اخبار مربوط به تجلی مریم مقدس به سرعت در حال انتشار بود و مردم همه جا
درباره اش صحبت می کردند . خیلی از مردم آن را باور داشتند و برخی هم نسبت به قضیه
بدبین بودند و با بنوییت مانند یک مدعی
دروغین رفتار می کردند .
در بین هواداران بنوییت دختر جوانی از صومعه استیفان مقدس بود
St. Stephen
که مانند بنوییت با تمام قلب و وجودش به مریم مقدس عشق می ورزید
. همانطور که در بالا هم به طور خلاصه شرح داده شد ، مریم مقدس به بنوییت گفته بود
که « به دختران صومعه استیفان مقدس بگو که
دعای باکره مقدس را به صورت دسته جمعی هر
روز عصر در کلیسا بخوانند . و تو خواهی دید که با موافقت رئیس صومعه زین پس آنها
همین کار را خواهند کرد . » و دختران
صومعه هم که درسشان را به خوبی آموخته بودند هر روز عصر با دل و جان این سرود را
هم خوانی می کردند . جالب است خاطر نشان شویم که لاس در قلمرو اسقفی امبرون
Embrun
است . از سال 1638
که شاه لوئیس هشتم
King Louis XIII
فرانسه را به قلب
مقدس مریم باکره تخصیص داد ، سرود روحانی
لورتو
Loreto
در کلیای جامع
امبرون خوانده می شد .
از آنجا که گزارشات
تجلی مریم مقدس رو به افزایش بود ، فرانچوییس گریماد
François Grimaud
رئیس دادگستری
آوانچون
Avançon
که یک کاتولیک خوب
و مرد کامل و امانت داری بود تصمیم گرفت درباره تجلیات مریم مقدس یک بازرسی ویژه
انجام دهد . بعد از بررسیهای متعدد او به این نتیجه رسید که بنوییت قصد فریب کسی
را ندارد و شیاد و دروغگو نیست . و بیمار روحی هم نیست . او همچنین اظهار کرد که
بنوییت از بانویش در خواست نکرده که خودش را معرفی کند . بر طبق درخواست رئیس
دادگاه ، بنوییت مکلف شد که هویت بانویش را از او بپرسد . و بنوییت از بانویش
پرسید :
« بانوی خوب من ،
من و مردمی که اینجا هستند سخت مشتاق هستیم که بدانیم شما کیستید . آیا شما مریم ،
مادر خوب خداوند نیستید ؟ لطفا محبت کنید و جواب این سوال را بدهید تا در اینجا به
افتخار شما کبیسایی ساخته شود . »
و شبح آسمانی پاسخ
داد :
« نیازی به ساختن
کلیسا در این مکان نیست زیرا من مکان بسیار دلپذیر دیگری برای این کار انتخاب کرده
ام . »
و سپس اضافه کرد :
« من مریم مادر
عیسی هستیم . از این پس مرا در اینجا نخواهی دید . مگر برای چند بار دیگر »
بنوییت بعد از آن
تا یک ماه بانوی دلربایش را ندید . بنوییت بقدری در اندوه جانکاه فرو رفت که اگر
کمک آسمانی نبود می مرد . در 29 سپتامبر 1664 میلادی در آن سوی رودخانه ، اندکی
بالای تپه ای که به سمت لاس می رفت دوباره مریم مقدس را دید . و با خوشحالی فریاد
زد :
« اوه مادر خوب ،
چرا برای یک زمان طولانی مرا از شادی ملاقات خود محروم نمودید ؟ »
و بعد از میان
امواج رودخانه گذشت و خود را به پای شهبانوی بهشت حضرت مریم مقدس انداخت و مریم
مقدس جواب داد :
«از این پس مرا در
کلیسای محقر لاس ملاقات خواهی نمود . »
و بعد مریم مقدس با
اشاره دست مسیر لاس را که از بالای تپه می گذشت نشان داد . لاس دهکده ای بود که بنوییت اسمش را شنیده بود
ولی تا به حال آنجا نرفته بود . زیرا خودش در دهکده ایتین مقدس
St.-Étienne d'Avançon.
زندگی می کرد .