت است و می تواند بین ما و خداوند واسطه شود و برای هر کس که کمک او را بطلبد ، شفاعت کند .
در طرف دیگر مدال علامت صلیب را می بینیم که نمادیست از قربانی شدن عیسی مسیح بر روی صلیب در تپه جلجتا یا
Carvary
که
برای گناهان ما و نجات و رستگاری ما بر روی صلیب رفت . در پایین صلیب یک
خط به چشم می خورد که نمایاننده پای صلیب است . در داخل خط هم حرف بزرگ
M
دیده
می شود که نشان دهنده حضرت مریم مقدس است زیرا حرف اول نام مقدس اوست . و
نشان می دهد که هنگامیکه مسیح برای نجات ما بر روی صلیب قربانی شد ، مریم
باکره هم پای صلیب او بود و در قربانی شدن پسرش او هم سهیم است . می بینیم
که حرف ام در پایین خط است . حرف ام در پای صلیب است و این نقش
فرمانبرداری و مطیع بودن مریم مقدس را نسبت به عیسی مسیح نشان می دهد .
این اتحاد و یگانگی مادر و پسرش در امر فدا شدن ، بر روی تپه جلجتا به حد
اعلای خود می رسد . عیسی مسیح بر روی تپه جلجتا خودش را به صورت بره ای
پاک و بی عیب و نقص به حضور خداوند تقدیم می کند . و مریم مقدس آنجا در
پای صلیب به خاطر از دست دادن پسر یگانه اش به شدت در اندوه و ماتم است .
او با قلب مادرانه اش خود را با این قربانی شدنش پسرش در هم آمیخته و با عشق و محبت قبول کرد که فرزند یگانه اش بر روی صلیب به خاطر گناهان ما فدا شود .
و
باز آنجا در پای صلیب ، عیسی مسیح مادرش به حواری محبوبش یوحنا سپرد که
مادر او باشد و حواری محبوب مسیح برای ما سرمشقیست که باید از او پیروی
کنیم مانند او مریم را وارد خانه هایمان کنیم وارد قلبهایمان کنیم او را
وارد زندگی خود کنیم . درست مثل یک مادر .
و
به این صورت است که حرف ام نه تنها بر مریم مقدس دلالت می کند بلکه نشان و
سمبل مادر هم هست . این نقش جدید مادرانه مریم ، ثمره محبت نوینیست که
آنجا در پای صلیب به سر حد اعلای خود رسید . و باعث شد که او هم در فدا
شدن پسر یگانه اش روی صلیب سهم داشته باشد .
از
آنجا که صلیب ، سمبل قربانی شدن مسیح برای رستگاری ماست ، سمبلی از عشای
ربانی ( راز قربان ) هم در مدال به چشم می خورد . عیسی مسیح در شام آخر ،
برای زنده نگه داشتن خاطره فدا شدنش در همه قرون ، مراسم عشای ربانی را
تاسیس کرد . عشای ربانی برای ما خاطره قربانی شدن بره پاک خداوند و قیام
او را زنده می کند که برای بخشایش گناهان ما بر روی صلیب جان خود را فدا
کرد . مسیح عشای ربانی را بر پا کرد و این مراسم
را به کلیسای رومن کاتولیک واگذار کرد . و کلیسا هم همواره این آیین مذهبی
را زنده نگاه داشته . و از آنجا که « مشارکت مقدسین » جزو اصول اعتقادی ما
مسیحیان است ، عشای ربانی یاد همه مقدسین ، و
الخصوص مریم مقدس را زنده می کند . در هر اجرای مراسم عشای ربانی کلیسا ،
همیشه نام مریم باکره هم مطرح هست . زیرا که او قهرمانانه در پای صلیب
مسیح حاضر بود . و رنجهایش را با فداشدن پسر یگانه اش به هم پیوند زد . در
همه ظهورات تایید شده مریم باکره ، نشانی از عشای ربانی به چشم می خورد .
زیرا او در اکثر مواقع درخواست می کند که کلیسایی بر پا شود و مراسم عشای
ربانی در کلیسا حرف اول را می زند و عشای ربانی
یادآوری کنند خون بره پاک خداست که به خاطر گناهان ما بر روی صلیب ریخته
شد . مریم مقدس همیشه ما را به سوی مسیح راهنمایی می کند و مسیح همواره در
هر مراسم عشای ربانی حضور دارد .
روی مدال ، پایین
صلیب و حرف ام ، دو قلب دیده می شود . قلب مقدس عیسی مسیح با یک تاج خاری
احاطه شده . و قلب مریم باکره با یک شمشیر سوراخ شده . و مشاهده می کنیم
که پیشگویی شمعون مقدس به وقوع می پیوندد .
( شمعون پسر یعقوب پیامبر است )
Simeon
شمعون می گوید پسری بر روی صلیب فدا می شود و قلب مادر آنجا در پای صلیب ، از شدت درد سوراخ می شود و افراد زیادی ایمان می آورند .
و
اتحاد قلب معصوم مسیح و مریم باکره ، دلالت می کند بر پیام فاطیما . زیرا
لوسیا سانتوس در دست نوشته هایش نوشته که قلب معصوم عیسی می خواهد که قلب
معصوم مریم مقدس هم در کنار او محترم شمرده شود . و باز ، مریم مقدس در
ظهورش در فاطیما گفته بود که خداوند می خواهد تقدیس و احترام قلب معصوم مرا در جهان برپا کند .
بالای
هر دو قلب یک مشعل فروزان به چشم می خورد که نمادیست برای عشق سوزان مسیح
و مریم باکره برای به انجام رساندن رسالتشان که هر کدام از راه مخصوص به
خود این رسالت را به انجام رساندند . و بالاترین درجه عشق این است که فردی
جان خود را در راه نجات دیگری فدا کند . مسیح عاشق کلیسای رومن کاتولیک
بود و جان خود را به خاطر آن داد .
در لبه های قاب بیضوی شکل مدال ، دوازده ستاره به چشم می خورد که گرداگرد مدال چیده شده اند و
صلیب و حرف ام و دو قلب داخل مدال را احاطه کرده . و این ستاره ها اشاره
ایست به آیاتی از کتاب مکاشفات یوحنا که در آنجا نوشته شده :
بانویی با لباسی درخشانتر از خورشید که ماه در زیر پای اوست و روی سرش تاجی از دوازده ستاره هست .
بانویی
که برای پیکاری عظیم با اژدهای بزرگ سرخ گمارده شده است اژدها همان مار
ازلیست که او را شیطان یا ابلیس می نامند . او شهبانوی مقدس است . مادر
مسیح مادر کلیسا . این پیکار بزرگ با شیطان ، که از بدو خلقت مقدر بوده
است ، در مکاشفات یوحنا هم تایید شده است . و از او به عنوان بانویی
درخشانتر از خورشید اشاره شده است . مریم ، که مادر « کلمه جسم پوشیده »
است در مرکز این جنگ بزرگ با شیطان قرار دارد . پیکاری که در تمام طول
تاریخ زندگی بشر بر روی زمین ادامه دارد .
پس
در همین مدال کوچک ، همه تاریخ رستگاری ، از پیدایش تا مکاشفات یوحنا
گنجانده شده است . و نقش حیاتی شهبانوی مقدس را در مرحله نهایی پیکار با
ابلیس می بینیم . بسیار شگفت انگیز است که خداوند توسط همین مدال کوچک ،
درسهای بزرگ و عمیقی به ما می دهد . در مقابل این همه برکات عظیم خداوندی
، بر ماست که متواضعانه در مقابل فرامین او سر تعظیم فرود آوریم . همان
طور که مریم این کار را کرد . و در اعماق وجودمان آن را گرامی بداریم و
روی آن تفکر کنیم . همانطوری که مریم این کار را کرد .
کاترین صدایی را شنید که می گفت از روی این نمونه یک مدال تهیه کن و با خود داشته باش . هر کس از این مدال داشته باشد فیض
عظیم دریافت خواهد کرد . مردم باید این مدال را به گردنشان بیاویزند . به
کسانی که این مدال را با اعتقاد قلبی به گردن بیاویزند برکات فراوانی داده
خواهد شد . بله .. و این ماموریتی بود که بر عهده
کاترین نهاده شد . که الگو را ببیند و از روی آن مدال را بسازد و بین
انسانها منتشر کند . این منظره تجسمی و وحی ، در بین سالهای 1830 و 1831 حدود شش بار دیگر هم جلوی
چشمان کاترین ظاهر شد که او را در به انجام رساندن ماموریتش دلگرم کند .
کاترین در انجام ماموریتش رنج فراوان برد اولین مشکلش این بود که باید
مدالها را می ساخت و دوم اینکه مجبور بود تا پایان عمر خود را پنهان کند .
او تا زمان فوتش در سال 1876 میلادی خود را به مدت 46 سال پنهان کرد .

کاترین تلاشش را شروع می کند.
کاترین در مورد رویت و ماموریتش به هیچ کس چیزی نگفت و موضوع را فقط با راهنمای روحانیش جناب کشیش جان ماری آلادل
John Marie Aladel
در
میان گذاشت . آن موقع در سال 1830 این کشیش فقط سی سال سن داشت و این
مسئولیت خطیری بود که به او محول شده بود . او و کاترین تا زمان ضرب اولین
سکه ( مدال ) در ژوئن 1832 ، کشمکش و ستیز زیادی
داشتند . حتی به درخواست او ، کاترین سه مرتبه مشاهداتش را با جزئیات
یاداشت کرد و به او داد . او دختری با عقل سالم و کامل بود . جزئیات طرح
را به دقت مشاهده کرده بود و استعداد خوبی هم در بازگو کردن مشاهدات و شنیده هایش داشت .
پس از حدود دو سال کشمکش
بین کاترین و پدر آلادل ، سرانجام پدر آلادل موافت کرد که به دیدار اسقف
پاریس برود . او در ژوانیه 1832 میلادی به ملاقات اسقف پاریس جناب
Hyacinth de Quelen
رفت و بابت دیر اقدام کردنش عذر خواهی کرد و قصه ظهور حضرت مریم بر کاترین و درخواست باکره مقدس مبنی بر ضرب مدالها طبق الگوی ارائه شده ، صحبت کرد . جناب اسقف هم
با دقت به حرفهایش گوش کرد و از پدر آلادل خواست جزئیات را بیشتر توضیح
دهد و نهایتا موافقش را با ضرب مدالها اعلام کرد . او به شخصه ارادت خاص و
ویژه نسبت به باکره مقس « لقاح مطهر » داشت . و درخواست کرد که یکی از
اولین مدالهای قالب زده شده به او تعلق گیرد .
اولین
سری مدالهای ساخته شده که حدود دوهزار تا بود در ژوئن 1832 میلادی تحویل
داده شد . انتشار مدالها بین مردم خودش نوعی معجزه بود . اولین محموله
خیلی سریع پخش شد . پاپ گریگور شانزدهم
Pope Gregory XVI
یکی از مدالها را پایین صلیب روی میز تحریرش قرار داد .

داستانهای
شفا ها و کارهای اعجاب بر انگیز این مدال به سرعت منتشر شد و باعث شده بود
که مدالها با سرعت باور نکردنی همه جا منتشر شوند . . در سال 1836 ، شرکت واچت
Vachette
میلیونها مدال را به فروش رسانده بود . یازده کارخانه ضرب مدال هم در پاریس مشغول کار بودند . و چهار شرکت هم در لیونز
Lyons
به سختی از عهده تقاضاهای زیاد مردم بر می آمدند .
اسقف اعظم
de Quelen
در
یازدهم فوریه 1836 ترتیب یک بازجویی قانونی در مورد مشاهدات کاترین لبور
را داد . نتیجه تحقیقات ثابت کرد که مدال از یک سرچشمه ماورا الطبیعی نیرو
می گیرد و عملکردها و کارهای بزرگی که این مدال
انجام می دهد ، اصیل و حقیقیست . این تحقیقات و بازجویی ها سرانجام باعث
شد که این ظهور حضرت مریم از طرف مقر پاپ تاییدیه دریافت کند و در سال
1895 میلادی به احترام مدال اعجاز برانگیز ، روز عیدی ترتیب داده شد . و کاترین لبور به زمره مقدسین پیوست .
کارهای خارق العاده مدال معجزه آسا
آقای بارون دومینیکه
Baron Dominique de Riom de Frolhiac de Fourt de Pradt
یکی از کافران و گناهکاران معروف بود که به هیچ وجه حاضر به توبه نبود . او در بستر مرگ متبدل شد و از گناهان گذشته خود پشیمان شد . اسقف اعظم آقای دی کوئلن
de Quelen
توبه عجیب او را به معجزه مدال شگفت انگیز نسبت داد . جناب اسقف چندیدن بار برای ملاقات بارون دومینیکه رفته بود و
بارون دومینیکه هرگز حاضر به پذیرفتن او نشده بود . سرانجام برای بار آخر
جناب اسقف مدال خارق العاده را با خود برداشت و به ملاقات بارون دومینیکه
رفت و این بار در کمال حیرت اجازه ملاقات به او داده شد . بارون دومینیکه
تحت اعجاز مدال ، توبه کرد و به گناهان گذشته اش اعتراف کرد . برکت مدال
معجزه آسا چنان در زندگی او اثر کرده بود که درست در روز بعد ، آیین دینی خود را نزد اسقف به جای آورد و در سال 1837 میلادی از دنیا رفت .
یکی دیگر از کارهای شگفت انگیز مدال معجزه آسا ، توبه آقای آلفونس رتیسبون
Alphonse Ratisbonne
در بیستم ژانویه 1842 بود . او در پانزدهم ژانویه ، خود را متقاعد کرد که مدال جادویی را به گردن بیاویزد و دعای روی آن را بخواند .

آلفونس یک یهودی متعصب بود و ضدیت عجیبی با
کاتولیکها داشت . ولی با این حال در روز بیستم ژانویه بود که آلفونس شبح
باکره مقدس را با آن شکوه و جبروت خیره کننده اش داخل مدال مشاهده کرد و
کل زندگیش دستخوش تغییر و تحول شد . کاردینال پاتریزی
Patrizi
که
کشیش رم بود ، بعد از یک تحقیق و جستجوی دقیق آلفونس را در 31 ژانویه 1842
در کلیسا پذیرفت . به او غسل تعمید داد و اولین مراسم عشای ربانی اش را
انجام داد . آلفونس کشیش شد و و 30 سال از عمرش را در سرزمین مقدس به
عنوان مبلغ مذهبی به مردمش خدمت کرد .
درگذشت کاترین و شکوه و جلال او
خواهر کاترین لبور در 31 دسامبر 1876 درگذشت . در سال 1895 میلادی مبحث متبرک بودن او به میان آمد . ( طبق قوانین کاتولیک ، اولین مرحله در دادن عنوان مقدس به یک فرد متوفی ، دادن عنوان متبرک به اوست ) و در 28 می 1933 رسما ملقب به لقب متبرکه شد . 57 سال بعد از تاریخ فوتش ، نبش قبر انجام شد و جسد او کاملا سالم و پاک از داخل تابوت بیرون آمد

و در 27 جولای 1947 رسما به زمره مقدسین پیوست و لقب مقدسه دریاف نمود . و این تصویب کلیسای رومن کاتولیک ، در حقیقت مهر تاییدی بود بر ظهور بانوی مدال معجزه آسا . و بدین وسیله ظهور حضرت مریم بر کاترین لبور از طرف واتیکان تایید شد .


این موضوع که کاترین دستهایش را به روی دامان مریم پاک تکیه داد و با او صحبت کرد ، باعث مقدس شدن او نشد . کاترین به شخصه معجزه
ای انجام نداد و مثل مقدسین دیگر هم کارهای خیر خواهانه حماسی که به چشم
بیاید انجام نداد . او از نظر مادی مانند بچه های فاطیما و برنادت سوبیرو
فقیر نبود . او در خانواده ای بالاتر از متوسط متولد شد . پدرش مردی
فرهیخته و با سواد بود که در دهکده ای در فین لس مونتریس
در نزدیکی
DiJon
به کشاورزی مشغول بود . قدوسیت او به خاطر نیم قرن خدمت عاشقانه اش به عنوان یک راهبه عادی است . او بیش از چهل سال از بهترین اوقات زندگیش را صرف پرستاری و مراقبت از سالمندان و معلولین کرد .

فرزند مریم مقدس
Angelus
در
آیین کاتولیک ، سه مرتبه در روز دعایی در یادبود تولد عیسی مسیح از مریم
باکره خوانده می شود که این آیین آنجلوس نام دارد . و برای اعلام وقت دعای
آنجلوس ، زنگهای کلیسا سه بار در روز به صدا در می آید .
کاترین در دوم می 1806 میلادی از پیتر و لوئیس لبور متولد شد . او درست در لحظه ای متولد شد که زنگهای کلیسا برای اعلام دعای عصرانه آنجلوس به صدا در آمد . او نهمین فرزند یک خانواده یازده نفری بود . یک ربع پس از تولد ، نامش در بایگانی شهر ثبت شد . و روز بعد هم در روز عید صلیب ، غسل تعمید گرفت . اینطور به نظر می آید که تولد او در لحظه نواخته شدن زنگهای آنجلوس اتفاقی نبوده است و او مورد عنایت خاص خداوند بوده است . زنگهای بانوی ما به دنیا آمدن او را به همه اعلام می کرد و او قدیسه ای بود که حضرت مریم بسیار دوستش می داشت .

این موضوع که نام او خیلی سریع ثبت شد هم اتفاقی نبوده . بی شک مادر مقدس کاترین ( مریم باکره ) در این کار اشراق داشته و لوئیس مادله لبور را هدایت کرده که خیلی سریع عالم را از به دنیا آمدن فرزند منتخبش آگاه کند و نام او را در اداره شهر ثبت کند . حتی انطباق جشن غسل تعمید کاترین با روز عید صلیب هم عجیب بود . زیرا او در همه دورانهای زندگیش عنایت خاصی به صلیب داشت و الهام رمزآلودی از صلیب داشت .

هنگامیکه کاترین فقط نه سال داشت ، مادر پرهیزگارش چشم از جهان فرو بست و کاترین بعد از مراسم خاکسپاری به اتاقش رفت . کاترین کوچک روی صندلی رفت و به تمثال حضرت مریم روی دیوار چشم دوخت آن را بوسید و گفت ای بانو از حالا به بعد شما مادر مقدس من خواهید بود .
نقشه خداوند برای زندگی کاترین
کاترین
پس از فوت مادرش ، یک سال در پاریس نزد عمه مارگارتش زندگی کرد و بعد
دوباره به خانه پدریش بازگشت که به امور خانه رسیدگی کند . او برای پدرش
عزیزترین بچه بود . و به برکت وجود او بود که این کشاورز از وضعیت مالی
خوبی برخوردار بود و جزو طبقه متوسط جامعه به حساب می آمد . کاترین در 25
ژانویه 1818 اولین مراسم عشای ربانی اش را به جا آورد . از آن روز به بعد
او همیشه ساعت چهار صبح از خواب بیدار می شد و تا کلیسا چندین مایل پیاده
می رفت تا در مراسم عشای ربانی و دعا ، کمک و همراهی کند .
یک روز او خواب دید که مرد پیری مراسم عشای ربانی را اداره می کرد .

بعد
از اتمام عشای ربانی ، آن مرد پیر به کنار کاترین آمد و با انگشت به شانه
اش زد و او را صدا کرد . اما کاترین به عقب رفت و نگاهش را از او برداشت .
بعد خودش را در اتاق یک بیمار دید و همان پیر مرد را آنجا دوباره دید که
به او گفت :
فرزندم
نگهداری از بیماران کار پسندیده ایست . تو حالا از من فرار می کنی اما
روزی خواهد رسید که از اینکه مرا دیدی بسیار خوشحال خواهی بود . خداوند
برای تو نقشه دارد . این را فراموش نکن .
کاترین از خواب بیدار شد و معنی آن را نفهمید .
مدتی بعد او به طور اتفاقی از بیمارستان وابسته به صومعه « خواهران نیکوکار » بازدید کرد و آنجا روی دیوار عکس پیرمردی را دید

و از یک خواهر راهبه پرسید که این عکس کیست ؟ و او در جواب گفت ایشان موسس این صومعه آقای وینسنت دی پال هستند .
Vincent de Paul.
و این عکس دقیقا متعلق به همان پیرمردی بود که کاترین در خواب دیده بود .
خواهر کاترین ، راهبه صومعه « خواهران نیکوکار »
کاترین
در ژانویه 1830 نامزد ورود به بیمارستان « خواهران نیکوکار » شد . و سه
ماه بعد دوباره به پاریس بازگشت که در مدرسه علوم دینی « خانه مادری » وابسته به صومعه «
خواهران نیکوکار » ثبت نام کند . و مدتی بعد وارد خانه تازه اش شد . مدت
کوتاهی بعد از ورودش به خانه جدید ، خداوند چندیدن مرتبه هدایایی از
رویتهای شگفت انگیز ماورایی اهدا کرد .
او
در سه روزِ پشت سر هم در جعبه مخصوص نگداری اشیای مقدس ، که یادگارهای
وینسنت مقدس در آن نگهدای می شد ، قلب وینسنت مقدس را مشاهده کرد . هر بار
از یک زاویه دید همین صحنه را مشاهده می کرد . و یک مرتبه هم در حین مراسم
نان و شراب ، خداوندمان را شماهده کرد .
