تبليغاتX
فاطیما... تجلی مریم مقدس در دهکده فاطیما - ماجرای مکشوف شدن مریم مقدس بر دخترک چوپان - 6
شنبه 23 شهریور1387 | 12:26 | نویسنده : فاطیما - Մ ե լ ի ն ա

مریم مقدس به بنوییت گفته بود : « من از پسرم عیسی مسیح دهکده لاس و بخشش گناهان گناهکاران آنجا را درخواست نمودم و پسرم با خواسته من موافقت نمود . »

 

وعده های مریم مقدس محقق شد و اخبار مربوط به ظهورات پی در پی در لاس کم کم منتشر می شد و خیل زائران این دهکده هر روز بیشتر می شد . برکات و بخشش الهی بر مردم جاری شده بود . مردم ابتدا صد تا صد تا و بعد هزار تا هزار تا به کلیسای محقر لاس می آمدند . و دعا و نیایش می کردند . شفاهای بیشماری در این منطقه صورت پذیرفت و گناهکاران بیشماری در همین جا از گناهان خود توبه کردند . در 25 مارس 1665 کمتر از یک سال بعد از اولین تجلی ، جمعیت بسیار بسیار انبوهی روانه کلیسای مخروبه لاس شد . در سوم مارس همان سال در سالروز عید صلیب مقدس ، اهالی 35 قصبه هر کدام پشت سر درفش خود در آن ناحیه گرد هم آمدند . تا جایی که لازم شد محراب و محل اعتراف به گناهان در فضای آزاد واقع شود که گنجایش خیل عظیم ایمانداران را داشته باشد . کشیشان ناحیه به کمک شبان کلیسای ایتین مقدس ، پدر فراییس

 

Fraisse

 

آمدند که اعترافات مردم به گناهانشان را بشنوند .

 

سرآمدان و مسئولان منطقه اسقفی رای نهایی خود را درباره این ماجرا صادر نکردند اما با اجرای مراسم عشای ربانی در کلیسای محقر لاس موافقت نمودند . در همان زمان عالیجناب کنن پیره گیلارد

 

Canon Pierre Gaillard

 

کشیش بخش قلمرو اسقفی گاپ

 

Gap

 

وارد عمل شد . او به زودی رهبری خیل زائران را عهده دار شد . و بعدها شرحهای موثقی در رابطه با موضوع تجلیات بیان نمود . و در اوت 1665 کاملا از حالت بدبینی شکاک بودن خارج شده بود و تجلیات حضرت مریم را کاملا موثق و معتبر می دانست .

 

لاس در آن زمان جزو قلمر اسقفی امبرون بود .

 

Embrun

 

چون پدر گیلارد جزو حوزه اسقف گپ

 

Gap

 

بود صلاحیت قانونی را برای صادر نمودن حکم رسمی در این رابطه را نداشت . بنا به پیشنها خیلی از کشیشها و روحانیون ،پدر گیلارد نامه ای به پدر آنتونی

 

Antoine Lambert,

 

رئیس کل حوزه اسقفی امبرون نوشت و از او خواست درباره صحت و سقم این تجلیات یک بازرسی کلیسایی انجام دهد .

 

ولی پدر آنتونی مخالف سرسخت تجلیات لاس بود و علاقه ای نداشت که خیل زائران بانوی امبرون ما

 

Our Lady of Embrun

 

این مکان مقدس و زیارتی را به فراموشی بسپارند و جذب زیارتگاه جدید لاس شوند . او معتقد بود که تجلیات لاس شیطانی و از ناحیه اهریمن است و بنوییت هم فقط روشن ضمیر عادیست و نیروی ماورایی او ربطی به قدرتهای الهی و آسمانی ندارد . او در 14 سپتامبر به همراه گروهی از روحانیون والا مقام وارد شهر لاس شد . هنوز هم مثل قبل مخالف سر سخت تجلیات لاس بود و امیدوار بود بتواند در این دیدار یک نقطه پایانی به این جریانات جادوگرانه و افسانه های واهی بگذارد .  و امیدوار بود بتواند بنوییت را بعنوان یک شیاد که ملت را سر کار گذاشته محکوم کند و در کلیسای لاس را ببندد . وقتی بنوییت از آمدن او به لاس آگاه شد آنقدر ترسیده بود که تصمیم گرفت از آنجا فرار کند اما مادر خداوند به او قوت قلب داد و اطمینان داد که کارها به خوبی پیش خواهند رفت . و به او گفت : « دخترم تو نمی بایست میدان را خالی کنی . باید بمانی و اجازه دهی اعضای کلیسا درباره تو قضاوت کنند . آنها از تو سوالات پی در پی خواهند پرسید و سعیشان این است که تو را بنا بر گفته های خودت گیر بیندازند . به او بگو او می تواند با قدرتی که هنگام کشیش شدن دریافت کرد خیلی راحت کاری کند که خداوند به زمین بیاید . اما او هرگز نمی تواند فرمان دهد که مادر مقدس به زمین بیاید .

 

وقتی پدر آنتونی به لاس رسید به کلیسای لاس رفت و چند دقیقه ای در آنجا دعا کرد و بعد دخترک چوپان را احضار نمود . او به قدرت همقطارانش پشتگرمی داشت و با دخترک خیلی مغرورانه برخورد کرد و سعی داشت با سوالاتش او را به تله بیندازد و او را وادار به تناقض گویی کند . اما بنوییت آرام بود و اضطراب نداشت و به سوالات او به آرامی جواب می داد و خاطر جمع بود . کلماتش شفاف بود و جوابها را درست می داد .

 

پدر آنتونی با لحن تندی به او گفت « خیال نکن من به اینجا آمده ام که ظهورات و توهمات تو را تایید کنم و مهر تایید که چیزهایی که درباره و  این مکان می گویند بزنم . من به گفته ام اطمینان صد در صد دارم . و هر انسانی با عقل سلیم می داند که تجلیات تو دورغ است . در نتیجه قصد دارم در این کلیسا را ببندم و دعا و نیایش را در اینجا قدغن کنم . و اما درباره تو . حکمی درباره تو نمی دهم جز اینکه به خانه ات بروی و بیش از این باعث جار و جنجال نشوی . »

 

دخترک چوپان با الهامی که از مریم مقدس گرفته بود پاسخ داد : « علی حضرت اگر جنابعالی با قدرتی که به هنگام کشیش شدن به شما داده شد می توانید هر روز صبح خداوند را از آسمان به محراب کلیسا بیاورید ، اما اجازه ندارید همین کار را با مادر او بکنید . »

 

پدر آنتونی که تحت تاثیر این سه کلمه آخر یعنی « مادر مقدس او » قرار گرفته بود گفت : «بسیار خوب ! اگر واقعا آنچه درباره تو می گویند حقیقت داشته باشد از مادر مقدس بخواه حقانیتش را با یک نشانه یا معجزه به من نشان دهد . در آن صورت از او حمایت خواهم کرد . اما دوباره به تو می گویم دقت کن اینها که می گویی ساخته و پرداخته ذهن تو نباشد و خیال باطل و توهم نباشد که بوسیله آن مردم را گمراه کنی و باعث اغفال آنها شوی ، در غیر این صورت تو را به سختی مجازات خواهم کرد که همه بدانند که فریب تو را خورده اند . و با همه توانم سواستفاده های تو را له خواهم کرد . »

 

بنوییت متواضعانه از او تشکر کرد و قول داد که مطابق اراده او از بانویش درخواست نشان دادن یک معجزه را بکند .




+ نوشته شده در شنبه 23 شهریور1387 ساعت 12:26 توسط فاطیما - Մ ե լ ի ն ա





CopyRight © 2007 All Rights Reserved