: بانوی گوادالاپ ما کشور مکزیک  Tepeyacظهور حضرت مریم در تپیاک

 مردی نو کیش بود که تازه غسل تعمید گرفته بود . او کسی بود که بانوی گوادالاپJaun Diegoجان دیگو  

 « حضرت مریم » بر او ظاهر شد . زمانیکه بانوی ما در سال 1531 در تپه تپیاک نزدیک مکزیکو سیتی و در کنار یک عبادتگاه غیر مسیحی بر او ظاهر شد ، او 57 سال داشت . همسر او در سال 1529 چشم از جهان فروبسته بود . در نهم دسامبر که روز جشن بانوی لقاح مطهر « از القاب حضرت مریم » بود ، جان هنگامیکه عازم مراسم عشای ربانی بود دختر  جوان بسیار زیبایی را دید که غرق در نور بود . یک بانوی درخشنده ! بانوی زیبا به جان گفت که چقدر به مردم مکزیک علاقه دارد و از او خواست نزد اسقف ناحیه 

  برود و از او بخواهد کلیسایی در آن محل ساخته شود . جان دیگو هم Jaun de zumarraga

مطابق درخواست بانو به نزد اسقف رفت و درخواست حضرت مریم را به او گفت .

در ابتدا اسقف بسیار شگفت زده شد و درخواست او را رد کرد . و به او گفت برای اینکه به درخواستت ترتیب عمل بدهم باید نشانه ای آسمانی برای من بیاوری . بانوی زیبا در تجلی بعدیش به جان دیگو قول داد نشانه ای به او بدهد که اسقف را متقاعد کند و بداند که این درخواست از طرف مریم مقدس است . جان در هنگام برگشت به خانه دید که عمویش که با او در یک خانه زندگی می کرد سخت بیمار است . و در حال مرگ است و باید مراسم آیین مخصوص بیمار محتضر برای او انجام شود . جان دوباره به قصد مکزیکو سیتی خانه را ترک کرد که برود و کشیشی را برای انجام آیین دینی برسر عمویش بیاورد . در راه حضرت مریم به او ظاهر شد و گفت که عمویش شفا پیدا کرده است و بنابراین او می تواند به دیدار اسقف برود .

مریم مقدس به او گفت به بالای تپه برود و در آنجا گلهایی را که با معجزه خارج از فصل روئیده اند بچیند و در ردایش که با الیاف زبر و خشن بافته شده بود بریزد و برای اسقف ببرد . و به او تاکید کرد که در راه محتویات ردا را به هیچ کس نشان ندهد . جان دیگو هم همین کار را کرد . وقتی به نزد اسقف رسید دید که او چند مهمان مهم هم دارد . در حضور آنها ماجرا را برای اسقف تعریف کرد و ردا را پیش رویشان گشود . ناگهان حضار دیدند تصویری زیبا از بانوی گوادالاپ ما بر روی ردای جان نقش بسته است به علاوه ردا حاوی گلهاییست که فصل رویش آنها نیست و خارج از فصل روئیده اند . و این گلهای خارج از فصل و تصویر مریم مقدس نشانه ای برای اسقف بود که بداند این پیام حقیقتا از طرف مریم مقدس است .

اخبار این رویداد شگفت انگیز به سرعت پخش شد . آزتکها در آن زمان هیچ گرایشی به آیین مسیحیت نداشتند زیرا اسپانیاییها که آزتکها را شکست داده بودند مسیحی بودند . این رویداد باعث شد که آزتکها هم در کلیسا جمع شوند و به آیین مسیحیت بگروند . واژه گوادالپ هم به معنای بانوییست که با پاهایش ماری را زیر پا له می کند و لگد می زند . در دین آزتکها نماد مار بسیار متداول بود . تمثال مریم باکره در حالیکه ماری را زیر پا له می کند دلالت می کند بر این واقعیت که عشق به مریم مقدس و تخصیص به او چگونه می تواند سمبلهای شیطانی مثل قربانی  کردن انسانها که قوم آزتک به آن معتقد بودند را نابود کند .

همین تصویر معجزه آسای بانوی گوادالاپ « مریم مقدس » تا به امروز که چهار قرن و نیم از آن تجلی می گذرد ، هنوز در مکزیک نگهدای می شود و از بین نرفته است و سالم مانده . ولی ردایی که باالیاف خشن و زبر بافته شده بود بیست سال بعد از بین رفت و متلاشی شد . و همین سالم ماندن این تصویر بعد از چهار قرن ، دست ردی بر سینه همه تلاشها برای طبیعی نشان دادن این رویداد می زند . و معجزه بودن این رویداد را ثابت می کند.




نکات اعجاب برانگیز تصویر بانوی گوادالاپ

تصویر بانوی ما که بر روی ردای جان دیگو ظاهر شد و هنوز هم این ردا در مکزیکو موجود هست واقعا معجزه است . طوری برای صدها سال باعث شگفتی دانشمندا شده است . بعد از تحقیقات جامع توسط متخصصین ماهر این نتیجه اقتباس شد بشر هرگز نمی تواند یک چنین اثر هنری خلق کند و انجام چنین کاری فراتر از توانایی بشر است . آنها نتوانستد هیچ اثری از رنگ  و لعاب در نقاشی بیابند . به بیان دیگر در این نقاشی از رنگهای معمول نقاشی استفاده نشده است . اینکه رنگها در نقاشی روی عبای جان چگونه ایجاد شده اند هنوز در پرده ای از ابهام پوشیده شده است . این نقاشی هنوز هم رنگهای اصلی خود را حفظ کرده است و رنگها نسبت به روز اول تغییری نکرده اند و این در حالی است که در صد سال اول هیچ پوشش و جلدی برای آن به کار نرفته بود . رنگ سبز مایل به آبی ردای بانوی ما منحصر به فرد است . به نظر می رسد یک نوع سایه رنگی غیر زمینی باشد به گونه ای که تا به امروز هیچ هنرمندی نتوانسته دقیقا همان سایه رنگ را بسازد . علاوه برآن یک نقاش باید به طرز باورنکردنی دیوانه باشد که یک ردای هندی را برای نقاشی انتخاب کند . و این نقش را روی درز جلویی خرقه ایجاد کند . اگر بانوی ما سرش را اندی به سمت راست متمایل نمی کرد کوک لباس صورت را به دو نیمه تقسیم می کرد . نکته شگفت انگیز اینجاست که درز لباس هنوز هم ردا را به هم دوخته نگه داشته است . بر طبق قانون جاذبه پارچه نازکی مثل کتان نمی تواند بیشتر از ده سال به یک پارچه زمخت و کلفت دوخته شده باقی بماند و در اثر مرور زمان و کهنگی این دوخت از بین خواهد رفت . در حالیکه این دوخت الان نزدیک به پانصد سال محکم و خوب باقی مانده است . به علاوه تصویر صورت بر روی بافت زمخت و خشن ردا آنقدر به ظرافت و زیبایی به تصویر کشیده شده است که خلق آن توسط بشر غیر ممکن می نماید .

 

آزمایشات با اشعه مادون قرمز بر روی این اثر ثابت کرده است که علاوه بر اینکه در آن هیچ نوع رنگ و قلم مویی به کار نرفته بلکه روی آن کار بیشتری جهت تصحیحات انجام نشده . و در زیر آن هم اثری از نقشه پیشنویسی به چشم نمی خورد . و هیچ نوع چسب و آهاری هم برای صیقلی کردن سطح اثر به کار نرفته است . و روی اثر هم از هیچ نوع لاک و لعاب و جلا برای محافظت استفاده نشده است . بنا به نظر متخصصین شرکت دوربین عکاسی کداک در مکزیک ، این اثر بیشتر از اینکه شبیه به یک نقاشی باشد مثل یک عکس با کیفیت است . در تصویر بزرگ شده صورت اثر ، نقش یک مرد ریشدار به وضوح به چشم می خورد . تحقیقات فراوان چشم پزشکان نشان داده است که نه تنها تصویر یک مرد ریشدار در چشم بانوی ما دیده می شود ، بلکه چشم او تمام خصوصیت و طبیعت یک چشم واقعی مثل انعکاس نور و اعواج قرنیه را دارا می باشد. ردای بانوی ما با ستارگانی پوشیده شده است که درست مثل ستارگان صور فلکی در آسمان شهر مکزیک هستند و از نظر علم نجوم ، همان شکل و درخشندگی را دارند . تصویر این ستارگان روی ردای بانوی ما ، صور فلکی را به صورت برعکس نشان می دهد انگار از زاویه پشت صور فلکی به آن نگاه شده باشد . مثل اینکه یک نفر در پشت صور فلکی ایستاده باشد و از آن زاویه به کره زمین نگاه کند . و بنا به نظر ستاره شناسان نقش ستارگان روی این ردا با صور فلکی در آسمان مکزیکو سیتی در 12 دسامبر 1531 هم خوانی دارد . یعنی در آن تاریخ صور فلکی در اسمان مکزیک به همان شکل دیده می شوند .

 

بنا به نظر پزشکان متخصص زنان و زایمان آثار آبستنی در چهره بانوی ما به چشم می خورد . و همچنین نقش یک گل نوع بخصوص درست در محل قلب جنین دیده می شود . یعنی گل به . که برای آزتکها سمبلی از خداوند جهان است .

 

خیلی از جنبه های معجزه آمیز این تصویر هنوز در قرن بیستم کشف نشده است . این کشفیاتی که درباره این نقاشی اسرار آمیز الان کشف شده است در چهارصد سال پیش غیر ممکن بود .