کاترین و مدال جادویی ... قسمت سوم
قصه زندگی کاترین را می خوانیم که قبل از انقلاب کبیر فرانسه ، مریم مقدس بر او ظاهر می شود و از طرف خداوند ماموریتی به او محول می کند . باکره مقدس از او می خواهد مدالهایی بسازد و آنها را بین مردم منتشر کنند و مردم این مدالها را از گردن خود بیاویزند . این مدالها دارای خاصیت اعجاب انگیزی بودند و انسانهای زیادی توسط این مدالها نجات پیدا کردند یا شفا یافتند . مریم مقدس با دو ظهور مجزا ، طرح روی دو طرف مدال را به کاترین نشان می دهد و کاترین با توجه به منظره ای که مشاهده کرده و از روی الگوی داده شده ، مدالها را منقوش و منشر می کند .

کلیسا این تجلی باکره مقدس را تایید کرده است . و لقب مقدسه به کاترین اهدا شده است . قبر کاترین ، 57 سال پس از مرگش نبش می شود و جسد سالم او از دل تابوت بیرون می آید . او هم به زمره مقدسین می پیوندد . این داستان شیرین در چند قسمت ارائه می شود ...

بانو ادامه داد اوضاع و شرایط بدی پیش روست . مصیبت و سختی بر فرانسه سایه خواهد افکند . حکومت واژگون خواهد شد . صلیب مسیح اقتدارش را از دست خواهد داد و لگد مال خواهد شد . لباس روحانیت اسقف اعظم را از تن او در خواهند آورد خون در خیابانها جاری می شود . و پهلوی خداوندمان یک بار دیگر زخم می شود . همه دنیا به رنج و محنت مبتلا خواهد شد .
باکره مقدس هنگام ادای جمله آخر به قدری محزون بود که به سختی می توانست سخن بگوید . اما برای نشان دادن راه نجات به کف محراب اشاره کرد و گفت : به محراب کلیسا بیایید . از اینجا به همه کسانی که فیض و برکت را درخواست می کنند هدایای الهی داده خواهد شد . فیوضات به سوی افرادی که آن را درخواست می کنند روانه خواهد شد .
بانوی ما مصیبتها و محنتهایی که در صدد آمدن هستند را برای کاترین بازگو کرد و گفت : افرادی از بین روحانیون قربانی خواهند شد . اسقف فرانسه به قتل خواهد رسید و کل دنیا در اندوه و ماتم خواهند بود و بعد به کاترین گفت برخی از این اتفاقات در آینده نزدیک واقع خواهد شد و بقیه چهل سال بعد به وقوع می پیوندد .
پیشگویی بانوی ما به واقعیت پیوست . در هفته بعد مورخه 27 جولای 1830 انقلاب فرانسه بر پا شد . امپراطور فرانسه ، چارلز پنجم برکنار شد . مردم نسبت به کلیسا بی حرمتی کردند . مجسمه ها را خراب کردند و صلیب ها ار پایین آوردند و آنها را لگد مال کردند . اسقف ها و کشیش ها به زندان انداخته شدند . آنها مغلوب شدند و به قتل رسیدند . اسقف پاریس آقای
Hyacinth de Quelen
مجبور به فرار شد و برای نجات جانش پنهان شد .
در یک انقلاب دیگر در سال 1848 میلادی پادشاه فرانسه لوئیس فلیپ بر کنار شد و به تبعید فرستاده شد . اسقف اعظم فرانسه آقای
Affre
زمانی که داشت برای برپایی صلح در پشت سنگر تلاش می کرد هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد .
سپس چهل سال بعد در سپتامبر 1870 میلادی یک پادشاه فرانسوی دیگر واژگون شد . امپراطور لوئیس ناپلئون سوم در جنگ کشته شد . شش ماه بعد انقلابی در شهر پاریس به وقوع پیوست . این انقلاب فقط دو ماه طول کشید اما قبل از تمام شدنش تمام آن محنت و رنج و دشواریی که بانوی ما پیشگویی کرده بود اتفاق افتاد و به عنوان یک فاجعه تاریخی ثبت شد . خیلی از کلیساها در پاریس هتک حرمت شدند . من جمله کلیسای بانوی ویکتوریای ما. به مقدسات توهین و بی حرمتی شد . آنها حتی از قبور و جنازه های دورن آن هم نگذشتند . خیلی از روحانیون دستگیر شدند که در بین آنها هم اسقف ها بودند و هم کشیش ها و روحانیون راهب . و سرانجام چهل تن از آنان به اعدام محکوم شدند و شهید شدند . و اسقف داربوی
Darboy
هم اعدام شد . ولی طبق وعده مریم مقدس ، صومعه جماعت وینسنتها در امان ماند اگر چه خواهران راهبه آنجا اوقات و شرایط بسیار سختی را پشت سر گذاشتند .