بیوگرافی کاترین مقدس ... قسمت سوم

<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt 9pt; TEXT-ALIGN: right" align=right><SPAN lang=AR-SA dir=rtl><?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p><FONT color=#ff9999 size=1><STRONG> </STRONG></FONT><A href="http://www.amm.org/catherine.htm#Early" target=_blank><FONT color=#ff9999 size=1><STRONG>منبع</STRONG></FONT></A></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt 9pt; TEXT-ALIGN: right" align=right><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="COLOR: #3366ff"><FONT size=3>ظهور حضرت مریم مقدس بر کاترین لبور<o:p></o:p></FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt 9pt; TEXT-ALIGN: right" align=right><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="COLOR: #3366ff"><o:p><FONT size=3> </FONT></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt 9pt; TEXT-ALIGN: right" align=right><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="COLOR: #ff99cc"><FONT size=3>اولین باری که مریم مقدس بر کاترین ظاهر شد<o:p></o:p></FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt 9pt; TEXT-ALIGN: right" align=right><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="COLOR: #ff99cc"><o:p><FONT size=3> </FONT></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt 9pt; TEXT-ALIGN: right" align=right><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="COLOR: #ff99cc"><o:p></o:p></SPAN><SPAN lang=AR-SA dir=rtl><FONT size=3>وینسنت دی پال مقدس<o:p></o:p></FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt 9pt; TEXT-ALIGN: right" align=right><B><SPAN style="FONT-SIZE: 12pt">Vincent de Paul<SPAN lang=AR-SA dir=rtl><o:p></o:p></SPAN></SPAN></B></P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt 9pt; TEXT-ALIGN: right" align=right><FONT size=3><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>موسس و بنیان گذار صومعه <SPAN style="COLOR: #ff99cc">« خواهران نیکوکار » </SPAN>بود . </SPAN></FONT></P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt 9pt; TEXT-ALIGN: right" align=right><FONT size=3><SPAN lang=AR-SA dir=rtl></SPAN></FONT> </P>
<P align=center><FONT size=3><SPAN lang=AR-SA dir=rtl><IMG alt="" hspace=0 src="http://images.google.com/images?q=tbn:923CQTOvibqMOM:http://www.niagara.edu/mission/NUMission/sv2.jpg" align=baseline border=0></SPAN></FONT></P>
<P align=center><FONT color=#cc9999 size=2><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>وینسنت مقدس</SPAN></FONT></P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt 9pt; TEXT-ALIGN: right" align=right><FONT size=3><SPAN lang=AR-SA dir=rtl></SPAN></FONT> </P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt 9pt; TEXT-ALIGN: right" align=right><FONT size=3><SPAN lang=AR-SA dir=rtl>19 جولای ، شب عید وینسنت مقدس بود و مادر روحانی به مناسبت عید وینسنت مقدس ، برای خواهران راهبه سخنرانی کرد و برای آنها از پرهیزگاری وینسنت مقدس گفت و در پایان مراسم هم به هر یک از راهبه ها تکه ای از ردای کشیشی وینسنت مقدس</SPAN><SPAN lang=FA dir=rtl style="mso-bidi-language: FA"> را </SPAN><SPAN lang=AR-SA dir=rtl><SPAN style="mso-spacerun: yes"> </SPAN>به رسم یادبود ، اهدا کرد . کاترین وقتی تکه لباس مقدس را دریافت کرد آن را با اشتیاق در آغوش کشید و از صمیم قلب<SPAN style="mso-spacerun: yes"> </SPAN>از وینسنت مقدس خواست که حضرت مریم را با دو چشم خود ببیند . <o:p></o:p></SPAN></FONT></P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt 9pt; TEXT-ALIGN: right" align=right><SPAN lang=AR-SA dir=rtl><FONT size=3>کاترین اعتقاد داشت که همان شب باکره مقدس را ملاقات خواهد کرد . او به خوابگاه رفت و فورا به خواب رفت . طولی نکشید که با یک نور درخشنده و صدای یک کودک از خواب بیدار شد . کودک نجوا کرد :<o:p></o:p></FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt 9pt; TEXT-ALIGN: right" align=right><SPAN lang=AR-SA dir=rtl><FONT size=3>خواهر لبور ، به محراب کلیسا بیایید مریم باکره مقدس آنجا منتظر شماست . <o:p></o:p></FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt 9pt; TEXT-ALIGN: right" align=right><SPAN lang=AR-SA dir=rtl><FONT size=3>کاترین گفت :<o:p></o:p></FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt 9pt; TEXT-ALIGN: right" align=right><SPAN lang=AR-SA dir=rtl><FONT size=3>ممکن است دیگران متوجه شوند ! <o:p></o:p></FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt 9pt; TEXT-ALIGN: right" align=right><SPAN lang=AR-SA dir=rtl><FONT size=3>و فرشته کوچولو جواب داد : <o:p></o:p></FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt 9pt; TEXT-ALIGN: right" align=right><SPAN lang=AR-SA dir=rtl><FONT size=3>نگران نباشید ساعت یازده و نیم شب است و همه خواب هستند . بیایید من منتظر شما هستم.<o:p></o:p></FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt 9pt; TEXT-ALIGN: right" align=right><SPAN lang=AR-SA dir=rtl><FONT size=3>کاترین فورا برخاست و لباس پوشید و به راه افتاد . چراغهای تالار همه روشن بودند و درب قفل شده کلیسا با اشاره فرشته کوچک باز شد . کاترین از چراغانی صومعه حیرت زده شده بود درست مثل نیمه شب بین 24 و 25 دسامبر بود که چراغهای کلیسا به مناسبت کریسمس در نیمه شب ، روشن می شوند و کلیسا شب زنده داری می کند . کاترین فورا زانو زد . و به ناگاه صدایی همچون خش خش لباس ابریشمین شنید ... و بانویی زیبا را دید که با شکوه و جبروت هر چه تمام تر به درخشندگی خیره کننده ای نور می افشاند . مریم مقدس بر روی صندلی مخصوص سخنران نشست و فرشته کوچک نجوا کنان گفت : ایشان مریم مقدس هستند که می خواهند با شما صحبت کنند . کاترین برخاست و نزدیک صندلی باکره مقدس زانو زد و دستهایش را روی دامان حضرت مریم به هم گره زد و به چشمان آبی او چشم دوخت . حضرت مریم گفت : </FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt 9pt; TEXT-ALIGN: right" align=right><SPAN lang=AR-SA dir=rtl><FONT size=3></FONT></SPAN> </P>
<P align=center><SPAN lang=AR-SA dir=rtl><FONT size=3><IMG alt="" hspace=0 src="http://www.amm.org/images/1stapp.jpg" align=baseline border=0></FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt 9pt; TEXT-ALIGN: right" align=right><SPAN lang=AR-SA dir=rtl><FONT size=3><o:p></o:p></FONT></SPAN> </P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt 9pt; TEXT-ALIGN: right" align=right><SPAN lang=AR-SA dir=rtl><FONT size=3>خداوند اراده فرموده که ماموریتی را به تو محول کند . تو از انجام دادن آن امتناع می ورزی اما هراسان مباش خداوند به خاطر انجام دادن ماموریتش فیض عظیمی را نصیب تو خواهد فرمود . سخنان مرا به راهنمای روحانی ات بگو . اوضاع در فرانسه و در کل دنیا بسیار آشفته است . چهره مریم مقدس با گفتن این حرف اندوهگین شد . به محرابهای کلیساها رو بیاورید . از آنجا فیض و برکت بر شما ریخته خواهد شد . به خصوص برای کسانی که در طلب و جستجوی آن باشند . تو در پناه خداوند و وینسنت مقدس خواهی بود و آسیبی به تو نخواهد رسید . من همیشه مراقب تو خواهم بود . رنج و محنت بر همه جا سایه خواهد افکند . صلیب مسیح هتک حرمت خواهد شد . صلیب به زمین پرتاب خواهد شد و خون فراوانی ریخته خواهد شد . <o:p></o:p></FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt 9pt; TEXT-ALIGN: right" align=right><SPAN lang=AR-SA dir=rtl><FONT size=3>بعد از مدتی صحبت ، مریم مقدس همچون سایه ای محو شد . <o:p></o:p></FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt 9pt; TEXT-ALIGN: right" align=right><SPAN lang=AR-SA dir=rtl><FONT size=3>فرشته کوچک کاترین را راهنمایی کرد و کاترین صومعه را ترک کرد و<SPAN style="mso-spacerun: yes"> </SPAN>از کوریدور گذشت و به خوابگاه راهبه ها رسید فرشته ناپدید شد و همین که روی تختش خوابید صدای ساعت را شنید که به علامت ساعت دو نیمه شب ، دو ضربه نواخت . <o:p></o:p></FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt 9pt; TEXT-ALIGN: right" align=right><SPAN lang=AR-SA dir=rtl><o:p><FONT size=3> </FONT></o:p></SPAN></P>

بیوگرافی کاترین مقدس ... قسمت دوم

نقشه خداوند برای زندگی کاترین

 

منبع 

 

کاترین پس از فوت مادرش ، یک سال در پاریس نزد عمه مارگارتش زندگی کرد و بعد دوباره به خانه پدریش بازگشت که به امور خانه رسیدگی کند . او برای پدرش عزیزترین بچه بود . و به برکت وجود او بود که این کشاورز از وضعیت مالی خوبی برخوردار بود و جزو طبقه متوسط جامعه به حساب می آمد . کاترین در 25 ژانویه 1818 اولین مراسم عشای ربانی اش را به جا آورد . از آن روز به بعد او همیشه ساعت چهار صبح از خواب بیدار می شد و تا کلیسا چندین مایل پیاده می رفت تا در مراسم عشای ربانی و دعا ، کمک و همراهی کند .

 

 یک روز او خواب دید که مرد پیری مراسم عشای ربانی را اداره می کرد .

 

 بعد از اتمام عشای ربانی ، آن مرد پیر به کنار کاترین آمد و با انگشت به شانه اش زد و او را صدا کرد . اما کاترین به عقب رفت و نگاهش را از او برداشت . بعد خودش را در اتاق یک بیمار دید و همان پیر مرد را آنجا دوباره دید که به او گفت :

فرزندم نگهداری از بیماران کار پسندیده ایست . تو حالا از من فرار می کنی اما روزی خواهد رسید که از اینکه مرا دیدی بسیار خوشحال خواهی بود . خداوند برای تو نقشه دارد . این را فراموش نکن .

 

کاترین از خواب بیدار شد و معنی آن را نفهمید .

مدتی بعد او به طور اتفاقی از بیمارستان وابسته به صومعه « خواهران نیکوکار » بازدید کرد و آنجا روی دیوار عکس پیرمردی را دید

 

 

و از یک خواهر راهبه پرسید که این عکس کیست ؟ و او در جواب گفت ایشان موسس این صومعه آقای وینسنت دی پال هستند .

Vincent de Paul.

و این عکس دقیقا متعلق به همان پیرمردی بود که کاترین در خواب دیده بود .

خواهر کاترین ،  راهبه صومعه « خواهران نیکوکار »

 

کاترین در ژانویه 1830 نامزد ورود به بیمارستان « خواهران نیکوکار » شد . و سه ماه بعد دوباره به پاریس بازگشت که در مدرسه علوم دینی « خانه مادری »  وابسته به صومعه  « خواهران نیکوکار » ثبت نام کند . و مدتی بعد وارد خانه تازه اش شد . مدت کوتاهی بعد از ورودش به خانه جدید ، خداوند چندیدن مرتبه هدایایی از رویتهای شگفت انگیز ماورایی اهدا کرد .

او در سه روزِ پشت سر هم در جعبه مخصوص نگداری اشیای مقدس ، که یادگارهای وینسنت مقدس در آن نگهدای می شد ، قلب وینسنت مقدس را مشاهده کرد . هر بار از یک زاویه دید همین صحنه را مشاهده می کرد . و یک مرتبه هم در حین مراسم نان و شراب ، خداوندمان را شماهده کرد .

 

بیوگرافی کاترین مقدس ... قسمت اول

منبع 

 

 تقدس به خاطر خدمت عاشقانه

 

 

این موضوع که کاترین دستهایش را به روی دامان مریم پاک تکیه داد و با او صحبت کرد ، باعث مقدس شدن او نشد . کاترین به شخصه  معجزه ای انجام نداد و مثل مقدسین دیگر هم کارهای خیر خواهانه حماسی که به چشم بیاید انجام نداد . او از نظر مادی مانند بچه های فاطیما و برنادت سوبیرو فقیر نبود . او در خانواده ای بالاتر از متوسط متولد شد . پدرش مردی فرهیخته و با سواد بود که در دهکده ای در فین لس مونتریس

Fain-les-Moutiers

در نزدیکی

DiJon

به کشاورزی مشغول بود . قدوسیت او به خاطر نیم قرن خدمت عاشقانه اش به عنوان یک راهبه عادی است . او بیش از چهل سال از بهترین اوقات زندگیش را صرف پرستاری و مراقبت از سالمندان و معلولین کرد .

 

 

فرزند مریم مقدس

 

Angelus 

 

در آیین کاتولیک ، سه مرتبه در روز دعایی در یادبود تولد عیسی مسیح از مریم باکره خوانده می شود که این آیین آنجلوس نام دارد . و برای اعلام وقت دعای آنجلوس ، زنگهای کلیسا سه بار در روز به صدا در می آید .

 

کاترین در دوم می 1806 میلادی از پیتر و لوئیس لبور متولد شد . او درست در لحظه ای متولد شد که زنگهای کلیسا برای اعلام دعای عصرانه آنجلوس به صدا در آمد .  او نهمین فرزند یک خانواده یازده نفری بود . یک ربع پس از تولد ، نامش در بایگانی شهر ثبت شد . و روز بعد هم در روز عید  صلیب ،  غسل تعمید گرفت . اینطور به نظر می آید که تولد او در لحظه نواخته شدن زنگهای آنجلوس اتفاقی نبوده است و او مورد عنایت خاص خداوند بوده است . زنگهای بانوی ما به دنیا آمدن او را به همه اعلام می کرد و او قدیسه ای بود که حضرت مریم بسیار دوستش می داشت .

 

 

  این موضوع که نام او خیلی سریع ثبت شد هم اتفاقی نبوده . بی شک مادر مقدس کاترین ( مریم باکره ) در این کار اشراق داشته و لوئیس مادله لبور را هدایت کرده که خیلی سریع عالم را از به دنیا آمدن فرزند منتخبش آگاه کند و نام او را در اداره شهر ثبت کند . حتی انطباق جشن غسل تعمید کاترین با روز عید صلیب هم عجیب بود . زیرا او در همه دورانهای زندگیش عنایت خاصی به صلیب داشت و الهام  رمزآلودی از صلیب داشت .

 

 

هنگامیکه کاترین فقط نه سال داشت ، مادر پرهیزگارش چشم از جهان فرو بست و کاترین بعد از مراسم خاکسپاری به اتاقش رفت . کاترین کوچک روی صندلی رفت و به تمثال حضرت مریم روی دیوار چشم دوخت آن  را بوسید و گفت ای بانو از حالا به بعد شما مادر مقدس من خواهید بود .

 

 

مریم در مصائب مسیح

 

برگرفته از وبلاگ بازتاب روح

 

متن زیر دو سکانس از فیلم مصائب مسیح است که سهم مریم مقدس در قربانی شدن پسرش را نشان می دهد

 

 

آنها را فراموش کن


در قسمت سوم روایت مسیح ، او باید طول شهر را در حالی که صلیب سنگین وزنی را حمل می کند، طی کند. بدیهی است با آن میزان خونی که از او ریخته شده و وزن صلیب ، این مسیر بسیار طولانی و سخت خواهد بود.
ضمن این که ضرب و شتم سربازان و تعدادی از مردم شهر متوقف نمی شود. یکی از مهمترین صحنه های قسمت پایانی ، بازهم مرتبط با آن قضیه یعنی تصویر کردن آن احساس آرامش دهنده بین مادر و فرزند است.

 


لحظه ای که مسیح را از کوچه ها عبور می دهند، مریم از راهی نزدیکتر در انتهای کوچه ای قرار می گیرد که مسیح تا دقایقی بعد از آنجا گذر خواهد کرد.
مسیح زیر تازیانه های سربازان رومی و مشت و لگد مردمان پست فطرت در حالی که صلیب سنگین را حمل می کند در مدخل کوچه ای که مادرش گریان و مستاصل منتظر ایستاده ، بر زمین فرو می افتد.
مادر این صدا را می شنود، یک آن به او نظر می کند و مسیح نیز نگاه مادر را می یابد و در این لحظه گیبسون باز هم یکی از آن فلاش بک های جادویی اش را تصویر می کند.
زمانی مربوط به سالها پیش ، موقعی که مسیح 3 یا 4 ساله بود و از یک بلندی به پایین افتاده ، مریم سراسیمه به سمت کودکش می دود، به او می رسد و در آغوشش می گیرد و در حالی که می گرید می گوید:

  من اینجا هستم ، من اینجا هستم  
همین رفتار در مدخل این کوچه روی می دهد. مریم سراسیمه به سمت فرزند مجروح و تکه پاره اش خیز برمی دارد. مادر معجزه آسا به گونه ای که انگار سربازان دیوسیرت و بدخوی او را نمی بینند به بالین پسر می رسد و در حالی که با پارچه ای سر و روی او را تمیز می کند می گوید:

 «من اینجا هستم ، من اینجا هستم»

 

و مسیح نیز در پاسخ می گوید:

  مادر، من همه چیز را از نو ساختم

(I make all Things new)
پس از آن مسیح برمی خیزد و راه را ادامه می دهد. در طول مسیر جمله ای ثابت از دهان او شنیده می شود

 

Father forget them  

پدر! بدیهای این مردم را فراموش کن ، آنها نمی دانند چه می کنند

 _________________________

 

این صحنه یکی از تاثیرگذارترین نماهای فیلم مصایب مسیح است که البته از این صحنه ها در فیلم کم پیدا نمی شود.
مریم از پلکانی بالا می آید که انتهای راهروی آن به در ورودی زندان ختم می شود. اما او نیازی ندارد از این شیطان صفتان بخواهد او را وارد زندان کنند تا به سیاهچال برود و فرزندش را ببیند.
مریم در میانه عبور از راهرو به ناگاه روی سنگفرش ها می نشیند و صورت خود را به زمین نزدیک می کند، در فاصله ای که اشکهای مادر سنگفرش ها را حسابی شسته است و گونه او روی زمین قرار گرفته ، دوربین دس چانل مدیرفیلمبرداری ما را به اعماق زمین می برد.
مریم همان جایی که گونه بر زمین می ساید، امتداد مکانی است که مسیح دستهایش به سقف سیاهچال زنجیر شده ، تماس گونه مریم بر سنگفرش ها مصادف است با سربالابردن مسیح و به دست آوردن آرامشی بس عمیق از دریافتن این موضوع که مادر بالای سرش آمده است.

                                                         
این نوع رابطه مادر و فرزندی یکبار دیگر توسط گیبسون در فیلم بوضوح تکرار می شود

 

 

کاترین و مدال جادویی ... قسمت هشتم

 

تحقیقات قانونی

 منبع

 

قصه زندگی کاترین را می خوانیم که قبل از انقلاب کبیر فرانسه ، مریم مقدس بر او ظاهر می شود و از طرف خداوند ماموریتی به او محول می کند . باکره مقدس از او می خواهد مدالهایی بسازد و آنها را بین مردم منتشر کنند و مردم این مدالها را از گردن خود بیاویزند . این مدالها دارای خاصیت اعجاب انگیزی بودند و انسانهای زیادی توسط این مدالها نجات پیدا کردند یا شفا یافتند . مریم مقدس با دو ظهور مجزا ، طرح روی دو طرف مدال را به کاترین نشان می دهد و کاترین با توجه به منظره ای که مشاهده کرده و از روی الگوی داده شده ، مدالها را منقوش و منشر می کند   . کلیسا این تجلی باکره مقدس را تایید کرده است . و لقب مقدسه به کاترین اهدا شده است  . قبر کاترین ، 57 سال پس از مرگش نبش می شود و جسد سالم او از دل تابوت بیرون می آید . او هم به زمره مقدسین می پیوندد . این داستان شیرین در چند قسمت ارائه می شود ...

 

 

 

 

اسقف اعظم

de Quelen

 در یازدهم فوریه 1836 ترتیب یک بازجویی قانونی در مورد مشاهدات کاترین لبور را داد . نتیجه تحقیقات ثابت کرد که مدال از یک سرچشمه ماورا الطبیعی نیرو می گیرد  و عملکردها و کارهای بزرگی که این مدال انجام می دهد ، اصیل و حقیقیست . این تحقیقات و بازجویی ها سرانجام باعث شد که این ظهور حضرت مریم از طرف مقر پاپ تاییدیه دریافت کند و در سال 1895 میلادی به احترام مدال اعجاز برانگیز ، روز عیدی ترتیب داده شد .  و کاترین لبور به زمره مقدسین پیوست .

 

کارهای خارق العاده مدال معجزه آسا

 

آقای بارون دومینیکه

Baron Dominique de Riom de Frolhiac de Fourt de Pradt

یکی از کافران و گناهکاران  معروف بود که به هیچ وجه حاضر به توبه نبود . او در بستر مرگ متبدل شد و از گناهان گذشته خود پشیمان شد . اسقف اعظم آقای دی کوئلن

de Quelen

توبه عجیب او را به معجزه مدال شگفت انگیز نسبت داد . جناب اسقف چندیدن بار برای ملاقات بارون دومینیکه رفته بود  و بارون دومینیکه هرگز حاضر به پذیرفتن او نشده بود . سرانجام برای بار آخر جناب اسقف مدال خارق العاده را با خود برداشت و به ملاقات بارون دومینیکه رفت و این بار در کمال حیرت اجازه ملاقات به او داده شد . بارون دومینیکه تحت اعجاز مدال ، توبه کرد و به گناهان گذشته اش اعتراف کرد . برکت مدال معجزه آسا چنان در زندگی او اثر کرده بود  که درست در روز بعد ،  آیین دینی خود را نزد اسقف به جای آورد و در سال 1837 میلادی از دنیا رفت .

یکی دیگر از کارهای شگفت انگیز مدال معجزه آسا ، توبه آقای آلفونس رتیسبون

Alphonse Ratisbonne

در بیستم ژانویه 1842 بود . او در پانزدهم ژانویه ، خود را متقاعد کرد که  مدال جادویی را به گردن بیاویزد و دعای روی آن را بخواند .

 

 

 آلفونس یک یهودی متعصب بود و ضدیت عجیبی  با کاتولیکها داشت . ولی با این حال در روز بیستم ژانویه بود که آلفونس شبح باکره مقدس را با آن شکوه و جبروت خیره کننده اش داخل مدال مشاهده کرد و کل زندگیش دستخوش تغییر و تحول شد . کاردینال پاتریزی

Patrizi

که کشیش رم بود ، بعد از یک تحقیق و جستجوی دقیق آلفونس را در 31 ژانویه 1842 در کلیسا پذیرفت . به او غسل تعمید داد و اولین مراسم عشای ربانی اش را انجام داد . آلفونس کشیش شد و و 30 سال از عمرش را در سرزمین مقدس به عنوان مبلغ مذهبی به مردمش خدمت کرد .

 

درگذشت کاترین و شکوه و جلال او

 

خواهر کاترین لبور در 31 دسامبر 1876 درگذشت . در سال 1895 میلادی مبحث متبرک بودن او به میان آمد . ( طبق قوانین کاتولیک ، اولین مرحله در دادن عنوان مقدس به یک فرد متوفی ، دادن عنوان متبرک به اوست )  و در 28 می 1933 رسما ملقب به لقب متبرکه شد . 57 سال بعد از تاریخ فوتش ، نبش قبر انجام شد و جسد او کاملا سالم و پاک از داخل تابوت بیرون آمد

 

 

و در 27 جولای 1947 رسما به زمره مقدسین پیوست و لقب مقدسه دریاف نمود . و این تصویب کلیسای رومن کاتولیک ، در حقیقت مهر تاییدی بود بر ظهور بانوی مدال معجزه آسا . و بدین وسیله ظهور حضرت مریم بر کاترین لبور از طرف واتیکان تایید شد .

 

کاترین و مدال جادویی ... قسمت هفتم

 

مدالی مانند این بساز و داشته باش

 منبع

 

قصه زندگی کاترین را می خوانیم که قبل از انقلاب کبیر فرانسه ، مریم مقدس بر او ظاهر می شود و از طرف خداوند ماموریتی به او محول می کند . باکره مقدس از او می خواهد مدالهایی بسازد و آنها را بین مردم منتشر کنند و مردم این مدالها را از گردن خود بیاویزند . این مدالها دارای خاصیت اعجاب انگیزی بودند و انسانهای زیادی توسط این مدالها نجات پیدا کردند یا شفا یافتند . مریم مقدس با دو ظهور مجزا ، طرح روی دو طرف مدال را به کاترین نشان می دهد و کاترین با توجه به منظره ای که مشاهده کرده و از روی الگوی داده شده ، مدالها را منقوش و منشر می کند   . کلیسا این تجلی باکره مقدس را تایید کرده است . و لقب مقدسه به کاترین اهدا شده است  . قبر کاترین ، 57 سال پس از مرگش نبش می شود و جسد سالم او از دل تابوت بیرون می آید . او هم به زمره مقدسین می پیوندد . این داستان شیرین در چند قسمت ارائه می شود ...

 

 

 

کاترین صدایی را شنید که می گفت از روی این نمونه یک مدال تهیه کن و با خود داشته باش .  هر کس از این مدال داشته باشد  فیض عظیم دریافت خواهد کرد . مردم باید این مدال را به گردنشان بیاویزند . به کسانی که این مدال را با اعتقاد قلبی به گردن بیاویزند برکات فراوانی داده خواهد شد .  بله .. و این ماموریتی بود که بر عهده کاترین نهاده شد . که الگو را ببیند و از روی آن مدال را بسازد و بین انسانها منتشر کند . این منظره تجسمی و  وحی ، در بین سالهای 1830 و 1831 حدود شش بار دیگر هم  جلوی چشمان کاترین ظاهر شد که او را در به انجام رساندن ماموریتش دلگرم کند . کاترین در انجام ماموریتش رنج فراوان برد اولین مشکلش این بود که باید مدالها را می ساخت و دوم اینکه مجبور بود تا پایان عمر خود را پنهان کند . او تا زمان فوتش در سال 1876 میلادی خود را به مدت 46 سال پنهان کرد .

 

 

کاترین تلاشش را شروع می کند.

 

کاترین در مورد رویت و ماموریتش به هیچ کس چیزی نگفت و موضوع را فقط با راهنمای روحانیش جناب کشیش جان ماری آلادل

John Marie Aladel

 در میان گذاشت . آن موقع در سال 1830 این کشیش فقط سی سال سن داشت و این مسئولیت خطیری بود که به او محول شده بود . او و کاترین تا زمان ضرب اولین سکه ( مدال ) در ژوئن 1832 ،  کشمکش و ستیز زیادی داشتند . حتی به درخواست او ، کاترین سه مرتبه مشاهداتش را با جزئیات یاداشت کرد و به او داد . او دختری با عقل سالم و کامل بود . جزئیات طرح را به دقت مشاهده کرده بود و  استعداد خوبی  هم در بازگو کردن مشاهدات و شنیده هایش داشت .

پس از حدود دو سال  کشمکش بین کاترین و پدر آلادل ، سرانجام پدر آلادل موافت کرد که به دیدار اسقف پاریس برود . او در ژوانیه 1832 میلادی به ملاقات اسقف پاریس جناب

Hyacinth de Quelen

 رفت و بابت دیر اقدام کردنش عذر خواهی کرد  و قصه ظهور حضرت مریم بر کاترین و  درخواست باکره مقدس مبنی بر ضرب مدالها طبق الگوی ارائه شده ، صحبت کرد . جناب اسقف  هم با دقت به حرفهایش گوش کرد و از پدر آلادل خواست جزئیات را بیشتر توضیح دهد و نهایتا موافقش را با ضرب مدالها اعلام کرد . او به شخصه ارادت خاص و ویژه نسبت به باکره مقس « لقاح مطهر » داشت . و درخواست کرد که یکی از اولین مدالهای قالب زده شده به او تعلق گیرد .

 

اولین سری مدالهای ساخته شده که حدود دوهزار تا بود در ژوئن 1832 میلادی تحویل داده شد . انتشار مدالها بین مردم خودش نوعی معجزه بود . اولین محموله خیلی سریع پخش شد . پاپ گریگور شانزدهم

Pope Gregory XVI

 یکی از مدالها را پایین صلیب روی میز تحریرش قرار داد .

 

 

داستانهای شفا ها و کارهای اعجاب بر انگیز این مدال به سرعت منتشر شد و باعث شده بود که مدالها با سرعت باور نکردنی همه جا منتشر شوند .  . در سال 1836 ، شرکت واچت

Vachette

میلیونها مدال را به فروش رسانده بود . یازده کارخانه ضرب مدال هم در پاریس مشغول کار بودند . و چهار شرکت هم در لیونز

Lyons

به سختی از عهده تقاضاهای زیاد مردم بر می آمدند .

 

کاترین و مدال جادویی ... قسمت ششم

 

شرح طرف دیگر مدال

 

منبع

 

http://www.marys-touch.com/Saints/medal/medal.htm

 

قصه زندگی کاترین را می خوانیم که قبل از انقلاب کبیر فرانسه ، مریم مقدس بر او ظاهر می شود و از طرف خداوند ماموریتی به او محول می کند . باکره مقدس از او می خواهد مدالهایی بسازد و آنها را بین مردم منتشر کنند و مردم این مدالها را از گردن خود بیاویزند . این مدالها دارای خاصیت اعجاب انگیزی بودند و انسانهای زیادی توسط این مدالها نجات پیدا کردند یا شفا یافتند . مریم مقدس با دو ظهور مجزا ، طرح روی دو طرف مدال را به کاترین نشان می دهد و کاترین با توجه به منظره ای که مشاهده کرده و از روی الگوی داده شده ، مدالها را منقوش و منشر می کند   . کلیسا این تجلی باکره مقدس را تایید کرده است . و لقب مقدسه به کاترین اهدا شده است  . قبر کاترین ، 57 سال پس از مرگش نبش می شود و جسد سالم او از دل تابوت بیرون می آید . او هم به زمره مقدسین می پیوندد . این داستان شیرین در چند قسمت ارائه می شود ...

 

 

در طرف  دیگر مدال علامت صلیب را می بینیم که نمادیست از قربانی شدن عیسی مسیح بر روی صلیب در تپه جلجتا یا

Carvary

که برای گناهان ما و نجات و رستگاری ما بر روی صلیب رفت . در پایین صلیب یک خط به چشم می خورد که نمایاننده پای صلیب است . در داخل خط هم حرف بزرگ

M

دیده می شود که نشان دهنده حضرت مریم مقدس است زیرا حرف اول نام مقدس اوست . و نشان می دهد که هنگامیکه مسیح برای نجات ما بر روی صلیب قربانی شد ، مریم باکره هم پای صلیب او بود و در قربانی شدن پسرش او هم سهیم است . می بینیم که حرف ام در پایین خط است . حرف ام در پای صلیب است و این نقش فرمانبرداری و مطیع بودن مریم مقدس را نسبت به عیسی مسیح نشان می دهد . این اتحاد و یگانگی مادر و پسرش در امر فدا شدن ، بر روی تپه جلجتا به حد اعلای خود می رسد . عیسی مسیح بر روی تپه جلجتا خودش را به صورت بره ای پاک و بی عیب و نقص به حضور خداوند تقدیم می کند . و مریم مقدس آنجا در پای صلیب به خاطر از دست دادن پسر یگانه اش به شدت در اندوه و ماتم است . او با قلب مادرانه اش خود را با این  قربانی  شدنش پسرش در هم آمیخته و با عشق و محبت قبول کرد که فرزند یگانه اش بر روی صلیب به خاطر گناهان ما فدا شود .

 

و باز آنجا در پای صلیب ، عیسی مسیح مادرش به حواری محبوبش یوحنا سپرد که مادر او باشد و حواری محبوب مسیح برای ما سرمشقیست که باید از او پیروی کنیم مانند او مریم را وارد خانه هایمان کنیم وارد قلبهایمان کنیم او را وارد زندگی خود کنیم . درست مثل یک مادر .

و به این صورت است که حرف ام نه تنها بر مریم مقدس دلالت می کند بلکه نشان و سمبل مادر هم هست . این نقش جدید مادرانه مریم ، ثمره محبت نوینیست که آنجا در پای صلیب به سر حد اعلای خود رسید . و باعث شد که او هم در فدا شدن پسر یگانه اش روی صلیب سهم داشته باشد .

از آنجا که صلیب ، سمبل قربانی شدن مسیح برای رستگاری ماست ، سمبلی از عشای ربانی ( راز قربان ) هم در مدال به چشم می خورد . عیسی مسیح در شام آخر ، برای زنده نگه داشتن خاطره فدا شدنش در همه قرون ، مراسم عشای ربانی را تاسیس کرد . عشای ربانی برای ما خاطره قربانی شدن بره پاک خداوند و قیام او را زنده می کند که برای بخشایش گناهان ما بر روی صلیب جان خود را فدا کرد .  مسیح عشای ربانی را بر پا کرد و این مراسم را به کلیسای رومن کاتولیک واگذار کرد . و کلیسا هم همواره این آیین مذهبی را زنده نگاه داشته . و از آنجا که « مشارکت مقدسین » جزو اصول اعتقادی ما مسیحیان است ، عشای ربانی  یاد همه مقدسین ، و الخصوص مریم مقدس را زنده می کند . در هر اجرای مراسم عشای ربانی کلیسا ، همیشه نام مریم باکره هم مطرح هست . زیرا که او قهرمانانه در پای صلیب مسیح حاضر بود . و رنجهایش را با فداشدن پسر یگانه اش به هم پیوند زد . در همه ظهورات تایید شده مریم باکره ، نشانی از عشای ربانی به چشم می خورد . زیرا او در اکثر مواقع درخواست می کند که کلیسایی بر پا شود و مراسم عشای ربانی در کلیسا حرف اول را می زند  و عشای ربانی یادآوری کنند خون بره پاک خداست که به خاطر گناهان ما بر روی صلیب ریخته شد . مریم مقدس همیشه ما را به سوی مسیح راهنمایی می کند و مسیح همواره در هر مراسم  عشای ربانی حضور دارد .

روی مدال ،  پایین صلیب و حرف ام ، دو قلب دیده می شود . قلب مقدس عیسی مسیح با یک تاج خاری احاطه شده . و قلب مریم باکره با یک شمشیر سوراخ شده . و مشاهده می کنیم که پیشگویی شمعون مقدس به وقوع می پیوندد .

( شمعون پسر یعقوب پیامبر است  )

Simeon

شمعون می گوید پسری بر روی صلیب فدا می شود و قلب مادر آنجا در پای صلیب ،  از شدت درد سوراخ می شود و افراد زیادی ایمان می آورند .

و اتحاد قلب معصوم مسیح و مریم باکره ، دلالت می کند بر پیام فاطیما . زیرا لوسیا سانتوس در دست نوشته هایش نوشته که قلب معصوم عیسی می خواهد که قلب معصوم مریم مقدس هم در کنار او محترم شمرده شود . و باز ، مریم مقدس در ظهورش در فاطیما گفته بود که خداوند می خواهد تقدیس و احترام قلب معصوم مرا در جهان برپا کند .

 

بالای هر دو قلب یک مشعل فروزان به چشم می خورد که نمادیست برای عشق سوزان مسیح و مریم باکره برای به انجام رساندن رسالتشان که هر کدام از راه مخصوص به خود این رسالت را به انجام رساندند . و بالاترین درجه عشق این است که فردی جان خود را در راه نجات دیگری فدا کند . مسیح عاشق کلیسای رومن کاتولیک بود و جان خود را به خاطر آن داد .

 

در لبه های قاب بیضوی شکل مدال ، دوازده ستاره به چشم می خورد که گرداگرد مدال چیده شده اند  و صلیب و حرف ام و دو قلب داخل مدال را احاطه کرده . و این ستاره ها اشاره ایست به آیاتی از کتاب مکاشفات یوحنا که در آنجا نوشته شده :

بانویی با لباسی درخشانتر از خورشید که ماه در زیر پای اوست و روی سرش تاجی از دوازده ستاره هست .

بانویی که برای پیکاری عظیم با اژدهای بزرگ سرخ گمارده شده است اژدها همان مار ازلیست که او را شیطان یا ابلیس می نامند . او شهبانوی مقدس است . مادر مسیح مادر کلیسا . این پیکار بزرگ با شیطان ، که از بدو خلقت مقدر بوده است ، در مکاشفات یوحنا هم تایید شده است . و از او به عنوان بانویی درخشانتر از خورشید اشاره شده است . مریم ، که مادر « کلمه جسم پوشیده » است در مرکز این جنگ بزرگ با شیطان قرار دارد . پیکاری که در تمام طول تاریخ زندگی بشر بر روی زمین ادامه دارد .

 

پس در همین مدال کوچک ، همه تاریخ رستگاری ، از پیدایش تا مکاشفات یوحنا گنجانده شده است . و نقش حیاتی شهبانوی مقدس را در مرحله نهایی پیکار با ابلیس می بینیم . بسیار شگفت انگیز است که خداوند توسط همین مدال کوچک ، درسهای بزرگ و عمیقی به ما می دهد . در مقابل این همه برکات عظیم خداوندی ، بر ماست که متواضعانه در مقابل فرامین او سر تعظیم فرود آوریم . همان طور که مریم این کار را کرد . و در اعماق وجودمان آن را گرامی بداریم و روی آن تفکر کنیم . همانطوری که مریم این کار را کرد .