مریم مقدس به
بنوییت گفته بود : « من از پسرم عیسی مسیح دهکده لاس و بخشش گناهان گناهکاران آنجا
را درخواست نمودم و پسرم با خواسته من موافقت نمود . »
وعده های مریم مقدس
محقق شد و اخبار مربوط به ظهورات پی در پی در لاس کم کم منتشر می شد و خیل زائران
این دهکده هر روز بیشتر می شد . برکات و بخشش الهی بر مردم جاری شده بود . مردم
ابتدا صد تا صد تا و بعد هزار تا هزار تا به کلیسای محقر لاس می آمدند . و دعا و
نیایش می کردند . شفاهای بیشماری در این منطقه صورت پذیرفت و گناهکاران بیشماری در
همین جا از گناهان خود توبه کردند . در 25 مارس 1665 کمتر از یک سال بعد از اولین
تجلی ، جمعیت بسیار بسیار انبوهی روانه کلیسای مخروبه لاس شد . در سوم مارس همان
سال در سالروز عید صلیب مقدس ، اهالی 35
قصبه هر کدام پشت سر درفش خود در آن ناحیه گرد هم آمدند . تا جایی که لازم شد
محراب و محل اعتراف به گناهان در فضای آزاد واقع شود که گنجایش خیل عظیم
ایمانداران را داشته باشد . کشیشان ناحیه به کمک شبان کلیسای ایتین مقدس ،
پدر فراییس
Fraisse
آمدند که اعترافات
مردم به گناهانشان را بشنوند .
سرآمدان و مسئولان
منطقه اسقفی رای نهایی خود را درباره این ماجرا صادر نکردند اما با اجرای مراسم
عشای ربانی در کلیسای محقر لاس موافقت نمودند . در همان زمان عالیجناب کنن پیره
گیلارد
Canon Pierre Gaillard
کشیش بخش قلمرو
اسقفی گاپ
Gap
وارد عمل شد . او
به زودی رهبری خیل زائران را عهده دار شد . و بعدها شرحهای موثقی در
رابطه با موضوع تجلیات بیان نمود . و در اوت 1665 کاملا از حالت بدبینی شکاک بودن
خارج شده بود و تجلیات حضرت مریم را کاملا موثق و معتبر می دانست .
لاس در آن زمان جزو قلمر اسقفی امبرون بود .
Embrun
چون پدر گیلارد جزو
حوزه اسقف گپ
Gap
بود صلاحیت قانونی
را برای صادر نمودن حکم رسمی در این رابطه را نداشت . بنا به پیشنها خیلی از
کشیشها و روحانیون ،پدر گیلارد نامه ای به پدر آنتونی
Antoine Lambert,
رئیس کل حوزه اسقفی
امبرون نوشت و از او خواست درباره صحت و سقم این تجلیات یک بازرسی کلیسایی انجام
دهد .
ولی پدر آنتونی
مخالف سرسخت تجلیات لاس بود و علاقه ای نداشت که خیل زائران بانوی امبرون ما
Our Lady of Embrun
این مکان مقدس و
زیارتی را به فراموشی بسپارند و جذب زیارتگاه جدید لاس شوند . او معتقد بود که
تجلیات لاس شیطانی و از ناحیه اهریمن است و بنوییت هم فقط روشن ضمیر عادیست و
نیروی ماورایی او ربطی به قدرتهای الهی و آسمانی ندارد . او در 14 سپتامبر به
همراه گروهی از روحانیون والا مقام وارد شهر لاس شد . هنوز هم مثل قبل مخالف سر
سخت تجلیات لاس بود و امیدوار بود بتواند در این دیدار یک نقطه پایانی به این
جریانات جادوگرانه و افسانه های واهی بگذارد . و امیدوار بود بتواند بنوییت را بعنوان یک شیاد
که ملت را سر کار گذاشته محکوم کند و در کلیسای لاس را ببندد . وقتی بنوییت از
آمدن او به لاس آگاه شد آنقدر ترسیده بود که تصمیم گرفت از آنجا فرار کند اما مادر
خداوند به او قوت قلب داد و اطمینان داد که کارها به خوبی پیش خواهند رفت . و به او گفت : « دخترم تو نمی
بایست میدان را خالی کنی . باید بمانی و اجازه دهی اعضای کلیسا درباره تو قضاوت
کنند . آنها از تو سوالات پی در پی خواهند پرسید و سعیشان این است که تو را بنا بر
گفته های خودت گیر بیندازند . به او بگو او می تواند با قدرتی که هنگام کشیش شدن
دریافت کرد خیلی راحت کاری کند که خداوند به زمین بیاید . اما او هرگز نمی تواند
فرمان دهد که مادر مقدس به زمین بیاید .
وقتی پدر آنتونی به
لاس رسید به کلیسای لاس رفت و چند دقیقه ای در آنجا دعا کرد و بعد دخترک چوپان را
احضار نمود . او به قدرت همقطارانش پشتگرمی داشت و با دخترک خیلی مغرورانه برخورد
کرد و سعی داشت با سوالاتش او را به تله بیندازد و او را وادار به تناقض گویی کند
. اما بنوییت آرام بود و اضطراب نداشت و به سوالات او به آرامی جواب می داد و خاطر
جمع بود . کلماتش شفاف بود و جوابها را درست می داد .
پدر آنتونی با لحن
تندی به او گفت « خیال نکن من به اینجا آمده ام که ظهورات و توهمات تو را تایید
کنم و مهر تایید که چیزهایی که درباره و این مکان می گویند بزنم . من به گفته ام اطمینان
صد در صد دارم . و هر انسانی با عقل سلیم می داند که تجلیات تو دورغ است . در
نتیجه قصد دارم در این کلیسا را ببندم و دعا و نیایش را در اینجا قدغن کنم . و اما
درباره تو . حکمی درباره تو نمی دهم جز اینکه به خانه ات بروی و بیش از این باعث
جار و جنجال نشوی . »
دخترک چوپان با الهامی
که از مریم مقدس گرفته بود پاسخ داد : « علی حضرت اگر جنابعالی با قدرتی که به
هنگام کشیش شدن به شما داده شد می توانید هر روز صبح خداوند را از آسمان به محراب
کلیسا بیاورید ، اما اجازه ندارید همین کار را با مادر او بکنید . »
پدر آنتونی که تحت
تاثیر این سه کلمه آخر یعنی « مادر مقدس او » قرار گرفته بود گفت : «بسیار خوب !
اگر واقعا آنچه درباره تو می گویند حقیقت داشته باشد از مادر مقدس بخواه حقانیتش
را با یک نشانه یا معجزه به من نشان دهد . در آن صورت از او حمایت خواهم کرد . اما
دوباره به تو می گویم دقت کن اینها که می گویی ساخته و پرداخته ذهن تو نباشد و
خیال باطل و توهم نباشد که بوسیله آن مردم را گمراه کنی و باعث اغفال آنها شوی ،
در غیر این صورت تو را به سختی مجازات خواهم کرد که همه بدانند که فریب تو را
خورده اند . و با همه توانم سواستفاده های تو را له خواهم کرد . »
بنوییت متواضعانه از او تشکر کرد و قول داد که مطابق اراده او از بانویش درخواست نشان دادن یک معجزه را بکند .