گردنبند معجزه آسا شهادتی است از نشانه ای از محبت خداوند.

یک نشانه از محبت خداوند

گردنبند معجزه آسا

گردنبند معجزه آسا شهادتی است از نشانه ای از محبت خداوند.

به طور خلاصه این گردنبند محبت و اعتماد انسانها به خداوند، به شفاعت حضرت مریم، را نشان می دهد. زیرا که آسمان خود این گردنبند را مکاشفه کرده است. حضرت مریم در یک رویا به یک خواهر روحانی به نام " کاتریسیا بوره" متجلی شده و خود این گردنبند را هدیه داد که تمامی افرادی که آنرا حمل می کنند برکت بخصوصی دریافت کنند و این اصل را کلیسا نیز تأیید کرده است.

 

از زمان مرگ کاتریسیا لابوره مقدس بیشتر از یک میلیارد گرنبند ضرب شده است. و انسانهای بی شماری شهادت داده اند که بوسیله این گردنبند کمک و قدرت را تجربه و دریافت کرده اند.


ادامه نوشته

تجلی حضرت مریم در قرن هفدهم به رسمیت شناخته شد

یکی از اسقفهای کاتولیک در فرانسه دیروز یکشنبه ( ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ) اعلام کرد کلیسا به طور رسمی تجلیل حضرت مریم(س) را بر دختر چوپان قرن هفدهمی در کوهستان آلپ به رسمیت شناخت.

اسقف ژان میشل دی فالکو لیندری که در مراسم عشای ربانی سخنرانی می کرد و اظهارات وی از شبکه ملی "فرانس 2" پخش می شد گفت وی ماهیت ماوراء الطبیعی تجلی حضرت مریم بر دختر هفده ساله ای به نام بنویت رنسول را طی سالهای 1664 تا 1718 به رسمیت می شناسد.

ادامه نوشته

یک فیلم مستند درباره معجزه فاطیما .

در سال 1952 یک فیلم سینمایی به نام معجزه بانوی فاطیما

The Miracle of Our Lady Fatima

ساخته شده که در این آدرس اطلاعات بیشتری درباره این فیلم سینمایی موجود هست

.

در مستندی که در این صفحه می بینید ، تکه هایی از آن فیلم سینمایی نمایش داده می شود . بخصوص که معجزه خورشید به زیبایی بازسازی شده . که دیدن اون خالی از لطف نیست . متن زیر ترجمه فارسی این مستند است . توصیه می کنم برای دیدن این فیلم از اینترنت پر سرعت استفاده کنید . ولی اگر سرعت نت شما پایین است اول صبر کنید همه فیلم لود شود و بعد دوباره فیلم را از اول با خیال اسوده به صورت آفلاین ببینید .

تجلی مریمی در فاطیما – 1917

فاطیما – پرتغال ، یکی از مهمترین مکانهای تجلی مریم باکره مقدس . که معجزات و شفاهای بی شماری درطول قرن بیستم از آنجا گزارش شده .

داستان از بهار سال 1916 آغاز می شود که فرشته صلح که به نام فرشته کشور پرتغال نیز شناخته می شود سه مرتبه بر سه کودک ظاهر شد . در اولین تجلی ، فرشته شخصا برای بچه ها آیین عشای ربانی را به جای آورد. که این آیین به نشانه حضور زنده عیسای مسیح است .

«

اعتقاد به تبديل نان و شراب در مراسم عشاي رباني به جسم و خون حقيقي عيسي مسيح هر چند كه به ظاهر خصوصيات مادي آن حفظ مي شود. »

در طول سال بعد یعنی در 1917 ، مریم باکره شش مرتبه به بچه ها ظاهر شد که اولین آنها در سیزدهم می 1917 بود و از بچه ها خواست که تا ماه اکتبر ، در سیزدهم هر ماه به محل چراگاه بیایند

.

لوسیا داس سانتوس 10 ساله که بین این سه نفر بزرگترینشان بود به همراه عمو زاده هایش جاسینتا مارتو 7 ساله و فرانچسکو مارتو 9 ساله شاهدان این تجلی بودند

.

درصبح روز یکشنبه 13 جولای 1917 مریم باکره درخواست کرد که روسیه به قلب مقدس وقف شود . بانوی فاطیما چنین گفت

:

اگر خواسته های من انجام شود روسیه تغییر خواهد کرد و صلح جهانی برقرار خواهد شد . در غیر این صورت روسیه خطاهای خود را در تمام دنیا منتشر خواهد کرد جنگهای تازه ای به وقوع خواهد پیوست و نسبت به کلیسا هتک حرمت خواهد شد انسانهای خوب شهید می شوند و پاپ رنج فراوان خواهد برد . « اشاره به سو قصد نسبت به پاپ ژان پل دوم در روز سیزهم می سال 1981 میلادی در میدان سنت پیترز بورگ واتیکان توسط یک مرد مسلمان ترک » تمدنهای زیادی نابود خواهند شد . و در نهایت قلب مقدس من پیروز خواهد شد . پاپ روسیه را به قلب مقدس من تخصیص خواهد داد و روسیه متبدل خواهد شد و جهان در صلح و آرامش خواهد بود

.

مادر مقدس قول داده بود که در بعد از ظهر 13 اکتبر 1917 معجزه ای به وقوع خواهد پیوست و هفتاد هزار نفر در چراگاه گله گوسفند جمع شدند و باران در چراگاه شروع به باریدن کرد . همانطور که مادر مقدس قول داده بود معجزه خورشیدی واقع شد . خورشید شبیه به یک توپ آتشین شد که به نظر می رسید در حال افتادن به زمین است . دیدن این صحنه مردم را وحشتزده کرد و خیلی از افراد گمان کردند که خواهند مرد

.

12

دقیقه بعد خورشید به وضعیت اولیه اش بازگشت و زمین و لباسهای مردم را در عرض چند دقیقه خشک کرد . یک چنین پدیده ای نشان از قدرت جاذبه بی انتهای خدا بود که آنها پی به اهمیت پیامهای بانوی فاطیما ببرند.

لوسیا بعدها یک راهبه کرملی شد. بانوی ما می خواهد که همه هر روز با رزاری « تسبیح » دعا کنند . فاطیما اولین مکان تجلی بود که در قرن بیستم توسط کلیسای قبطی تایید شد

.

در آن زمان بانوی ما قصد داشت چه پیامهایی به بچه ها و مردم بدهد ؟

چهار پیام مهم در تجلی فاطیما وجود دارد

:

1 –

تکلیف روزانه . هر کس با توجه به کیفیت زندگیش پرهیزگاری و پاکدامنی پیشه کند .

2

دعا – نکته دعای روزانه با رزاری

3-

غرامت و جبران گناهان توسط انجام آیین عشای ربانی

4 –

تخصیص به قلب مقدس مریم باکره

آیا ما خواسته های مادر مقدس را انجام داده ایم ؟


بانوی تسبیح فاطیما و مسلمانان

واقعه فاطیما از آنجا آغاز می شود که سه کودک چوپان بانویی نورانی را مشاهده می کنند که خود را بانوی تسبیح ( از القاب مریم مقدس )  معرفی می کند و سه پیام مهم برای مردم قرن بیستم دارد .

یک سال قبل از تجلی بانو ، فرشته ای به بچه ها نازل می شود و خود را فرشته صلح کشور پرتغال می خواند دعایی به بچه ها می آموزد که با کلمات ای خدای پدر ، پسر و روح القدس شروع می شود . و برای بچه ها به یاد خون و بدن عیسی مسیح مراسم عشای ربانی انجام می دهد .

متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه نوشته

گشایش کلیسایی بزرگ در فاطیما پرتغال

به رغم آنکه پاره ای از کلیساهای کاتولیک در سراسر جهان با تعطیلی مواجه می شوند، یکی از بزرگترین کلیساهای جهان در فاطیمای پرتغال با حضور 40 نفر از کاردینالهای واتیکان افتتاح و نخستین مراسم عشای ربانی در آن برگزار شد.

شاسا. گروه بین الملل.
به رغم آنکه پاره ای از کلیساهای کاتولیک در سراسر جهان با تعطیلی مواجه می شوند، یکی از بزرگترین کلیساهای جهان در فاطیمای پرتغال با حضور 40 نفر از کاردینالهای واتیکان افتتاح و نخستین مراسم عشای ربانی در آن برگزار شد.

به گزارش کت نیوز، اخبار گشایش یکی از بزرگترین کلیساهای جهان با نودمین سالگرد آخرین تجلی مریم مقدس بر سه کودک شبان پرتغالی اعلام شد.

ادامه نوشته

ظهور حضرت مریم در فاطیما از روزنامه اعتماد

روزنامه اعتماد 30 اردیبهشت 1386
http://www.etemaad.com/Released/86-02-30/206.htm

گروه ترجمه،

 

مهديس اميري؛ واتيکان در تلاش براي رد نظريه توطئه يي که براي چندين دهه کليسا را متهم به سانسور کردن پيش بيني هاي مربوط به آخرالزمان مي کرد توضيحاتي در اين خصوص ارائه کرد.

کاردينال تارسيسيو برتون، نماينده پاپ طي سخناني اين موضوع را که کليسا پيش بيني هاي مريم مقدس در مورد آخرالزمان را به صورت محدود منتشر کرده است رد کرد. فاتيما نام محلي در پرتغال است که 90 سال پيش در آن مريم مقدس بر سه کودک چوپان ظاهر شد و با آنها سخن گفت.


ادامه نوشته

سفر پاپ به فاطیما لغو شد

سی مرداد 1386 . خبرگزاری مهر

سفر پاپ به فاطیما لغو شد

بندیکت شانزدهم وزیر امور خارجه واتیکان را به عنوان سرپرست هیئت شرکت کننده در مراسم اختتامیه 90 سالگی ظهور حضرت مریم در فاطیما، پرتغال معرفی کرد که این امر حاکی از لغو سفر پاپ به دهکده فاطیما است .

ادامه نوشته

واقعه فاطیما و حضرت مریم از خبرگزاری مهر

هیئتی که به نمایندگی از پاپ به مناسبت سالروز ظهور حضرت مریم (س) بر سه کودک پرتغالی به فاطیما سفر کرده بودند اعلام کردند: پاپ بندیکت شانزدهم برای دیدار از معبد ماریان در فاطیمای پرتغال ابراز تمایل کرده است.

















خبرگزارى مهر
ادامه نوشته

خبر درگذشت آخرین بازمانده فاتیما به نقل از روزنامه ایران

روزنامه ایران و خبر درگذشت لوسیا سانتوس از این آدرس

http://www.iran-newspaper.com/1383/831215/html/casual.htm

گروه حوادث: تنها بازمانده واقعه «فاطيما» كه موفق به ديدن حضرت مریم شده بود در سن ۹۷ سالگى در پرتغال درگذشت.
به نوشته روزنامه «آب ت» اسپانيا پيكر «لوسيا» در كليساى جامع «كوئيمبرا» براى اداى احترام و تشييع جنازه جدى باقى خواهد ماند.
به نوشته اين روزنامه لوسيا وقتى كه ۱۰ سال بيشتر نداشت درحالى كه بى سواد بود چندبار شاهد ظاهر شدن حضرت مريم در برابر خود و پسر و دخترعمويش بود.

ادامه نوشته

تجلی مریم مقدس در ایتالیا و گلهای اسرار آمیز-قسمت دوم

دوستای گلم خیلی خوشحالم که مطالب اینجا رو مرتب می خونید و برام کامنت می گذارید راستش از تعداد کامنتهای اینجا در پست قبلی  شگفت زده شدم و خوشحالم که آدمها از هر دین و مذهبی اینقدر به مریم مقدس علاقه دارن .  همین جا از تک تکتون تشکر می کنم  . باور کنید کامنتهای محبت آمیز شما باعث دلگرمی من هست .خوشحالم که مطالب اینجا مورد استفاده تون هست و سطح اطلاعاتتون رو بالا برده .  خیلی هاتون گفته بودید که قبلا چیزی درباره ظهورات حضرت مریم نشنیده بودید و از طریق اینجا خیلی مطالب جدید و جالب براتون روشن شده و علاقتون به حضرت مریم بیشتر شده . تازه این قسمت خیلی کوچکی از ظهورات بانوی ماست در این آدرس یک لیست بزرگ از تجلیات حضرت مریم رو می تونید ببینید :

http://apparitions.org/

و دلم می خواد بدونید خیلی از افراد چیزهایی رو از عالم ماورا می بینن که هیچ کجا و به هیچ کس رازهاشون رو بازگو نمی کنن چون اعتقاد دارن که نباید اسرار ماورایی رو فاش کرد . و من خودم به شخصه یکی از این افراد رو می شناسم که چون ما خیلی دوست هستیم  و اون فرد علاقه خیلی زیادی به من داره و مثل هم فکر می کنیم رازهاش رو برام تعریف کرده که واقعا منو تحت تاثیر قرار داده و می دونم که جز به من به هیچ کس این اسرارش رو نگفته . خیلی دلم می خواست اجازه می داشتم از اون تجلیات و اتفاقات باور نکردنی اینجا بنویسم که ببینید خداوند چطور با کسانی که عشق واقعی بهش دارن ارتباط برقرار می کنه خاطرات اون فرد از همه نوشته این وب هم جالبتر هست . فقط می خوام در همین حد بدونید که اگر لبریز از عشق او بشید او با شما حرف خواهد زد و خودش رو برای شما مکشوف خواهد کرد و چیزهایی رو به شما نشون خواهد داد که . .. ولی حیف که اجازه ندارم .

ادامه ماجرا مریم مقدس و گلهای اسرار آمیز

اما این حادثه در 13 ژوئیه سال 1947 مجدادا تکرار شد . این بار آن بانوی زیبا در میان لباسهای سفیدی ظاهر گردیده بود . دیگر از آن زخمهای هولناک شمشیر اثری نبود و به جای آنها گلهایی به رنگ سفید قرمز و زرد دیده ی شدند . پیرینا که این بار کمتر از قبل تحت تاثیر حادثه قرار گرفته بود و بر خود تسلط یافته بود از بانو پرسید شما کیستید ؟ ان بانوی زیبا با لبخندی ملیحانه پاسخ داد که :

« من مادر عیسی و مادر تمامی شماها هست ... از تو می خواهم که هر سال در چنین روزی ( 13 ژوئیه ) به افتخار گلهای اسرار آمیز (رزا مایستیکا ) جشن بزرگداشتی به پا کنی . »

و بعد از آن شبح به صورت مه کم سویی ناپدید شده بود .

این ماجرای شگفت انگیز در تاریخ 22 اکتبر و 16 اکتبر و 22 نوامبر 1947 در کلیسای قصبه نیز اتفاق افتاد . در ظهور متعاقب ، پیرینا توانسته بود از مریم مقدس سوالاتی نیز بپرسد و پاسخهایی هم از حضرت مریم دریافت کند . آخرین باری که حادثه ظاهر شدن مریم مقدس اتفاق افتاده بود بسیار هیجان انگیز بود . زیرا مریم مقدس قول داده بود که در بعد از ظهر روز 8 دسامبر در محراب کلیسا ظاهر خواهد شد ...

ادامه دارد ...

تجلی مریم مقدس در ایتالیا و گلهای اسرار آمیز

 

ماجرای رزا مایس تیکا

در بهار سال 1947 میلادی حادثه ای در نزدیکی شهر برزسیا ( ایتالیا ) اتفاق افتاد که ناخواسته چشم مردم اروپا و توجه ایمانداران را به قصبه مونتی شیاری که در ده کیلومتری شهر مذکور واقع است جلب نمود . در این قصبه بیمارستانی قرار داشت که پرستار پیرینا جیلی در آنجا خدمت می کرد.

او روزی هنگام فراغت از رسیدگی به بیماران به اتاقش آمده و ناگاه در اتاقش بانویی زیبا منظر را که لباسی آبی آسمانی بر تن داشت مشاهده می کند . این بانو گرچه زیبا روی بود ولی در ناحیه سینه اش سه زخم خنجر داشت و با این وجود هیچ قطره خونی از محل زخمهایش نمی چکید . با اینکه می گریید ولی زیباییش گریه او را نامحسوس می ساخت . صدایی عجیب از او به گوش می رسید که می گفت

 « دعا ، احسان ، کفاره »

پیرینا که دختری ایماندار و پاک بود با مشاهده آن بانوی ناشناس زبانش بند آمد و از انجام هر کاری عاجز ماند . ایا آنچه را که دیده بود روح بود ؟ و یا شبح حاصل از خستگی ؟ آیا چشمانش و عقلش درست تشخیص می دادند ؟ یا اینکه از فرط خستگی چنان صحنه ای را مشاهده می کرد ؟ بدون اینکه عملی انجام دهد پیش خود همین سوالات را تکرار می کرد . ابتدای امر چنین واقعه و حکایتی را برای خود محفوظ نگاه داشت و رازش را به کسی نگفت .

اما این حادثه در 13 ژوئیه سال 1947 مجدادا تکرار شد . این بار آن بانوی زیبا در میان لباسهای سفیدی ظاهر گردیده بود . دیگر از آن زخمهای هولناک شمشیر اثری نبود و به جای آنها گلهایی به رنگ سفید قرمز و زرد دیده ی شدند . پیرینا که این بار کمتر از قبل تحت تاثیر حادثه قرار گرفته بود و بر خود تسلط یافته بود از بانو پرسید شما کیستید ؟ ان بانوی زیبا با لبخندی ملیحانه پاسخ داد که :

« من مادر عیسی و مادر تمامی شماها هست ... از تو می خواهم که هر سال در چنین روزی ( 13 ژوئیه ) به افتخار گلهای اسرار آمیز (رزا مایستیکا ) جشن بزرگداشتی به پا کنی . »

و بعد از آن شبح به صورت مه کم سویی ناپدید شده بود .

این ماجرای شگفت انگیز در تاریخ 22 اکتبر و 16 اکتبر و 22 نوامبر 1947 در کلیسای قصبه نیز اتفاق افتاد . در ظهور متعاقب ، پیرینا توانسته بود از مریم مقدس سوالاتی نیز بپرسد و پاسخهایی هم از حضرت مریم دریافت کند . آخرین باری که حادثه ظاهر شدن مریم مقدس اتفاق افتاده بود بسیار هیجان انگیز بود . زیرا مریم مقدس قول داده بود که در بعد از ظهر روز 8 دسامبر در محراب کلیسا ظاهر خواهد شد ...

 

روز محتشمی در قصبه مونتی شیاری :

حادثه ای که بر سر پیرینا آمده بود و بقیه اهالی قصبه نیز از آن با خبر شده بودند در اندک زمانی فراتر از مرزهای قصبه پخش گردیده و حتی به بیرون از ایتالیا نیز رسوخ یافته بود . حتی این خبر به گوش لومباردی نیز رسیده بود . از این رو در اندک زمانی از چهار گوشه ایتالیا هزاران انسان به سوی قصبه و کلیسای آن هجوم آورده بودند . روز هشتم دسامبر برای آن قصبه روز بزرگی به حساب می آمد . بازیگر این حادثه که خود پیرینا بود از میان مردم به زور و با هل دادنهای زیادی عبور کرده و راهی را برای ورود به داخل کلیسا یافته بود . همینکه پیرینا جیلی وارد کلیسا شده بود بدون درنگ به محل ظهور حضرت مریم رفته و انتظارش را کشیده بود . از همان زمان لقب « باکره مقدس » را نیز به خود گرفته بود . روستائیان که او را بسیار پاک تشخیص داده بودند در برابرش تعظیم کرده و انسانهای تازه وارد نیز از روستائیان تبعیت کرده و تعظیم کرده بودند . و ناگهان سر و صدای مردم بلند شده و پیرینا را با لقب « تصویر حضرت مریم » مورد تشویق و تقدیس قرار داده بودند .

پس از اینکه پیرینا با بلند کردن دستش سکوت را در سالن کلیسا حاکم گردانیده بود خود رو به محراب بر زمین زانو زده بود . در آن حال کسی چیزی را نمی دید. برخی نیز با دعا خواندن سعی داشتند خودشان را از عالم مادی دور ساخته و با احراز شرایط خلسه موفق به رویت حضرت مریم شوند . با این حال دیدگان همه به صورت و حرکات لب و دهان پیرینا وعطوف شده بود . زیرا هیچکس نمی خواست کلمه ای و یا صحنه ای از رابطه پرستار باکره و مقدس را با حضرت مریم از دست داده و یا از نظر دور نگهدارد . این صحنه در بیرون از کلیسا نیز حاکم بود . گرچه مردم از درون کلیسا اطلاعی نداشتند ولی جرات حرف زدن را نیز به خودشان نمی دادند و اگر نیازی به حرف زدن بود به آرامی و پچ پچ کنان سخن می گفتند .

بر اساس اظهارات پیرینا در آن روز گویا حضرت مریم بر روی پله ای ایستاده و همان جامه سفید را بر تن داشت . گلهای سفید قرمز و زرد نیز در محلهای زخم دیده می شدند . او با لبخندی که اصلا به دنیای مادی تعلق نداشت می خندید و بعد از رویت مردم گفته بود : « من آبستن پاکی بوده ام . آبستنی من از مشیت الهی بوده است . من به حکم خداوند عیسی را به دنیا آورده ام . من مادر فرزند خدا ، عیسی هستم . »

در حالیکه شبح حضرت مریم بر روی پله ها حرکت می کرد و رو به پایین می آمد به حرفهای خود اینچنین ادامه داده بود :

« من به دلیل گلهای اسرار آمیز به قصبه مونتی شیاری آمده ام . » و زمانی که به اولین پله رسیده بود این جمله را بر زبان جاری ساخته بود : « هر کسی در روی این سنگها دعا بخواند و توبه کند و اشکهای حسرت و پشیمانی از اعمال خویش جاری سازد ، او مورد شفاعت من قرار خواهد گرفت و از لطف مادری من بهره مند خواهد گشت . چنین انسان پاکی که خدایش را خواهد جست مورد حمایت من قرار خواهد گرفت و خیر و برکت نصیبش خواهد شد . او صاحب نردبانی از اطمینان به تعالی و عروج خواهد بود که به نهایت به نیکی و فلاحت ابدی و آخرت نایل خواهد شد . »

بعد از این حادثه 19 سال سپری شد و اتفاقی نیفتاد .

مثل همیشه عده ای پیرینا و ماجرایش را به باد استهزا و تمسخر گرفته و عده بیشماری نیز او را به دیده تقدیس نگریستند . اما از آن روز یعنی هشتم دسامبر 1947 تا به امروز همان محل و کلیسای قصبه مونتی شیاری محل عبادت و زیارتگاه بسیار از مسیحیان گردیده و چه سالهایی که در این کلیسا بیمارانی شفا یافته و چه حوادث اعجاب آمیز که در این محل اتفاق افتاده است . تمام این اتفاقات و معجزه ها بدون تردید دیده و پذیرفته شده است .

چشمه ای در فونتانل :

در تاریخ 17 آوریل 1966 بود که پیرینا از روستای همجوار محل سکونت خود به نام فونتانل می گذشت این روستا در فاصله سه کیلومتری مونتی شیاری واقع شده بود . پیرینا برای نوشیدن آبی به کنار چشمه ای کوچک رفته و می خواست جرعه ای آب بنوشد که ناگهان بر روی آب زلال گل اسرار آمیز را مشاهده کرده بود . همین حادثه باعث گردید که پیرینا به یاد ظهور حضرت مریم بیفتد که بیش از ده سال پیش از آن در روستای خودشان مشاهده اش کرده بود . پیرینا اشک ریزان از پله های مشرف به سرداب و آستانه چشمه بوسید و بر روی زمین زانو زده به دعا و نیایش پرداخت . زمانی که به اولین پله رسیدو مجدادا به انتهای پله ها نگریست ناگاه صحنه ای را که حضرت مریم در کلیسا ظاهر شده بود به یادش آمد . فهمید که آن پله ها را یک بار قبل از آن دیده است . از آن روز همان چشمه نیز با توصیه پیرینا به عنوان آب و چشمه مقدس شناخته شد و هر بیماری جرعه ای از آن را می نوشید بالافاصله درمان میافت . البته پیرینا باز در آنجا حضرت مریم را دیده و از جانب وی موظف شده بود که در زمان نوشیدن آب آن چشمه بایستی صلیبی بر روی سینه بکشد و آنگاه به خوردن آب بپردازد .

پیرینا این امر را به جای آورد .

روز 13 مه 1966 پیرینا برای اینکه صداقت گفتار و ادعایش را به اثبات برساند به همراه تنی چند از مسئولین کلیسا به کنار چشمه آمدند . بار دیگر گلهای اسرار آمیز ظاهر گردید . و دیگران نیز این گل را دیدند . ولی شبح حضرت مریم را نتوانستند مشاهده نمایند و در این میان تنهای پیرینا موفق به دیدن مریم مقدس شده بود . حضرت مریم خطاب به پیرینا گفته بود که : « برای اینکه بیماران از این آب بهتر استفاده نمایند از تو می خواهم که در اینجا حوضی ایجاد کنی . » پیرینا که دیگر خودش را به حضرت مریم نزدیکتر احساس می کرد از او پرسیده بود . « حالا اسم این چشمه را چه بگذارم ؟ » و حضرت مریم به او جواب داده بود : « چشمه فضیلت » پیرینا بار دیگر پرسیده بود که « می خواهید در این چشمه چه تدابیری اندیشیده و چه اقداماتی انجام دهیم ؟ » و آنگاه مریم مقدس جواب داده بود که : « بیمارانی که به اینجا می آیند باید درمان یابند . امکان راحتی بیماران را در اینجا فراهم آورید . شایسته خواهد بود که هر بیماری پس از درمان و شفا یافتن زندگیش را وقف خدمت به مردم کند که خشنودی الهی در این است . » و پس از آن مریم مقدس باز چون مه کمرنگی ناپدید شده بود .

این خبر که تمامی بیماران از آن پس می توانند به حکم مریم مقدس و مشیت الهی شفا یابند چون خبری تکان دهنده در کمترین زمان به گوش مردم اروپا رسید . هر کس بیماری داشت و یا در خانواده اش مریضی را مورد رسیدگی قرار می داد بلافاصله دست به کار شده و بیماران را بدان سو حرکت دادند . به راستی نیز بسیاری از بیماران به طریقه معجزه آسایی شفا می یافتند .

8 ژوئن 1966 اتفاق عجیبی رخ داد . بعد از ظهر  همین روز که بیش از هزار نفردر اطراف چشمه فضیلت جمع شده بودند و هر کسی برای کسب سلامتی و صحت خود و یا نزدیکانش در آنجا حضور پیدا کرده بود . عده ای با التماس و استغاثه دست دعا و نیایش به درگاه الهی بلند کرده و مریم مقدس را شفیع خود قرار داده بودند . تقریبا ساعت نزدیک سه بعد از ظهر بود که ناگهان پیرینا سکوت مقدس نیایشگران را با فریادش شکست و گفت :

به آسمان نگاه کنید!

 در آن زمان عده زیادی از زائران نیز مریم مقدس را در ارتفاعی کمتر از ده متر در ابتدای منشا چشمه ملاحظه کردند و صداقت گفتار و عمل پیرینای جوان و باکره ثابت شد .